دوشنبه ۳۱ مهٔ ۲۰۱۰

نوشاهی، عارف

از:


فهرست مندرجات


دکتر عارف نوشاهی (زادۀ ١٣٣۴ خ - )، محقق بزرگ و فارسی آموخته پاکستانی است.


[] زندگی‌نامه

عارف نوشاهی فرزند بشير احمد، در سال ١٣٣۴ خورشيدی به‌دنيا آمد. در هفت سالگی پدرش را از دست داد. عموی او شريف احمد شرافت كه از بزرگان علم و فضل روزگار خود بود و نزديك دويست و پنجاه اثر به اردو، فارسی، عربی و پنجابی نوشته است، سرپرستی و تربيت او را به عهده گرفت و ذوق كتاب‌دوستی و كتاب‌خوانی را در او بيدار كرد.

عارف، پس از آن که در سال ١٣۴٩، دوره دبيرستان را به پايان رساند، عمويش او را برای فراگيری دروس سنتی به يكی از حوزه‌های علمی شهر گوجرانواله در پنجاب برد. اما تمايل او بيشتر به تحصيلات دانشگاه و زبان فارسی بود. از اين روی، پس از دو هفته حوزه را رها كرد و در ١٣۵٠، به راولپندی رفت و در مجالس آموزش زبان فارسی كه در خانه فرهنگ ايران برپا می‌شد، شركت جست. در سال ١٣۵۴، دوره چهار ساله آموزش زبان فارسی را به پايان برد و در ١٣۵٣، موفق به گرفتن ديپلم نيز شد. در ١٣۵٢، به مركز تحقيقات فارسی ايران و پاكستان در اسلام آباد پيوست و تا سال ١٣٦٠، معاون كتابدار و فهرست‌نويس آن‌جا بود.

همكاری با مركز تحقيقات فارسی بر علاقه او به كارهای پژوهشی، به‌ويژه كتاب‌شناسی و نسخه‌شناسی، افزود. نوشاهی برای يافتن نسخه‌های خطی فارسی به بسياری از شهرها و روستاهای دور و نزديك پاكستان سفر كرد و هزاران دست‌نويس را فهرست كرد. در ١٣۵٨، به مركز تحقيقات فارسی در كراچی انتقال يافت و گنجينه نسخه‌های خطی فارسی موزه ملی پاكستان و انجمن ترقی اردو را بررسی و فهرست‌نويسی كرد و فهرست اين دو گنجينه را در دو كتاب جداگانه به چاپ رساند. در ١٣٦٠ خورشيدی از دانشگاه كراچی مدرک ليسانس زبان و ادبيات فارسی گرفت و در ١٣٦١، دوره فوق‌ليسانس اين رشته را در همان دانشگاه به پايان رسانيد. در ١٣٦٣ خورشيدی، به‌مناسبت برگزاری كنگره جهانی بزرگداشت سعدی شيرازی كتابی با عنوان فهرست چاپ‌های آثار سعدی در شبه قاره تاليف كرد. در ١٣٦۴، رايزنی فرهنگی سفارت ايران در اسلام‌آباد وی را به‌ سردبيری مجله فارسی دانش برگزيد و نوشاهی تا انتشار شانزدهمين شماره اين مجله سردبير آن بود.

وی در ١٣٦٧ خورشيدی به‌مناسب برگزاری سمينار بزرگداشت حافظ شيرازی در لاهور، كتابی به‌نام "حافظ محرم راز" درباره حافظ‌شناسی در شبه قاره تاليف و منتشر كرد. در ١٣٦٨، برای ادامه تحصيل به ايران سفر كرد و در ١٣٧٢، دوره پيوسته كارشناسی ارشد و دكتری زبان و ادبيات فارسی را در دانشكده ادبيات و علوم انسانی دانشگاه تهران به پايان برد. پايان‌نامه او تصحيح ملفوظات خواجه عبيدالله احراری نقشبندی به تحرير و تدوين مير عبدالاول نيشابوری بود.

نوشاهی، همزمان با تحصيل در ايران، در كارهای علمی و پژوهشی درباره شبه قاره با بنياد دايرةالمعارف اسلامی و فرهنگستان زبان و ادب فارسی همكاری می‌كرد و با دادن مقالاتی در كنگره بين‌المللی هزاره تدوين شاهنامه تهران، ١٣٦٩، كنگره بين‌المللی بزرگداشت نظامی گنجوی تبريز، ١٣٧٠، كنگره بين‌المللی تاريخ پزشكی اسلام و ايران تهران، ١٣٧١ خورشيدی و كنگره بين‌المللی همكاری‌های علمی فرهنگی كشورهای آسيای ميانه و كشورهای همجوار تهران، ١٣٧١ خورشيدی شركت كرده است. نوشاهی نخستين بار در ١٣۵۵، برای مطالعه درباره بهائيت به ايران سفر كرد و پس از آن بارها برای كارهای تحقيقی به ايران سفر كرده است. در ١٣۵۵ و ١٣۵٧ خورشيدی برای تحقيق درباره شاعر و عارفی گمنام به‌نام خواجه فضيل و حی كابلی و بازديد از كتابخانه‌های افغانستان به اين كشور رفت. در ١٣٦٦، برای تكميل طرح كتاب‌شناسی فهرست نسخه‌های خطی فارسی هند به اين كشور سفر كرد. در ١٣٧١، برای يافتن منابع طريقه نقشبنديه به تركيه رفت. از آثار فارسی او فهرست نسخه‌های خطی موزه ملی پاكستان كراچی اسلام آباد، ١٣٦٢؛ فهرست نسخه‌های خطی انجمن ترقی اردو كراچی اسلام آباد، ١٣٦٣؛ جهادنامه مولف مجهول قرن هفتم هجری و ظلم‌نامه اكبر كه ترجمه جهادالاكبر منسوب به غزالی است اسلام آباد، ١٣٦٣؛ به ياد شرافت نوشاهی اسلام آباد، ١٣۵٢؛ فهرست كتاب‌های فارسی چاپ سنگی و كمياب كتابخانه گنج بخش در دو جلد اسلام آباد، ١٣٦۵-١٣٦٩ خورشيدی؛ فهرست چاپ‌های آثار سعدی در شبه قاره و چاپ‌های شروح و ترجمه‌ها و فرهنگ‌نامه‌ها و تضمين‌های آثار وی اسلام آباد، ١٣٦٣؛ مجموعه اشعار پراگنده محمد ماه صداقت كنجاهی لاهور، ١٣٦٧؛ حافظ، محرم راز، اسلام آباد، ١٣٦٧؛ ترجمه و تعليقات ثلاثه غساله تاليف حكيم حبيب‌الرحمان كه فهرست آثار فارسی و عربی تاليف شده در بنگال است اسلام آباد، ١٣٦٨ خورشيدی.


[] آثار

  • از آثار اردوی او ترجمه و تحشيه و تكمله جامی تاليف علی‌اصغر حكمت اسلام‌آباد، ١٣٦٢ ش
  • فارسی اصطلاحات‌سازی، كتابيات كه كتاب‌شناسی فرهنگ‌نامه‌های اصطلاحات فارسی است اسلام باد، ١٣٦۴ ش
  • بهارت مين مخطوطات كی فهرستين كه كتابشناسی فهارس نسخه‌های خطی هندوستان است لاهور، ١٣٦٧ ش
  • پاكستان مين مخطوطات كی فهرستين كه كتاب‌شناسی فهارس نسخه‌های خطی پاكستان است اسلام آباد، ١٣٦٧ش
  • ايران اور افغانستان مين مخطوطات كی فهرستين كه كتاب‌شناسی فهارس نسخه‌های خطی ايران و افغانستان است لاهور، ١٣٧٢ ش
  • فهرست مخطوطات كتب‌خانه قريشی كه فهرست نسخه‌های خطی فارسی و اردوی كتابخانه وحيد قريشی در لاهور است لاهور، ١٣٧٢ ش

نوشاهی در سال ١٣٦۵ خورشيدی با همكاری ديگران مجله‌ای به‌نام كتاب‌شناسی درباره مسائل كتاب‌شناسی و كتابداری و فهرست‌نويسی و تصحيح متون داير كرد كه تا كنون سه شماره از آن منتشر شده است. افزون بر آثار ياد شده، از نوشاهی مقالات متعددی در مجلات پاكستان و هند و ايران و دايرةالمعارف‌های اسلامی و تركيه منتشر شده است. تدوين فهرست مشترك نسخه‌های خطی فارسی پاكستان جلد ١۴، اسلام آباد ١٩٩٨ ميلادی.


[۱]
[٢]
[٣]
[۴]
[۵]
[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]

[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]

[٢۱]
[٢٢]
[٢٣]
[٢۴]
[٢۵]
[٢٦]
[٢٧]
[٢٨]
[٢۹]
[٣٠]
[٣۱]
[٣٢]
[٣٣]
[٣۴]
[٣۵]
[٣٦]
[٣٧]
[٣٨]
[٣۹]
[۴٠]
[۴۱]
[۴٢]
[۴٣]
[۴۴]

[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط برشتۀ تحرير درآمده است.
يادداشت ٢: دوست دانشور ارجمند آقای نصير مهرين در رايان‌پيامی به اين‌جانب، آگاهی‌ داده‌اند که قرار است به‌زودی "بزرگداشت از پنجاه و پنجمین زادروز دکتر عارف نوشاهی و گرامیداشت پنجاه و پنج کتاب چاپ شده‌ی او درحوزه‌ی فرهنگ و زبان دری فارسی در نیم‌قاره‌ی (هند، بنگله‌دیش و پاکستان)" به ابتکار دانشمند گران‌مايه جناب آقای دکتر اسدالله شعور برگزار شود. از اين روی بود که اطلاعات مقدماتی موجود در سطح اينترنت گردآوری و منتشر شد تا در آينده اين اطلاعات به همت فرهيختگان افغانستان در محفل بزرگداشت اين محقق بزرگ پاکستانی تکميل شده و در پيوست‌های اين نوشتار انتشار يابند.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- شريف‌التواريخ، جلد سوم، حصه دوم؛ فارسی آموختگان، ٣٣٣-٣٣۴
[۲]-
[۳]-
[۴]-
[۵]-
[۶]-
[٧]-
[۸]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱۲]-
[۱۳]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱۶]-
[۱٧]-
[۱۸]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢۲]-
[٢۳]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢۶]-
[٢٧]-
[٢۸]-
[٢۹]-
[۳٠]-
[۳۱]-
[۳۲]-
[۳۳]-
[۳۴]-
[۳۵]-
[۳۶]-
[۳٧]-
[۳۸]-
[۳۹]-
[۴٠]-
[۴۱]-
[۴۲]-
[۴۳]-
[۴۴]-
[۴۵]-
[۴۶]-
[۴٧]-
[۴۸]-
[۴۹]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

گفت و گو با عارف نوشاهی، سياره مهين فر.






[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]




[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]


اوراسیا

از:


فهرست مندرجات


اوراسیا (Eurasia) نامی است که از آمیزش دو واژه اروپا و آسیا پدید آمده است.از آنجا که دو قاره آسیا و اروپا مرز طبیعی ویژه‌ای ندارند و مرزبندی کنونی میان این دو قاره بیشتر تاریخی - فرهنگی است؛ برخی از گیتاشناسان این دو قاره را قاره‌ای یکپارچه دانسته و آن را به این نام می‌خوانند.[۱]


[]



[]



[]



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :




[٢]
[٣]
[۴]
[۵]
[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]

[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]

[٢۱]
[٢٢]
[٢٣]
[٢۴]
[٢۵]
[٢٦]
[٢٧]
[٢٨]
[٢۹]
[٣٠]
[٣۱]
[٣٢]
[٣٣]
[٣۴]
[٣۵]
[٣٦]
[٣٧]
[٣٨]
[٣۹]
[۴٠]
[۴۱]
[۴٢]
[۴٣]
[۴۴]

[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱: صنوبر شرماتووا، مسکو در تقاطع اوراسیا
پيوست ٢: عزيز آريانفر، گستره "اروآسیای میانه بزرگ"
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- اوراسیا، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[۲]-
[۳]-
[۴]-
[۵]-
[۶]-
[٧]-
[۸]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱۲]-
[۱۳]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱۶]-
[۱٧]-
[۱۸]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢۲]-
[٢۳]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢۶]-
[٢٧]-
[٢۸]-
[٢۹]-
[۳٠]-
[۳۱]-
[۳۲]-
[۳۳]-
[۳۴]-
[۳۵]-
[۳۶]-
[۳٧]-
[۳۸]-
[۳۹]-
[۴٠]-
[۴۱]-
[۴۲]-
[۴۳]-
[۴۴]-
[۴۵]-
[۴۶]-
[۴٧]-
[۴۸]-
[۴۹]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]




[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]


یکشنبه ۳۰ مهٔ ۲۰۱۰

ارتش ملی افغانستان

از:


فهرست مندرجات


ارتش جمهوری اسلامی افغانستان که در افغانستان اردوی ملی افغانستان ناميده می‌شود، یکی از عمده‌ترين نیروی‌های نظامی (قوای مسلح) اين کشور است.

ارتش جمهوری اسلامی افغانستان پاسداری از استقلال و تمامیّت ارضی کشور را بر عهده دارد. اما اين اصل در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان گنجانيده نشده است. در حالی که در اصل پنجاه و پنجم اين قانون آمده: "دفاع از وطن وجيبه تمام اتباع افغانستان است." و افزوده که "شـرايط اجرای دوره مکلفيت عسکری (خدمت سربازی) توسط قانون تنظيم می‌گردد."

يا بر اساس اصل يکصد و سی چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، تصريح شده است: "وطايف منسوبين قوای مسلح،‌ پوليس و موظفين امنيت ملی، توسط قانون خاص تنظيم می‌گردد."

و طبق اصل يکصد و پنجاه و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان: "صاحب‌منصبان قوای مسلح و پوليس و منسوبين امنيـت ملـی، در مدت تصدی وظيـفه نمی‌توانند در احزاب سياسی عضويت داشته باشند."


[]



[]



[]



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[۱]
[٢]
[٣]
[۴]
[۵]
[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]

[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]

[٢۱]
[٢٢]
[٢٣]
[٢۴]
[٢۵]
[٢٦]
[٢٧]
[٢٨]
[٢۹]
[٣٠]
[٣۱]
[٣٢]
[٣٣]
[٣۴]
[٣۵]
[٣٦]
[٣٧]
[٣٨]
[٣۹]
[۴٠]
[۴۱]
[۴٢]
[۴٣]
[۴۴]

[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[۲]-
[۳]-
[۴]-
[۵]-
[۶]-
[٧]-
[۸]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱۲]-
[۱۳]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱۶]-
[۱٧]-
[۱۸]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢۲]-
[٢۳]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢۶]-
[٢٧]-
[٢۸]-
[٢۹]-
[۳٠]-
[۳۱]-
[۳۲]-
[۳۳]-
[۳۴]-
[۳۵]-
[۳۶]-
[۳٧]-
[۳۸]-
[۳۹]-
[۴٠]-
[۴۱]-
[۴۲]-
[۴۳]-
[۴۴]-
[۴۵]-
[۴۶]-
[۴٧]-
[۴۸]-
[۴۹]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]




[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]


غالب، حبيب‌الله

از: مهديزاده کابلی


فهرست مندرجات


حبيب‌الله غالب (زادۀ ١٣١٨ خورشيدی)، يکی از علمای دينی، حقوقدان و وزیر عدلیه جمهوری اسلامی افغانستان است.


[] زندگی‌نامه

حبيب‌الله غالب فرزند مولوی محمدعمر کوهستانی غالب در ١٧ ثور سال ١٣١٨ در قريۀ قاضی‌خيل ولسوالی (شهرستان) کوهستان ولايت (استان) کاپيسا چشم به جهان گشود. تحصيلات دورۀ ابتدايی را در مدرسۀ (مکتب) گلبهار، دورۀ متوسطه و دبيرستان را در سال ١٣٣٧ خورشيدی در مدرسۀ امام ابوحنيفه به پايان رساند. سپس تحصيلات عالی را در دانشکدۀ شرعيات دانشگاه کابل ادامه داد و در ١۵ قوس ١٣۴١ مدرک ليسانس خود را اخذ کرد.

غالب در اول جدی همان سال در وزارت عدليه افغانستان آغاز به کار کرد و در سال ١٣۴۵، برای ادامه تحصيل به كشور مصر رفت و در رشتۀ حقوق و فقه تطبيقی در دانشکدۀ فقه و قانون دانشگاه الازهر قاهره به تحصيل پرداخت و مدرک فوق‌ليسانس به‌دست آورد.

وی پس از بازگشت به افغانستان، سال‌ها در سمت آمر کتابخانه وزارت عدليه اين کشور خدمت می‌کرد.

پس از کودتای هفت ثور ١٣۵٧، غالب دستگير و زندانی شد و زمانی که از زندان بيرون آمد، برای مدت يکسال تحت نظر بود؛ اما دوباره در وزارت عدليه استخدام شد و در سال ١٣٦١، او را به‌عنوان مدير عمومی قلم مخصوص گماشتند و پس از آن، مدتی به‌عنوان مشاور در بخش‌های مختلف رياست عمومی تقنين مشغول به‌كار بود؛ ولی بازهم تحت نظر قرار گرفت و احتمال داشت به زودی زندانی شود. بنابر اين، ناگزير به کشور پاکستان مهاجرت کرد و تا سال ١٣٧٣ در آن کشور اقامت گزيد.

غالب در دوران مهاجرت نيز از کار و فعاليت‌های فرهنگی و سياسی دست نکشيد و به‌خدمات زير پرداخت:

    ١- عضو موسس و سرپرست شورای ثقافتی جهاد افغانستان و رئيس بخش تحقيقات اسلامی.
    ٢- رئيس موسسۀ خيريۀ مدينۀ منوره برای تربيت کودکان يتيم و همچنان استاد دانشگاه (پوهنتون) دعوت و جهاد.
    ٣- رئيس تقنين وزارت عدليۀ حکومت موقت مجاهدين.
    ۴- رئيس تعليم و تربيت دارالايتام‌های موسسۀ خيريه اسرا.

هنگامی که مجاهدين افغان پيروز شد، غالب در سال ١٣٧٣ به افغانستان بازگشت و به‌عنوان معاون لوی سارنوالی (دادستان کل کشور) در امور نظارت از تطبيق قوانين و رئيس حراست قانون و امور عدلی و قضايی اشتغال ورزيد و در طرح قانون اساسی و برای روی‌کار آمدن حکومت قانون، در کنفرانس‌های سويس و واشنگتن شرکت کرد.

وی همچنان در اين ايام، در پروسۀ صلح و حل قضيۀ افغانستان که از جانب پادشاه سابق افغانستان با همکاری سازمان ملل متحد براه ‌انداخته شده بود، در مجالس کويته، روم و بن شرکت جست.

پس از سقوط امارت اسلامی طالبان، غالب در حکومت‌های موقت، انتقالی و منتخب، به‌عنوان عضو کميسيون مستقل اصلاحات عدلی و قضايی، رئيس کميته ريفورم (اصلاحات) قوانين و عضو بورد مشورتی حقوقی و عدلی مقام رياست جمهوری انجام وظيفه نموده و همزمان به‌عنوان مشاور حقوقی وزارت عدليه نيز خدمت می‌کرد. او در لويه جرگۀ قانون اساسی عضو بود و همچنان به کشور‌های عربستان سعودی، سودان، فرانسه، سويس، ايتاليا، آلمان، امريکا و کانادا سفر‌های کاری داشت.

وی، پيش از آن که به پست وزارت عدليه منصوب شود، به‌عنوان رييس بورد مشورتی حقوقی و عدلی مقام رياست جمهوری مشغول به‌کار بود.[۱]

در جلسه ٢٦ جدی ١٣٨٨ شورای ملی افغانستان، که با شرکت ٢٢٤ نماينده برگزار شده بود، غالب ١١۵ رأی موافق، ٩٩ رأی مخالف، ٨ رأی سفيد و ١ رأی باطل به دست آورد و بنابر اين به‌عنوان وزير عدليه افغانستان انتخاب شد.[٢]

گذشته از اين، حبيب‌الله غالب تحقيقات علمی خود را در امور دستگاه پوليس، څارنوالی (دادگستری)، محابس (زندان‌ها) و دارالتأديب، در کشورهای مصر و ترکيه به‌سر رسانيده ‌است. وی دارای رتبۀ دولتی (درجۀ کارمندی) مافوق رتبه با چهار ســال قـدم بـوده، و در دوران کار څارنـوالی، درجۀ علمـی څارنپوه (حقوقـدان) را دريافـت کـرده ‌اســت.[٣] او به زبان‌هاى درى، پشتو و عربى تسلط دارد.[۴]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهديزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- برگرفته از بيوگرافی مختصر حبيب‌الله غالب وزير عدليۀ جمهوری اسلامی افغانستان، وب سايت مربوط به وزارت عدلیه جمهوری اسلامی افغانستان
[۲]- حبيب‌الله غالب د عدليې وزير په توګه باور رايه تر لاسه کړه، آژانس خبرى پژواک
[۳]- بيوگرافی مختصر حبيب‌الله غالب وزير عدليۀ جمهوری اسلامی افغانستان
[۴]- زندگی‌نامه وزیران حج و اوقاف، فواید عامه، و عدلیه، شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

وب‌سايت رسمی وزارت عدلیه جمهوری اسلامی افغانستان
سايت اينترنتی شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
وب‌سايت آژانس خبرى پژواک



[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]




[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]


خاستگاه اقوام آريايی

از: مهندس جلال‌الدين آشتيانی


فهرست مندرجات


اين سری يادداشت‌ها دربارۀ اقوام آريايی و خاستگاه آن‌ها، براساس پژوهش‌ها و ديدگاه‌های مختلف خاورشناسان غربی و روسی و دانشمندان ايرانی و افغان تهيه شده است و منظور از آن، فرصتی است برای پژوهشگران جوان تا با بازنگری و مقايسه‌ای ديدگاه‌های مختلف به‌راحتی بتوانند به کشف واقعيت‌ها دست يابند. آنچه در زير می‌خوانيد، نوشتاری است از آقای مهندس جلال‌الدين آشتيانی، دانشمند ارجمند ايرانی، که تصويری از ديدگاه‌های مختلف دربارۀ خاستگاه اقوام آريايی را ارائه می‌نمايد.

مهديزاده کابلی


[] خاستگاه اقوام آريايی

در مورد خاستگاه آرياها نظريات مختلفی اظهار شده است و موطن اصلی آن‌ها را از شمال اروپا تا جنوب روسيه حدس زده‌اند.

در قديم كه تورات و كتب مقدس مذهبی مهمترين منبع اطلاعات به‌شمار می‌رفت، آرياها را از نسل يافث[۱] يكی از پسران نوح می‌دانستند. از نظر تورات همه موجودات زمين در طوفان نوح هلاك شدند و فقط ساكنان كشتی نوح باقی ماندند. در اين‌صورت بايد تمام ساكنين كنونی جهان از نسل پسران نوح يعنی سام و يافث، به‌وجود آمده باشند. اين نظر تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا و كشورهای مسيحی پيروان زيادی داشت، حتی دانشمندانی در اثبات آن می‌كوشيدند (هرچند اطلاق دانشمند به اين اسطوره‌خوانان نابه‌جاست).

كامبرلند[٢] انگليسی در سال ۱٧٢۴ ميلادی به‌قول خودش تاريخ دقيق طوفان را حساب كرد و جيمز پارسون[٣] پس از او مدعی شد كه ريشۀ زبان‌های هندواروپايی زبان ماجوج بوده است كه يافث به آن سخن می‌گفته!! حتی در اواخر قرن نوزدهم مورخ شهيری چون ارنست رنان[۴] فرانسوی برای توجيه موطن اصلی مردم جهان و ريشۀ زبان‌های آن‌ها از تورات كمك می‌گيرد!

از اواسط قرن نوزدهم كه مطالعات زبان‌شناسی و مردم‌شناسی توسعه يافت، بررسی‌های علمی به‌تدريج جانشين اين فرضيات ميتولوژيك گرديد. من در زیر خلاصه‌ای از این تحقیقات را فهرست‌وار متذکر می‌شوم.

ماکس مولر[۵]، محقق و متفکر آلمانی اواخر قرن نوزدهم موطن آریاها را آسیای مرکزی بیان کرد.

اسحق تیلور[٦]، دانشمند انگلیسی هم‌عصر مولر خاستگاه نژاد اروپایی را فنلاند دانست.

د. اربوادو ژوبن‌ویل[٧] فرانسوی و بسیاری دیگر از دانشمندان اواخر قرن نوزدهم منشأ این اقوام را در حوزه سیحون و جیحون، دو رود متصل به دریاچه‌ی آرال واقع در روسیه شرقی، که اکنون به سیردریا و آمودریا موسومند و یونانی‌ها آن‌ها را ژاکسارتس و اوکسوس[٨] می‌نامیدند، حدس زده‌اند.[۹]

هاکسلی[۱٠]، طبیعیدان و فیلسوف و محقق مشهور انگلیسی اواخر قرن نوزدهم محدوده وسیعی بین آرال و دریای شمال را زادگاه اقوام آریایی دانست.

اتو شرودر[۱۱] آلمانی در همین دوران با بررسی‌های دقیق استپ‌های جنوب روسیه را سرزمین آریاها معرفی کرد.

هاینه گلدرن[۱٢] آلمانی در پایان قرن نوزدهم جنوب روسیه در شمال دریای خزر را خاستگاه این اقوام پیشنهاد کرد.

يت مار[۱٣]، محقق آلمانی در همین اوان جنوب روسیه را مرجح دانست.

پروفسور هیرت[۱۴] دانشمند آلمانی در اولین سال قرن بیستم اروپای مرکزی را موطن آریايیان بیان نمود.

در اوایل قرن بیستم نظریات بیشتر متوجه جنوب شرقی روسیه تا نواحی بالتیک گردید.

گوردون چایلد[۱۵]، باستان‌شناس و محقق شهیر انگلیسی جنوب روسیه را تأيید کرد.

لومل[۱٦]، شرق‌شناس مشهور آلمانی و متخصص تمدن هند و ایران از اصطلاحات ودايی و ادبیات قدیم ایندوگرمان‌ها نتیجه می‌گیرد که محل اقامت اولیه آریاها در زمان تدوین وداهای اولیه باید در منطقه‌ای سرد بوده و نور و حرارت و آتش اثر لذت‌بخشی برای این مردم داشته باشد. او از پژوهش خود به این نتیجه می‌رسد که امکان جنوب روسیه بیش از نقاط دیگر است.

پروفسور مولتون[۱٧]، دانشمند مشهور انگلیسی جنوب شرقی روسیه را ترجیح می‌دهد.

ادوارد مایر[۱٨]، محقق و مورخ معروف آلمانی موطن اولیه این طوایف را در شمال دریای سیاه و دریای خزر می‌داند که از آنجا به‌سوی دریاچه آرال گسترش یافته‌اند.

پروفسور میلز[۱۹]، اوستاشناس مشهور انگلیسی منشأ آریاها را جنوب روسیه و شمال افغانستان حدس می‌زند.

پروفسور المستد[٢٠]، مورخ انگلیسی نیز جنوب روسیه را مرجح می‌داند.

هنگامی که در آلمان موج تعصب نژادی بالا گرفت محققین آلمانی، اروپای مرکزی و شمال را مقر اولیه آریايی معرفی می‌کردند. ولی اگر به‌دقت نظریات پژوهشگران قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را طبقه‌بندی کنیم به روسیه مرکزی و جنوبی بیشتر توجه شده است.

جالب است که حدود ١٠ قرن قبل محققان اسلامی - ایرانی با استفاده از مدارک اوستايی و بدون توجه به اساطیر تورات که در قرآن نیز منعکس گردیده است، موطن آریاها را خوارزم تعیین نموده‌اند. بیرونی و خوارزمی از جمله این دانشمندانند... دانشمندانی اسلامی نظير ابن‌خلدون، اولین محققانی بودند که بدون در نظر گرفتن افسانه‌ها و اساطیر مذهبی، تحقیق تاریخی را آغاز کرده و با بهره‌گیری از روش علمی سد خرافات قرون وسطی را شکستند؛ آنچه اروپايیان به‌تدریج در قرن نوزدهم به آن دست یافتند.

از اواسط قرن بیستم نظر پژوهشگران بیشتر به‌سوی جنوب روسیه متوجه گردید.

پروفسور شدر[٢۱] آلمانی یکی از برجسته‌ترین شرق‌شناسان، مبدأ اقوام آریايی را جنوب شرقی روسیه و شمال افغانستان تشخیص می‌دهد.

سر پرسی سایکس[٢٢]، مورخ انگلیسی جنوب روسیه را پیشنهاد می‌نماید.

پروفسور اسمیت[٢٣] انگلیسی جنوب روسیه و شمال دریای خزر را تأيید می‌کند.

پروفسور گیمپرای[٢۴] مکزیکی شمال دریای سیاه و منطقه‌ی سفلای (جنوبی) ولگا را حدس می‌زند.

آلتهایم[٢۵]، متفکر و فیلسوف آلمانی شمال افغانستان و اطراف دریاچه‌ی آرال را سرزمین اولیه اقوام آریايی می‌خواند.

نیبرگ[٢٦]، دانشمند سوئدی نیز معتقد است که آریاها ابتدا در شمال افغانستان و جنوب روسیه می‌زیسته‌اند.

تیمه[٢٧]، دانشمند آلمانی خاستگاه آریايیان را شمال اروپا حدس می‌زند.

کومار[٢٨]، دانشمند هندی منشأ آریاها را در منطقه تمدن قدیم گورگان در شمال دریای سیاه می‌داند.

مری بویس[٢۹] انگلیسی ولگای جنوبی را موطن این اقوام پیشنهاد می‌کند.

پروفسور وینکلر[٣٠]، محقق مشهور آلمانی جنوب روسیه و نواحی قفقاز را ترجیح می‌دهد.

ویدن‌گرن[٣۱]، محقق هلندی سرزمین نخستین آریاها را از قفقاز تا دریاچه آرال توجیه می‌کند. اسکیت‌ها، سارمات‌ها و آلان‌ها در منطق قفقاز و سفدانیان، ساک‌ها و خوارزمیان در ناحیه آرال.

محققان شوروی [سابق] که در این باره تحقیقات جامعی کرده‌اند و با بررسی‌های محلی آن را تکمیل نموده‌اند، شمال و شرق دریای خزر (مازندران) و اطراف دریاجه آرال را موطن نخستین اقوام آریايی پیشنهاد کرده‌اند. در رساله‌ای که از جانب آکادمی روسیه تهیه شده به این منطقه تکیه شده است.

با توجه به کلیه نظریاتی که ذکر شد، می‌توان منشأ طوایف آریايی را در منطقه‌ای بین شمال شرقی دریای سیاه تا دریاچه آرال دانست.[٣٢]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين نوشتار که توسط آقای مهندس جلال‌الدين آشتيانی برشتۀ تحرير درآمده، توسط مهديزاده کابلی برای دانش‌نامه‌ی آريانا بازنويس شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- Japheth
[۲]- Comberland
[۳]- J. Parson
[۴]- Ernest Renan
[۵]- Max Mueller
[۶]- Issac Taylor
[٧]- D. Arbois de Jubainville
[۸]- Jaxartes, Oxus
[۹]- در اوستا رودی به‌نام وخشو (Vakhshu) به‌معنی فراينده آمده، که حدس می‌زنند همان جيحون باشد.
[۱٠]- T. H. Huxley
[۱۱]- Otto Schroder
[۱۲]- Heine Geldern
[۱۳]- Jettmar
[۱۴]- Hirt
[۱۵]- Gordin-Childe
[۱۶]- H. Lommel
[۱٧]- J. H. Moulton
[۱۸]- Edward Meyer
[۱۹]- L. C. Mills
[٢٠]- A. T. Olmstead
[٢۱]- H. H. Schaeder
[٢۲]- Sir Perecy Sykes
[٢۳]- V. A. Smith
[٢۴]- Gimpera
[٢۵]- Fr. Altheim
[٢۶]- H. S. Nyberg
[٢٧]- P. Thieme
[٢۸]- D. Kumar
[٢۹]- M. Boyce
[۳٠]- Winckler
[۳۱]- G. Widengren
[٣٢]- زرتشت، مزديسنا و حکومت، صص ٢٣ و ٢۹



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

آشتيانی، جلال‌الدين، زرتشت، مزديسنا و حکومت، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ هشتم - ۱٣٨۱ خ.



شنبه ۲۹ مهٔ ۲۰۱۰

راه حصول دیموکراسی

نوشتۀ: شادروان ولی‌احمد عطایی
برگرفته از: نامۀ ندأ خلق (شمارۀ اول، دوشنبه ۱٢ حمل ۱٣٣٠)



فهرست مندرجات


"راه حصول دیموکراسی"، نبشتـۀ شادروان ولی‌احمد عطایی نخستین مدیر مسؤول نامۀ ندأ خلق است. انگیزۀ انتشار دوبارۀ آن پس از ۵٨ سال از طرف ما، آشنایی و معرفت به برداشت‌هایی است که در حوزه‌ی درک و بحث دیموکراسی در افغانستان وجود داشته است.

نصیر مهرین


[] راه حصول دیموکراسی

ما طرفدار اغتشاش و خونریزی نیستیم؛ و لذا بخلق نیز آنرا توصیه نمی‌نمائیم. اغتشاش نظام زندگی را از بین برده، هرج و مرج تولید میکند. هستی را محو و مخالف نام دیموکراسی است. ما فقط انقلاب فکری میخواهیم. آرزو داریم هر طبقه افکار دیروزی خود را ترک داده بحق گرائیده وبرای نجات قوم، راه نجات و رستگاری و سعادت بسنجد.

فرض اول خلق، آگاه‌شدن به حقوق خودشان است . پس از آشنا شدن به حقوق خود، قدم دوم آن با ثبات و اتحاد و مقاومت، دفاع از حقوق خودشان است. طرز دفاع با حمله و اغتشاش و انقلاب نه معقول بوده و نه مفید است. و هیچ فردی از منورین مملکت، آرزوی کوچکترین اغتشاش را در محیط ندارند. زیرا صدمۀ اولی آن به جامعۀ منور مملکت میرسد. فقط طرز دفاع با استفاده از قانون و راه دیموکراسی است. اول باید در مقابل متعرض با زبان و داناندن قانون پیش آمده و گویا برای کار دانستن قانون و سواد لازم است. اما ملت ما اکثر سواد ندارند، پس فرض و ناموس هر با سواد است که حقوق خلق را مطابق قوانین بر آنها بفهماند. ندأ خلق مرتباً قوانین مملکت در ابا توضیحات لازمه پخش می‌نماید. ثانیاً اگر متعرض و یا مامور طرف معامله خرف خلق را نشنید، مطابق قانون به مامورین بالاتر تا مقام صدارت مراجعه لازم است. خواهید گفت که مال نتامنون همین جور میکردیم ولی سودی نداشت. اما مطابق قوانین دیموکراسی و آزادی را دیگری هم موجود است که تاکنون به آن مراجعه کرده نمی‌توانستند و آن نشر افکار شما توسط روزنامه‌های ملی و آزاد بود که الحمدالله اکنون به وجود آمده‌اند. پس اگر خلاف قانون بر شما مظالمی رفت و کسی بداد شما نرسید، روزنامه‌های ملی مخصوصاً "ندای خلق" که خود را خادم و آیینۀ (...)[۱] افکار از هر طبقه، نژاد از مسلمان و هندو میداند؛ و خود را مدافع حقوق و ناموس مردم میشناسد؛ حاضر است از حقوق شما دفاع کند و صدای شما را بگوش‌های گران‌شنو برساند؛ و در راه احقاق حق شما مبارزه کند.

در راه حصول حق برای مردم، عزم، ثبات، و خدمت و سعی در راه تحصیل سواد تا زمان با سوادشدن به حقوق خوداز راه گوش لازم است. پس درین مبارزه منورین و با سوادان مسؤولیت سنگین وجدانی و ایمانی داشته و اگر در راه ایفای این وظیفه ملی خود غفلت نمایند در نزد حق و وجدان و تاریخ مسؤول‌اند.

ثالثاً، مطابق قوانی دیموکراسی، مردم حق دارند جمعیت‌های سیاسی یعنی حزب و پارتی بصورت علنی تشکیل داده و گویا به دور یک مفکورۀ جمع شده در انتخابات وکلأ خود برای مجلس مشور و شورای ملی به اساس حزبی مجاهده کرده و کسانی را که حقیقتاً نمایندۀ خودشان بوده و طرف اعتمادشان باشند، انتخاب کرده و نگذارند که حکام بحق‌شان مداخله کرده و نمایندۀ خود را انتخاب کنند. و اگر کدام حاکم مداخله میکرد، فوراً شکایت خود را به کمیتۀ انتخابات و هم در عین زمان به یک روزنامۀ ملی خود بنویسند. ما قانون انتخابات و طرز انتخابات آزاد را برای معلومات خلق نشر می‌نمائیم. پس از آنکه وکلأشان در شورای ملی جمع شدند، باید مطابق قانون به الزمامات شاهانه، رئیس حرب غالب، کابینۀ خود را تشکیل و وکلأ خود ملت وزارتخانه‌ها را اشغال و مطابق آرزو و مرام تشکیلات و قوانین را ترتیب داده و چون وکلأ ملت طرف اعتماد آنها میباشند، پس طبعا ًبرای رفاه و آرامی خلق کار میکنند. برای اینکه عدالت برقرار مانده و یک حزب نتواند حسب میل خود و افراد خود با مقدرات مردم بازی کند، پس در شورای ملی اقلیتی که باقی میماند، وکلأ دست چپی و یا مخالف حکومت را تشکیل میدهند. پس آنها دایماً بر هر حرکت و قانون و طرز اداره و سیاست حکومت معین وکلأ غالب و کثرت که کابینه را تشکیل داده‌اند؛ آزادانه اعتراض کرده و چون جریان شورا آزادانه نشر میشود، (ولو تاکنون در شورأ ما نمیشد و شاید بعد ازین شده بتواند) پس مردم از اجراات دولت، دلایل‌شان و اعتراض وکلأ مخالف واقف شده و به این صورت اجراات بمفاد مردم و کثرت خلق تمام شده و امور دولت سر و صورتی پیدا کرده و مملکت آباد و آرام شده و منافع هر قوم ولو اقلیت هم باشد، تأمین میشود.

این است راه مجادله و مبارزه برای حقوق در یک حکومت دیموکراسی و تشکیل خلق برای خلق و توسط خلق.

ما تجارب و مشاهدات خود را در خارج با تطبیق آن در داخل مرتباً نشر خواهیم نمود.[٢]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين نوشتار که به قلم شادروان ولی‌احمد عطایی در نامۀ ندأ خلق (شمارۀ اول، دوشنبه ۱٢ حمل ۱٣٣٠ خورشيدی) برشتۀ تحرير درآمده، توسط آقای نصير مهرين در وب‌سايت خوشه بازنويس شده است..



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- متاسفانه این کلمه خوانده نشد.
[۲]- عطایی، ولی‌احمد، راه حصول دیموکراسی، بازنويس توسط نصير مهرين، وب‌سايت خوشه



[] جُستارهای وابسته








[] سرچشمه‌ها

وب‌سايت خوشه


[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]