ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه

ابن سينا، ابوعلی حسین

از: دانشنامۀ آریانا


فهرست مندرجات

[...][...]


ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و پور سینا و ابن سینای بلخی (زادهٔ ۳۷۰ هـ.ق - درگذشتهٔ ۴۲۸ هـ.ق در همدان) که در جهان غرب به‌نام (Avicenna) و با لقب "امیر پزشکان" شناخته شده است، از مشهورترین و تاثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان خراسانی در جهان اسلام بود. وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که شمار زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه است.


[] زندگی‌نامه

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا در سال ۳۷۰ هجری قمری (۹۸۰ میلادی[۱])، احتمالاً در قریه خورمیثن قریه‌ای میان بلخ و بخارا[٢]، به‌دنیا آمد. او را حسین نامیدند. در حالی که، بسیاری از آثار، او را ابن سینا، پور سینا و ابوعلی سینای بلخی[٣] گفته‌اند و در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجةالحق شرف‌الملک شیخ‌الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری[۴].

با این حال، برخی از منابع، از جمله دائرةالمعارف بریتانکا زادگاه ابن سینا را در نزدیکی بخارا خوانده‌اند، در حالی که آنچه ابوعبيد جوزجانی که يکی از شاگردان مقرب و ياران هميشگی ابن سينا بوده، از زبان خودش روایت می‌کند، این نظر را دستخوش تردید می‌سازد:

    "پدرم عبدالله از مردم بلخ بود [و] در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم."[۵]

او از همان کودکی هوش سرشار خود را نشان داد. از اين رو، پدر او را به نزد سبزی فروشی آگاه به حساب هندی برد تا به دستگاه شمارش هندی آشنا شود. ابن سينا همگام با فراگيری حساب هندی، فقه را نيز نزد اسماعيل زاهد آموزش دید. سپس نزد ابوعبدالله ناتلی، که به تازگی به بخارا آمده و پدر ابن‌ سينا او را در خانه‌ی خود جای داده بود، منطق و رياضی آموخت. کتاب‌های منطق ارسطو، اصول هندسه‌ی اقليدوس و کتاب المجسطی بطلميوس، از جمله کتاب‌هايی بود که در اين دوران آن‌ها را به کمک ناتلی يا به تنهايی فراگرفت[٦]. او خود در این مورد می‌نویسد:

    "در ده سالگی قرآن را حفظ نموده و در ادبیات مقامی کسب کردم که همدرسانم را تحت‌الشعاع قرار داده بودم. با کمال جدیت نزد اسماعیل زاهد فقه روی آوردم و در این رشته رشته به‌حدی رسیدم که مفتی حنفیان بخارا شدم. در همان زمان، حساب را پیش یکی از سبزی فروش‌ها که در علم حساب توانا بود فرا گرفته و ریاضی را از استادی به‌نام محمد مساح کسب نمودم. دیری نگذشت که شخصی به‌نام عبدالله ناتلی به شهر ما آمد؛ او خود را فیلسوف معرفی کرد و پدرم وی را در خانه خود جا داد و از او خواهش کرد که مرا تعلیم دهد. کتاب ایساغوجی را پیش وی خواندم و هر مسئله‌ای را که استاد شرح می‌داد، من بهتر از او تفسیر می‌کردم. در مدت زمانی اندک توانستم در علم منطق، سرمایه زیادی کسب کنم. کتاب اقلیدس را نیز نزد ناتلی شروع کردم، پنج یا شش شکل آن را تشریح کرد، بقیه مشکل را خود حل کردم. این بار کتاب دیگری را مورد مطالعه قرار دادم و دیگر نیازی به ناتلی نمانده بود. ناتلی از ما جدا شد، بعد از علم منطق و هندسه و فلکیات، که از ناتلی و غیره فراگرفته بودم؛ به فراگیری علوم طبیعی و ماوراءالطبیعه و علوم طب پرداختم. کتاب ماوراءالطبیعه تألیف ارسطو را پیدا کردم، دیدم بسیار مشکل است. چهل بار از اول تا به آخر خواندم و تمام مندرجاتش را حفظ کردم، اما چیزی از محتوای آن نفهمیدم. تا روزی در بازار صحافان بخارا به سمساری برخوردم، کتابی در دست داشت، گفت: ابوعلی این کتاب را بستان که بسیار ارزان است و صاحبش آن را از سر نیازی که به مال دارد می‌فروشد. کتاب را به سه درهم خریدم و به خانه آوردم. کتاب یکی از تألیفات فارابی و شرح ماوراءالطبیعه ارسطو بود. آن وقت بود که به کمک این کتاب ارزشمند، مشکلات علم ماوراءالطبیعه همگی بر من روشن شد. در زمینه علم طب بسیاری از کتاب‌های طبی را که در آن روزگار متداول بود، مطالعه کردم دیدم علم طب بسیار مشکل نیست.

    بسیار زود در این باره نیز پیشرفت‌هایی حاصل شد، که از سایر اطبای وقت پیشی گرفتم و شروع به‌مداوای بیماران کردم. در طب علمی تجاری بر من کشف شد که بسیاری از نظریات مندرج در کتاب‌ها را وارونه دیدم. در آن ایام که با طب سر و کار داشتم شانزده سالم بود. این را نیز باید یادآوری کنم که پدرم عبدالله و برادرم، که از من بزرگتر بود، گرویده باطنی بودند. اکثر اوقات بر سر مباحث نفس و عقل، که از فرقه اسماعیلیه تلقین گرفته بودند، به بحث و جدل می‌پرداختـند. من گوش می‌دادم، اما مرام و جدل آنان را نمی‌پسندیدم و وقتی که مرا دعوت به گرویدن به فرقه خود نمودند ابا ورزیدم."[٧]

و چنين شد كه وی به‌دليل نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت يافت. تا آنجا كه پادشاه سامانی، نوح بن منصور (حكومت از ٣٦٦ تا ٣٨٧ هجری قمری) به‌علت بيماری، وی را به‌نزد خود خواند و ابن سينا از اين راه به كتابخانه عظيم دربار سامانی دست يافت[٨]. وی در شرح حالی كه خود نگاشته است درباره منابع آن كتابخانه چنین می‌گويد:

    "هر چه از آن‌ها را كه بدان نياز داشتم خواستم و كتاب‌هايی يافتم كه نام آن‌ها به بسياری از مردم نرسيده بود و من هم پيش از آن نديده بودم و پس از آن هم نديدم. پس اين كتاب‌ها را خواندم و از آن‌ها سود برداشتم و اندازه هر مردی را در دانش دريافتم و چون به سن هجده سالگی رسيدم، از همه اين دانش‌ها فارغ آمدم."[۹]

به اين ترتيب، وی در علوم مختلف از جمله حكمت،‌ منطق و‌ رياضيات – كه خود شامل عدد،‌ هندسه،‌ نجوم و موسيقی است – تسلط يافت.


[] آثار




[۱٠]
[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱: هانری كوربن، ابوعلی حسین ابن سينا
پيوست ٢: محمدتقی فعالی، ادراك حسی از ديدگاه ابن سينا | پیشگفتار | بخش اول | بخش دوم |
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- سرواژهٔ Avicenna، دانشنامه‌ی بریتانیکا
[٢]- اِنی کاظمی، زندگی‌نامۀ ابن سینا، وب‌سایت تاریخ ما؛ همچنین خانم کاظمی نوشته: "ابن سینا بلخی یا پورسینا حسین پسر عبدالله زاده بلخ افغانستان در سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشته در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود." اما دانشنامه‌ی بریتانیکا می‌نویسد: "پورسینا در ۹٨٠ در نزدیکی بخارا، در ایران (ازبکستان کنونی)، زاده شده و در ۱٠٣٧ در همدان ایران درگذشته است." [رجوع شود به: سرواژهٔ Avicenna، دانشنامه‌ی بریتانیکا]
همان‌گونه که خانم کاظمی نمی‌نویسد براساس کدام منبع زادگاه پور سینا بلخ است، این دانشنامه نیز توضیح نمی‌دهد، زادگاه پور سینا به چه دلیل ایران خوانده شده است؟ از این روی، می‌تواند غلط‌انداز باشد.
[٣]- بیشتر زندگی‌نامه‌های ابن سینا که در افغانستان نگاشته شده‌اند، از جمله دائرةالمعارف آریانا او را بلخی خوانده‌اند. برخی از محققان ایرانی نیز به آن صحه گذاشته‌اند.
[۴]-
[۵]-
[٦]-
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]
[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]