جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

راهنمای کتاب مقدس

از: هنری هَلی

راهنمای کتاب مقدس


فهرست مندرجات

.



پیدایش

آفرینش آدم. اثر میکل‌آنژ (Michelangelo)، در کلیسای سیستین (Sistine Chapel).

عهد عتیق (به انگلیسی: Old Testament)، کتاب مقدس یهودیان است که یهودیان به آن تَنَخ (به انگلیسی: Tanakh؛ به عبری: תנ"ך) می‌گویند و نسخه‌های کنونی تنخ از ۳۹ کتاب تشکیل شده‌اند؛ ترتیب این کتاب‌ها در نسخه‌های یهودی و مسیحی با هم تفاوت دارد. تَنَخ، نزد مسیحیان، تورات عبری خوانده می‌شود و با برخی تغییرات و اضافات با عنوان عهد عتیق در کتاب مقدس مسیحیان جای گرفته است و مشتمل بر سه بخش است: تورات یا تورا (به عبری: תורה) (فرمان یا شریعت)، نوییم (به عبری: נביאים) یا کتب انبیا و کتوویم (به عبری: כתובים) یا مکتوبات (نوشته‌ها).

در این میان، تورات، بخش اول و پُراهمیت‌ترین نوشتار یهود است، که خود شامل پنج سِفر (کتاب) است: برشیت (به عبری: בראשית) یا پیدایش، شموت (به عبری: שמות) یا خروج، وییقرا (به عبری: ויקרא) یا لاویان، بمدیبار (به عبری: במדבר) یا اعداد، و دواریم (به عبری: דברים) یا تثنیه.

بخش دوم که نوییم نامیده می‌شود، خود شامل دو قسمت نوییم ریشونیم و کتاب‌های دوازده‌گانه است. قسمت اول عبارتند از: کتاب یوشع (به عبری: יהושע)، شوفطیم (به عبری: שופטים) یا کتاب داوران، کتاب شموئیل (به عبری: שמואל)، ملاخیم (به عبری: מלכים) یا کتاب پیامبران، کتاب اشعیا (به عبری: ישעיהו)، ارمیا (به عبری: ירמיהו)، و حزقیال (به عبری: יחזקאל)؛ و نیز کتاب‌های دوازده‌گانه عبارتند از: کتاب هوشع (به عبری: הושע)، کتاب یوئل (به عبری: יואל)، کتاب عاموس (به عبری: עמוס)، کتاب عوودیا (به عبری: עובדיה)، کتاب یونس (به عبری: יונה)، کتاب میخا (به عبری: מיכה)، کتاب ناحوم (به عبری: נחום)، کتاب حبقوق (به عبری: חבקוק)، کتاب صفنیا (به عبری: צפניה)، کتاب حجی (به عبری: חגי)، کتاب زکریا (به عبری: זכריה)، و کتاب ملاکی (به عبری: מלאכי).

بخش سوم تنخ، کتوویم است، که عبارتند از: تهیلیم یا مزامیر داوود (به عبری: תהילים)، امثال سلیمان (به عبری: משלי)، کتاب جامعه (به عبری: קהלת)، غزل غزل‌ها (به عبری: שיר השירים)، کتاب ایوب (به عبری: איוב)، کتاب روت (به عبری: רות)، مراثی ارمیا (به عبری: איכה)، کتاب استر (به عبری: אסתר)، کتاب دانیال (به عبری: דניאל)، کتاب عزرا (به عبری: עזרא)، کتاب نحمیا (به عبری: נחמיה)، و تواریخ ایام (به عبری: דברי הימים).

بنابر این، عهد عتیق نامی است که مسیحیان در مقابل عهد جدید به این کتاب‌ها داده‌اند و آن‌ها را پذیرفته و به‌عنوان بخش اول از دو بخش کتاب مقدس قرار داده‌اند. علاوه بر این، آن‌ها ۷ کتاب دیگر را هم در زمره‌ی کتاب‌های عهد عتیق وارد کرده بودند، در حالی‌که یهودیان آن کتاب‌ها را اپوکریفا می‌نامیدند و نامعتبر می‌دانستند. مارتین لوتر رهبر نهضت پروتستان در الهامی‌بودن این کتاب‌ها تردید کرد و آن‌ها را از عهد عتیق خارج ساخت، اما فرقه‌های کاتولیک و ارتدوکس هم‌چنان این کتاب‌ها را معتبر می‌دانند و همراه با عهد عتیق به‌چاپ می‌رسانند.


آغاز جهان، انسان، قوم یهود

آفرینش - طوفان - ابراهیم - اسحاق - یعقوب - یوسف


تأليف‌ پيدايش

سنت‌ كهن‌ يهودی‌ و مسيحی‌ حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ موسی‌، تحت‌ هدايت‌ خدا، كتاب‌ پيدايش‌ را با استفاده‌ از اسناد قديمی‌ موجود در آن‌ زمان‌ تأليف‌ كرد. كتاب‌، با وقايع‌ حدود ٣٠٠ سال‌ پيش‌ از موسی‌ پايان‌ می‌يابد. ممكن‌ است‌ موسی‌ اين‌ اطلاعات‌ را بواسطه‌ی مكاشفۀ‌ مستقيم‌ از خدا يا از طريق‌ گزارش‌های‌ تاريخی‌ كه‌ از اجدادش‌ به‌جا مانده‌ بود، دريافت‌ كرده‌ باشد.

كتاب‌ با «سرود آفرينش‌» آغاز می‌شود و سپس‌ با ده‌ عدد «كتاب‌ پيدايش‌»، كه‌ چارچوب‌ اصلی‌ كتاب‌ پيدايش‌ را تشكيل‌ می‌دهند، ادامه‌ می‌يابد. به‌نظر می‌رسد كه‌ موسی‌ اين‌ ده‌ كتاب‌ را، به‌‌همراه‌ اضافات‌ و توضيحاتی‌ كه‌ احتمالاً با هدايت‌ خدا صورت‌ گرفته‌، به‌ هم‌ ضميمه‌ كرده‌ است.

سرود آفرینش‌ ١: ١ - ٢: ٣
پیدایش آسمان‌ها و زمین ٢: ۴ - ۴: ٢٦
کتاب پیدایش آدم ۵: ١ - ٦: ٨
پیدایش نوح ٦: ۹ - ۹: ٢٨
پیدایش پسران نوح ١٠: ١ - ١١: ۹
پیدایش سام ١١: ١٠-٢٦
پیدایش تارح ١١: ٢٧ - ٢۵: ١١
پیدایش اسماعیل ٢۵: ١٢-١٨
پیدایش اسحاق ٢۵: ١۹ - ٢۵: ٢۹
پیدایش عیسو ٣٦: ١-۴٣
پیدایش یعقوب ٣٧: ٢ - ۵٠: ٢٦


سرود آفرینش‌ ١: ١ - ٢: ٣

این‌ توصیفی‌ شاعرانه‌ از حركت‌ حساب‌ شده‌ و شكوهمند مراحل‌ متوالی‌ آفرینش‌ است‌، كه‌ در قالب‌ عدد «هفت‌» كتاب‌مقدسی‌ كه‌ غالباً تكرار می‌شود، ریخته‌ شده‌ است‌. در همه‌ی‌ نوشته‌های‌ علمی‌ یا غیر علمی‌، گزارشی‌ عالی‌تر درباره‌ی‌ «منشأ موجودات‌» وجود ندارد.

چه‌ كسی‌ «سرود آفرینش‌» را نوشته‌ است‌؟ این‌ سرود را موسی‌ نقل‌ كرده‌، ولی‌ بی‌تردید، مدتها پیش‌ از آن‌ توسط‌ ابراهیم‌ یا نوح‌ یا خنوخ‌ یا آدم‌ نوشته‌ شده‌ است‌. قرن‌ها پیش‌ از زمان‌ موسی‌، نوشتار رایج‌ بوده‌ است‌. برخی‌ از «اوامر و فرایض‌ احكام‌» خدا در زمان‌ ابراهیم‌، یعنی‌ ٦٠٠ سال‌ پیش‌ از موسی‌، وجود داشته‌ است.[۱]

نویسنده‌ از كجا می‌دانست‌ كه‌ پیش‌ از ظهور انسان‌ چه‌ اتفاقی‌ افتاده‌ است‌؟ بی‌تردید خدا «گذشته‌ی‌ دور را بر او مكشوف‌ كرد، هم‌چنان‌كه‌ بعدها آینده‌ی‌ دور را به‌ انبیأ نشان‌ داد.»

كسی‌ چه‌ می‌داند، شاید خود خدا این‌ سرود را به‌ آدم‌ آموخته‌ باشد. و شاید این‌ سرود، نسل‌ پس‌ از نسل‌، به‌طور شفاهی‌ در جمع‌ خانوادگی‌ از حفظ‌ خوانده‌ می‌شد، یا به‌عنوان‌ یكی‌ از مراسم‌ عبادتی‌ اولیه‌ سروده‌ می‌شد (سرودها بخش‌ بزرگی‌ از قدیمی‌ترین‌ انواع‌ ادبیات‌ را تشكیل‌ می‌داد)، تا زمانی‌ كه‌ نوشتار اختراع‌ شد و خدا شخصاً بر نوشته‌‌شدن‌ آن‌ نظارت‌ كرد و بالاخره‌ این‌ سرود توسط‌ موسی‌، جای‌ خود را به‌عنوان‌ «نخستین‌ كلام‌ كتاب‌ الهی‌ اعصار» یافت.

اگر باور داریم‌ كتاب‌مقدس‌ كلام‌ «خدا» است‌ و اگر خدا از ابتدا می‌دانست‌ كه‌ كتاب‌مقدس‌ را به‌عنوان‌ وسیله‌ی‌ اصلی‌ در نجات‌ انسان‌ به‌كار خواهد برد، چرا باید باور كردن‌ این‌ مطلب‌ دشوار باشد كه‌ خدا خودش‌ همزمان‌ با آفرینش‌ انسان‌، ماده‌ و هسته‌ی‌ این‌ كلام‌ را به‌ انسان‌ داد؟


آفرینش‌ جهان: باب‌ ١: ١

«در ابتدا» خدا جهان‌ را آفرید. آنچه‌ در «هفت‌ روز» صورت‌ می‌گیرد، شكل‌‌گیری‌ ماده‌ كه‌ قبلاً آفریده‌ شده‌، و آماده‌ كردن‌ سطح‌ زمین‌ برای‌ آفرینش‌ و سكونت‌ انسان‌، را توصیف‌ می‌كند. تاریخ‌ آفرینش‌ جهان‌ و انسان‌ را نمی‌توان‌ از روی‌ این‌ نوشته‌ها تعیین‌ كرد. آن‌چه‌ در این‌جا مورد تأكید قرار می‌گیرد آن‌ است‌ كه‌ خدا جهان‌ و انسان‌ را آفریده‌ و آفرینش‌ موجودات‌ طبق‌ ترتیبی‌ بوده‌ است‌ كه‌ در باب‌ اول‌ پیدایش‌ مشاهده‌ می‌كنیم.


چه‌ كسی‌ خدا را آفرید؟

هر كودكی‌ این‌ سؤال‌ را می‌پرسد، و هیچ‌كس‌ نمی‌تواند به‌ آن‌ پاسخ‌ دهد. برخی‌ چیزها ورای‌ فكر ما هستند. ما نمی‌توانیم‌ آغاز زمان‌ یا پایان‌ زمان‌ یا حدود فضا را درك‌ كنیم‌. جهان‌ یا همواره‌ وجود داشته‌، یا از هیچ‌ ساخته‌ شده‌ است‌. ممكن‌ است‌ به‌‌یكی‌ از این‌ دو حالت‌ بوده‌ باشد. با این‌حال‌ نمی‌توانیم‌ هیچ‌یك‌ را درك‌ كنیم‌. ولی‌ این‌ را می‌دانیم‌: برترین‌ چیزی‌ كه‌ در فكر ما می‌گنجد، شخصیت‌، ذهن‌ و هوش‌ است‌. آن‌ از كجا آمده‌ است‌؟ آیا وجودی‌ بیجان‌ می‌تواند هوش‌ را بیافریند؟ ما به‌واسطه‌ی‌ «ایمان»، به‌عنوان‌ نهایتی‌ در فكر خود، قدرتی‌ برتر از خودمان‌ یعنی‌ «خدا» را می‌پذیریم‌؛ به‌ این‌ امید كه‌ روزی‌ در ملكوت‌، اسرار هستی‌ را دریابیم.


جهانی‌ كه‌ خدا آفرید

ستاره‌‌شناسان‌ چنین‌ تخمین‌ می‌زنند كه‌ در كهكشان‌ «راه‌ شیری» كه‌ كره‌ی‌ زمین‌ و منظومه‌ی‌ شمسی‌ در آن‌ قرار دارند، بیش‌ از ٣٠ میلیارد خورشید وجود دارد كه‌ بسیاری‌ از آن‌ها بسیار بزرگ‌تر از خورشید ما هستند، و خورشید ما خود ١،۵ میلیون‌ برابر بزرگ‌تر از كره‌ی‌ زمین‌ است‌. كهكشان‌ راه‌ شیری‌ به‌شكل‌ یك‌[٢] ساعت‌ مچی‌ نازك‌ است‌ كه‌ قطر آن‌ از یك‌ كناره‌ تا كناره‌ی‌ دیگر آن‌ ٢٠٠،٠٠٠ سال‌ نوری‌ است‌ و هر سال‌ نوری‌ فاصله‌ای‌ است‌ كه‌ نور، با سرعت‌ ١٨٦،٠٠٠ مایل‌ در ثانیه‌، در یك‌‌سال‌ می‌پیماید. و حداقل‌ ١٠٠،٠٠٠ كهكشان‌ مانند كهكشان‌ راه‌ شیری‌ وجود دارند، كه‌ برخی‌ از آن‌ها میلیون‌ها سال‌ نوری‌ از هم‌ فاصله‌ دارند. و همه‌ی‌ این‌ها شاید ذره‌ای‌ كوچك‌ در گسترده‌ی‌ نامحدود و لایتناهی‌ فضا باشد.


هفت روز: باب‌ ١: ٢ - ٢: ٣

ما نمی‌دانیم‌ كه‌ منظور از روز، آیا ٢۴ ساعت‌ بوده‌ است‌ یا دوره‌های‌ طولانی‌ متوالی‌. واژه‌ی‌ «روز» معنای‌ متعددی‌ دارد. در ١: ۵ به‌جای‌ نور به‌كار رفته‌ است‌. به‌نظر می‌رسد در ١: ٨ و ١٣ به‌‌یك‌ روز ٢۴ ساعته‌، در ١: ١۴ و ١٦ به‌‌یك‌ روز ١٢ ساعته‌، و در ٢: ۴ به‌ همه‌ی‌ دوره‌ی‌ آفرینش‌ اشاره‌ دارد. در متن‌هایی‌ مثل‌ یوئیل‌ ٣: ١٨، اعمال‌ ٢: ٢٠، یوحنا ١٦: ٢٣، «آن‌ روز» ظاهراً به‌‌معنی‌ همه‌ی‌ دوره‌ی‌ مسیحی‌ است‌. در متن‌هایی‌ مثل‌ دوم‌ تیموتاؤس‌ ١: ١٢، به‌ دوره‌ی‌ پس‌ از بازگشت‌ ثانوی‌ مسیح‌ اشاره‌ می‌كند. و در مزمور ٩٠: ۴ و دوم‌ پطرس‌ ٣: ٨، «یك‌ روز نزد خداوند چون‌ هزار سال‌ است‌ و هزار سال‌ چون‌ یك‌ روز.»

این‌ باب‌ رساله‌ای‌ علمی‌ نیست‌. با این‌حال‌ هماهنگی‌ آن‌ با معلومات‌ زیست‌‌شناسی‌ و جانورشناسی‌ كنونی‌ شگفت‌انگیز است.


روز اول‌، ١: ٢-۵

نور: «آسمان‌ها و زمین» كه‌ در «ابتدا» آفریده‌ شدند، باید قاعدتاً شامل‌ نور هم‌ بوده‌ باشند. ولی‌ سطح‌ زمین‌ باید هنوز تاریك‌ بوده‌ باشد، چرا كه‌ پوسته‌ی سخت‌ در حال‌ سرد شدن‌ زمین‌ كه‌ با آب‌های‌ جوشان‌ پوشانده‌ شده‌ بود، لایه‌های‌ فشرده‌ی‌ مه‌ و گاز را به‌‌طرف‌ بالا متصاعد می‌كرد كه‌ كاملاً جلوی‌ نور خورشید را می‌گرفته‌ است‌. نور و توالی‌ روز و شب‌، هنگامی‌ بر سطح‌ زمین‌ برقرار شد كه‌ فرآیند سرد شدن‌، غلظت‌ مه‌ را به‌ حدی‌ كاهش‌ داد كه‌ برای‌ نفوذ نور كافی‌ بود. در هر صورت‌، خود خورشید تا روز چهارم‌ قابل‌ رؤیت‌ نبود.


روز دوم‌، ١: ٦-٨

فلك‌: كه‌ «آسمان» نامیده‌ می‌شود، در این‌جا به‌‌معنی‌ اتمسفر یا لایه‌ی هوا است‌ كه‌ میان‌ زمین‌ پوشانده‌ شده‌ با آب‌ و ابرهای‌ بالاتر قرار دارد؛ این‌ ابرها حاصل‌ سرد شدن‌ آب‌های‌ زمین‌ بوده‌ كه‌ هنوز آن‌قدر گرم‌ بوده‌اند كه‌ ابرهایی‌ درست‌ كنند كه‌ خورشید را بپوشانند.


روز سوم، ١: ٩-١٣

زمین‌ و زندگی‌ گیاهی‌: تا این‌جا ظاهراً سطح‌ زمین‌ تماماً با آب‌ پوشانده‌ شده‌ بود، چرا كه‌ شكسته‌‌شدن‌ مداوم‌ پوسته‌ی‌ نازكی‌ كه‌ تازه‌ شكل‌ گرفته‌ بود، می‌باید سطح‌ زمین‌ را نرم‌ و مثل‌ یك‌ توپ‌ مایع‌[٣] نگاهداشته‌ باشد. اما هر چه‌ این‌ پوسته‌ سردتر و ضخیم‌تر شد، به‌تدریج‌ پیچ‌ و خم‌ برداشت‌ و جزیره‌ها و قاره‌ها ظاهر شدند. هنوز از باران‌ خبری‌ نبود، ولی‌ مه‌ غلیظ‌، خشكی‌ تازه‌ شكل‌ گرفته‌ را كه‌ هنوز گرم‌ بود، سیراب‌ می‌كرد. آب‌ و هوای‌ استوایی‌ همه‌‌جا را پوشانده‌ بود، و زندگی‌ گیاهی‌ می‌باید به‌سرعت‌ و به‌طور غول‌‌آسایی‌ رشد كرده‌ باشد. این‌ زندگی‌ گیاهی‌ پس‌ از فرو رفتن‌ها و بالا آمدن‌های‌ متوالی‌ بی‌شمار، بسترهای‌ زغال‌ سنگ‌ كنونی‌ را تولید كردند.


روز چهارم، ١: ١۴-١٩

خورشید، ماه‌ و ستارگان‌: این‌ها باید «در ابتدا» آفریده‌ شده‌ باشند. در «روز اول‌»، نور آن‌ها باید از درون‌ بخارات‌ زمین‌ نفوذ كرده‌ باشد (١: ٣)، در حالی‌ كه‌ خود آن‌ها قابل‌ مشاهده‌ نبوده‌اند. اما اكنون‌، با كم‌ شدن‌ غلظت‌ ابرها كه‌ خود ناشی‌ از سرد شدن‌ بیش‌تر زمین‌ بود، این‌ اجرام‌ آسمانی‌ بر زمین‌ قابل‌ رؤیت‌ شدند. فصل‌ها هنگامی‌ پدید آمدند كه‌ سطح‌ زمین‌، دیگر از درون‌ حرارتی‌ دریافت‌ نمی‌كرد، و به‌عنوان‌ تنها منبع‌ حرارت‌ به‌‌خورشید وابسته‌ بود.


روز پنجم‌، ١: ٢٠-٢۵

حیوانات‌ دریایی‌ و پرندگان‌: به‌ روند پیشرفت‌ وقایع‌ توجه‌ كنید: در روزهای‌ اول‌ و دوم‌ موجودات‌ بیجان‌، در روز سوم‌ زندگی‌ گیاهی‌، و در روز پنجم‌ زندگی‌ حیوانی.


روز ششم‌، ١: ٢۴-٣١

حیوانات‌ خشكی‌ و انسان‌: هنگامی‌ كه‌ بالاخره‌ زمین‌ برای‌ سكونت‌ انسان‌ آماده‌ شد، خدا انسان‌ را «به‌صورت‌ خود» آفرید. خدا هر چه‌ را كه‌ آفریده‌ بود، دید و همه‌ چیز «بسیار نیكو» بود (١: ۴، ١٠، ١٢، ١٨، ٢١، ٢۵، ٣١). اما خیلی‌ زود، این‌ تصویر تیره‌ شد. خدا حتماً این‌‌را از قبل‌ می‌دانسته‌، و همه‌ی‌ آفرینش‌ انسان‌ را، گامی‌ به‌سوی‌ دنیای‌ پر جلالی‌ در نظر گرفته‌ كه‌ پیامد این‌ آفرینش‌ خواهد بود؛ و شرح‌ این‌ دنیای‌ پر جلال‌ را در باب‌های‌ پایانی‌ كتاب‌ مكاشفه‌ می‌خوانیم.


روز هفتم‌، ٢: ١-٣

خدا استراحت‌ كرد؛ البته‌ نه‌ به‌طور مطلق‌ (يوحنا ۵: ١٧)، بلكه‌ از اين‌ عمل‌ به‌خصوص‌ آفرينش‌، آرامی‌ گرفت‌. اين‌ آرامی‌ اساس‌ روز سبت‌ است‌ (خروج‌ ٢٠: ١١)، و اشاره‌ای‌ عرفانی‌ به‌ آسمان‌ دارد (عبرانيان‌ ۴: ۴ و ٩). شايد عدد «هفت» در ساختار جهان‌، به‌‌مراتب‌ ورای‌ دانش‌ انسان‌ نقش‌ داشته‌ باشد.


نكته‌ی باستان‌شناختی: داستان‌های‌ آفرينش‌ بابلی

در سال‌های‌ اخير، حماسه‌های‌ آفرينش‌ به‌‌صورت‌های‌ مختلف‌ و حك‌‌شده‌ بر الواحی‌ كه‌ پيش‌ از[۴] زمان‌ ابراهيم‌ در جريان‌ بودند، در خرابه‌های‌ بابل‌، نينوا، نيپور و آشور كشف‌ شده‌اند، و به‌طور شگفت‌‌آوری‌ با «سرود آفرينش‌» كتاب‌ پيدايش‌ شباهت‌ دارند.

«هفت‌» لوحه‌ی (يا دوره‌) آفرينش‌ وجود دارند - «در ابتدا» يك‌ «مغاك‌ اوليه» - «آشوب‌ آب‌ها» كه‌ «عميق» ناميده‌ شده‌ - خدايان‌ «همه‌‌چيز را شكل‌ بخشيدند» - «فلك‌ زبرين‌ و زيرين» را ساختند - «آسمان‌ها و زمين‌ را بنياد نهادند» - در روز چهارم‌ «ستارگان‌ را مقرر كردند» - «سبزه‌ و گياهان‌ سبز را به‌ رشد واداشتند» - در روز ششم‌ «انسان‌ را از خاك‌ زمين‌ بسرشتند» - «آن‌ها به‌ موجوداتی‌ زنده‌ تبديل‌ شدند» - «انسان‌ و همسرش‌ ساكن‌ شدند» - «آن‌ دو يار و همكار بودند» - «در باغی‌ سكنی‌ گزيدند» - «لباس‌ را نمی‌شناختند» - روز «هفتم‌»، «روز مقدس» تعيين‌ شد، و «به‌ كنار گذاشتن‌ همه‌ی كارها فرمان‌ داده‌ شد.»

همه‌ی اين‌ داستان‌های‌ آفرينش‌ بابلی‌ و آشوری‌، آشكارا مبتنی‌ بر «چند خدا پرستی‌» هستند. ولی‌ به‌ دليل‌ وجود اين‌ همه‌ نكات‌ مشترك‌ با داستان‌ پيدايش‌، به‌نظر می‌رسد كه‌ بايد دارای‌ منبع‌ مشتركی‌ بوده‌ باشند. آيا اين‌ سنّت‌های‌ تحريف‌ شده‌، بر واقعيت‌ وجود يك‌ منبع‌ اصلی‌ الهی‌ گواهی‌ نمی‌دهند؟


نكته‌ی باستان‌شناختی‌: يكتاپرستی‌ اوليه

در كتاب‌‌مقدس‌ تاريخ‌ بشريت‌، با اعتقاد انسان‌ به‌ خدای‌ يگانه‌ آغاز شده‌، و بت‌‌پرستی‌ و چند خدايی‌ بعدها پديد آمده‌ است‌. اين‌ دقيقاً بر عكس‌ نظريه‌ی كنونی‌ است‌ كه‌ می‌گويد ايده‌ی يك‌ خدای‌ واحد به‌تدريج‌ از «جان‌گرايی‌» (آنيميسم‌ - اعتقاد به‌ عالم‌ روح‌ و تجسم‌ ارواح‌ مردگان‌) رشد كرده‌ است‌. اخيراً ديدگاه‌ كتاب‌‌مقدسی‌ از سوی‌ باستان‌‌شناسی‌ تأييد شده‌ است‌. دكتر «استفن‌ لَنگدان» از دانشگاه‌ آكسفورد به‌ اين‌ مطلب‌ پی‌ برده‌ كه‌ طبق‌ كهن‌ترين‌ كتيبه‌های‌ بابلی‌، نخستين‌ مذهب‌ انسان‌ اعتقاد به‌ خدای‌ يگانه‌ بوده‌، و از آن‌جا به‌‌سرعت‌ به‌ چند خداپرستی‌ و بت‌‌پرستی‌ نزول‌ كرده‌ است.

قرائنی‌ موجود است‌ كه‌ نشان‌ می‌دهد مذهب‌ اوليه‌ی مصر، يكتاپرستی‌ بوده‌ است‌. در ١٨٩٨ اعلام‌ شد كه‌ در سه‌ لوحه‌ی جداگانه‌ در موزه‌ی بريتانيا، كه‌ متعلق‌ به‌ زمان‌ حمورابی‌ هستند، واژه‌های‌ «يهوه‌ خدا است‌» كشف‌ شده‌ است.

انسان‌‌شناسان‌ برجسته‌، اخيراً اعلام‌ كردند كه‌ در ميان‌ همه‌ی نژادهای‌ بدوی‌ اعتقادی‌ به‌ يك‌ خدای‌ برتر وجود داشته‌ است.[۵]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- هنری هلی، راهنمای کتاب مقدس، ص ٣۱
[٢]- همان، ص ٣٢
[٣]- همان، ص ٣٣
[۴]- همان، ص ٣۴
[۵]- همان، ص ٣۵


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

هنری هلی، راهنمای کتاب مقدس، ترجمه‌ی جسيکا باباخانيان، سابرينا بدليان و ادوارد عيسی بيک، زير نظر کشيش ساروخاچيکی، هلند: انتشارت آ آر کی (ARK)، چاپ اول - ٢٠٠٠ م.


۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

تاريخچه راديو

گردآورنده: میترا گنجی


فهرست مندرجات


ماقبل تاريخ و تاريخ اوليه راديو تاريخ تكنولوژی است كه وسايل توليد شده از امواج راديو استفاده می‌كنند. بعدها تاريخ بوسيله برنامه نويسی و محتوا تسلط يافت كه به تاريخ جهانی نزديك است. دانشمندان گوناگونی پيشنهاد كردند كه برق و خاصيت مغناطيسی مادامی كه هردو قادر هستند سبب كشش(جذب) و دفع اشياء شوند به هم متصل می‌باشند. در سال ۱٨٠٢ جيان دومنيكو رومگناسی به وابستگی بين جريان الكتريكی و خاصيت مغناطيسی اشاره كرد اما درخواست او پذيرفته و ثبت نشد. در سال ۱٨٢٠ هنس كريستين اورستد آزمايش معروف وايدلی را روی شخص سازنده جريان الكتريكی و مغناطيسی انجام داد. او اثبات كرد كه يك سيم حامل جريان ميتواند يك سوزن بازودار مغناطيس شده را منحرف كند. آزمايشات اورستد وابستگی بين الكتريسيته و مغتاطيس را در يك آزمايش خيلی ساده كشف كرد. امتياز كار وی توليد نظريه الكترومغناطيس Andre-Marie Ampere بود.در تاريخ راديو و پيشرفت تلگراف بی سيم برخی از افراد ادعای اختراع راديو را داشتند. بيشتر ادعاهای مقبول به طور عادی به شرح زير می‌باشند:

  • جاگديشن چاندرا بوز
  • الكساندر استپناويچ پوپو
  • نيكولا تسلا كه توليد قابل اطمينان جريان فركانسی راديو را ايجاد كرد عموما در قانون راديو اثبات شده است و سيگنالها را در مسافت طولانی منتقل ميكند. در سال ۱۹۴٣ در يو اس ساپريم كورت آفلد عدد آشكار ٦۴۵,۵٧٦ U.S در شناخت اثر وی كه مخترع راديو است می‌باشد.
  • گوگليمو ماركونی
    وی كشتی‌ها رابرای شرايط زندگی بوسيله ارتباطات بی سيم مجهز كرد، وی در سال ۱۹٠۱ درخواست آزمايشات ارتباطات راديويی آنطرف اقيانوس اطلس را هدايت می‌كرد و در سال ۱۹٠٧ اولين خدمات رايويی تجارتی را آنطرف اقيانوس اطلس تاسيس كرد.


[] تاريخ اوليه، قديم بی‌سيم (قرن ۱۹)

در گذشته در قرن ۱۹ آزمايشات دانشمندان مختلف در مورد ارتباطات بی‌سيم واضح و امكان‌پذير بود. نظريه‌ها و ابداع آزمايشات گوناگون، آزمايش توسعه راديو و سيستم ارتباطی است كه ما تا به امروز می‌شناسيم. اغلب كارهای امروزی بوسيله قياس آزمايش الكترومغناطيس و نتايج محلی صورت می‌گيرد. اغلب افكار مشابه در مورد تكنولوژی اتری و تلگراف بوسيله قياس آنها و پديده‌ای كاملاً غريزی بوده است. تلگراف بی‌سيم با تاٌمل و تكرار و ممارست پيام‌های منتقل شده بی‌سيم شروع و توسعه يافت. بسياری از افراد برای ايجاد دستگاه‌ها و توسعه آن ترغيب شدند.

    [] فارادی

    در سال ۱٨٣۱ مايكل فارادی يك سری آزمايشات را شروع كرد كه به قياس الکترومغناطيسی پی برد. رابطه يك نمونه رياضياتی بوسيله قانون فارادی بود سپس يكی از ۴ معادلات ماكسول شد. پيشنهاد فارادی اين بود كه نيروهای الكترومغناطيس در فضای خالی اطراف يك رسانا توسعه می‌يابد، اما كار وی كامل نشد و پيشنهادش او را گرفتار كرد.


    [] جيمز كلارك ماكسوول

    جيمز كلارك ماكسوول آزمايشگری با امواج الكترومغناطيس بود و معادلات وی ماكسوول را توسعه داد.


    [] ويليام هنری وارد

    در آوريل ۱٨٧٢ ويليام هنری وارد گواهی آمريكايی ۱٢٦,٣۵٦ را برای توسعه راديو دريافت نمود.


    [] ماكسوول

    بين ۱٨٦۱ و ۱٨٦۵ جيمز كلارك ماكسوول آزمايشاتی با امواج الكترومغناطيس انجام داده است. ابتدا وی مبنای تئوريك گسترش امواج الكترومغناطيس را در مقاله وی تحت عنوان تئوری ديناميكی زمينه الكترومغناطيس توصيف نمود.


    [] مالون لوميز

    مالون لوميز از وست ويرجينيا قديمی‌ترين و مستندترين ادعای اختراع راديويی است. لوميز گواهی ۱٢۹,۹٧۱ آمريكايی را برای تلگراف بی‌سيم در ژولای ۱٨٧٢ دريافت نمود. اين گواهی الكتريسيته جوی را برای حذف سيم فراگذاری بهينه‌سازی می‌كند با سيستم‌های تلگراف موجود بررسی می‌شود. اين محتوی نمودار يا روش خاصی نيست. بلكه با گواهی ويليام هنری و ارونيز مشابه است.


    [] اديسون

    در پايان ۱٨٧۵ هنگام آزمايش تلگراف توماس اديسون پديده‌ای را بيان نمود كه نيروی اتريك نام دارد و آن را در ٢٨ نوامبر منتشر نمود. وی تحقيق خود را به‌هنگام به مسخره گرفتن ايده وی بوسيله اليهو تامسون منتشر نمود.


    [] لاندل دمورا

    بين ۱٨۹٣ و ۱٨۹۴ رابرتو لاندل دمورا دانشمند كشيش برزيل آزمايشاتی انجام داد. وی تا سال ۱۹٠٠ يافته‌های خود را منتشر ساخت.


    [] ديويد هيوز

    در سال ۱٨٧٨ ديويد ای هيوز ابتدا امواج راديويی را به‌هنگام توصيف اين قضيه كه تراز رسانايی باعث ايجاد سروصدا در گيرنده تلفن خانگی می‌شود انتقال و دريافت نمود. وی يافته‌اش را در سال ۱٨٨٠ به اتحاديه رويال ارائه داد اما آنرا صرفا رسانايی ناميد.


    [] كال زچی، اونستی

    در سال ۱٨٨۴ تميستوكل كالزچی، اونستی در fermo ايتاليا تيوبی اختراع نمود كه پر از آهن بود و آنرا coherer ناميد.


    [] ادوارد برانلی

    بين ۱٨٨۴ و ۱٨٨٦ ادوارد برانلی از فرانسه نسخه توسعه يافته coherer را توليد نمود.


    [] اديسون

    در سال ۱٨٨۵ اديسون گواهی آمريكايی ۴٦۵,۹٧۱ را در باب سيستم ارتباط راديويی بين كشتی‌ها دريافت نمود (كه بعدها به ماركونی فروخته شد).


    [] هرتز

    بين ۱٨٨٦ و ۱٨٨٨‌ هاينريش رادولف هرتز تئوری ماكسوول را از طريق آزمايش معتبر ساخت. وی نشان داد كه بازتاب راديويی تمام خواص امواج (كه امواج هرتز نام دارند) را داشته و كشف كرد كه معادلات الكترومغناطيس به معادله ديفرانسيل جزيی با معادله ديفرانسيل تبديل شده و معادله موج نام دارد. اما وی كاربرد عملی برای بافته‌اش نيافت. برای اطلاعات بيشتر به كارکرد راديويی هرتز رجوع كنيد.


    [] استابل فيلد

    ادعاهايی شده از مبنی بر اينكه مودای كنتاكی و ناتان ستابل فيلد راديو را بين ۱٨٨۵ و ۱٨۹٢ قبل از تسلا يا ماركونی اختراع نمودند، اما وسايل وی بيشتر تحت تاثير انتقال رسانايی فراتر از انتقال راديويی است.


[] شروع راديويی بی‌سيم

در تاريخچه راديو و تلگراف بی‌سيم چندين ادعا بر اختراع راديو حاصل شده‌اند. مشخصه مخترع اصلی راديو در زمان تلگراف بی‌سيمی قابل بحث است. اختراع كليدی برای شروع انتقال با سيم داده‌ها با استفاده از كل طيف فركانس كه انتقال‌دهنده شكاف نام دارد به افراد مختلفی مرتبط است ماركونی كشتی‌ها را با ارتباطات بی‌سيم مجهز نمود و ابتدا سرويس راديويی را ايجاد نمود. تسلا روشهايی بر توليد جريانات الكتريكی فركانس راديويی را توسعه داد و اصول راديويی و سيگنال‌های دوردست را نشان داد.


    [] نيكولا تسلا

    در سال ۱٨۹۱ تسلا تحقيق خود در باب راديو را شروع نمود. وی بعدها مقاله بی‌سيم واقعی مرتبط به اين بحث را چاپ كرد. در سال ۱٨۹٢ وی آزمايشاتی با جريانات متناوب با فركانس بالا و پتانسيل بالا را دريافت نموده. در سال ۱٨۹٣ سن لوييز ميسوری وی تصوير عاميانه‌ای از ارتباط راديويی بی‌سيم ارائه داد. وی با فرانكلين در فيلادلفيا و اتحاديه ملی الكتريكی اصول ارتباط راديويی را توصيف نمود. وسيله‌ای كه وی به‌كار می‌برد محتوی عناصری است كه با سيستم‌های راديويی قبل از توسعه دريچه تنظيم كنند با تيوب خلاء تركيب می‌شوند. وی ابتدا مكانيزم رسانايی الكتركی با اصول بی‌سيم را به‌كار برد بعد گيرنده‌های الكترومغناطيسی حساس را به‌كار برد كه بر خلاف ساير موارد به‌وسيله ماركونی به‌كار رفته و ساير آزمايشات را در بر دارند. بعد از آن اصل ارتباط راديويی (ارسال سيگنال از طريق فضا به گيرنده) به‌سرعت عموميت يافت. دانشمندان مختلف و آزمايش‌كنندگان به‌بررسی روش‌های بی‌سيم پرداختند. وی جايزه اين آزمايشات را بعد از شروع آنها به‌وسيله دادگاه عالی آمريكا بعد از مرگ وی به تاريخ ۱۹۴٣ دريافت نمود. برای اطلاعات بيشر به اثر بی‌سيم تسلا رجوع كنيد.


    [] اوليور لوگا

    اوليور لاج سيگنال‌های راديويی را به‌تاريخ ۱۴ آگوست ۱٨۹۴ (يكسال بعد از تسلا و يكسال قبل از ماركونی) در جلسه اتحاديه بريتانيايی برای پيشرفت علم در دانشگاه آكسفورد انتقال داد. (در سال ۱۹۹۵ اتحاديه رويال سابقه علمی خود را در مراسم خاص دانشگاه آكسفورد تشخيص داد). در ۱۹ آگوست ۱٨۹۴ لاچ دريافت سيگنال‌بندی كد مورس را به‌واسطه امواج راديويی با استفاده از coherer نشان داد. وی كاشف موج راديويی ادوارد برانل را با افزودن در بلندی توسعه داد كه حساسيت وسيله را ترميم می‌كند. در آگوست ۱٨۹٨ وی گواهی ٦٠۹,۱۵٣ تلگراف الكتريسيته را درذيافت نمود كه سيگنال‌های بی‌سيم را با استفاده از سيم‌های رامكورف يا سيستم‌های تسلا برای انتقال‌دهنده و coherer برانلی برای كاشف صورت داد. اين زمينه‌ای برای مفهوم تناسب يكنواخت ايجاد نمود. در سال ۱۹۱٢ لاج اين گواهی را به ماركونی فروخت.


    [] جاگديشن چاندرابوز

    در نوامبر ۱٨۹۴ فيزيكدان هنديجاگديشن چاندرابوز كاربرد امواج راديويی را در كلكته نشان داد اما به ثبت اين اختراع علاقمند نبود. بوز محفظه باروت را احتراق نمود و توپی را در مسافت طولانی با استفاده از امواج الكترومغناطيس رها نمود كه ثابت می‌كند سيكنال‌های ارتباطی بدون استفاده از سيم‌ها ارسال می‌شوند. انتشار عامه اين سند به‌وسيله بوز در ۱٨۹۵ قبل از آزمايش سيگنال‌بندی بی‌سيم ماركونی در ناحيه ساليز بوری در انگليس در مه ۱٨۹٧ بود. در سال ۱٨۹٦ ماهنامه daily chronicle آزمايشات UHF وی را به چاپ رسانيد. مخترع (بوز) سيگنال‌ها را به مسافت يك حامل انتقال و ابتدا كاربرد ارزشمندی از اين توجيه تئوريك خود را حاصل نمود.


    [] الكساندر پو پو

    پو پو اولين نفری بود كه كاربردهای عملی امواج راديويی را نشان داد. در سال ۱٨۹۴ الكساندر پو پو فيزيكدان روسی coherer را ساخت. در ٧ مه ۱٨۹۵ وی انتقال و دريافت امواج راديويی را برای ارتباط در اتحاديه شيمی و فيزيكی روسيه به استفاده از coherer خود به‌كار برد. اين روز را در روسيه روز راديويی می‌نامند. وی گواهی اختراع ر ا برای اين اختراع به‌گار نبرد. آزمايشات اوليه پو پو انتقال ٦٠٠ ياردی (اينچ يا فوت) بودند. وی ابتدا ارتباط عملی را بر اساس coherer توسعه و به‌وسيله روس‌ها به‌عنوان مخترع راديو معروف است. حول مارس ۱٨۹٦ پو پو انتقال امواج راديو بين ساختمان‌های مختلف به اتحاديه فيزيك سن پترز بورگ را به مردم نشان داد (اينكار قبل از نمايش عمومی سيستم ماركونی حول سپتامبر ۱٨۹٦ بود). در سال ۱٨۹٨ سيگنال وی ٦ مايل دوردست دريافت شد. در سال ۱٨۹۹، ٣٠ مايل دورتر دريافت شد. در سال ۱۹٠٠ وی در كنگره مهندسی برق روسيه گفت: انتقال و دريافت سيگنال به‌وسيله ماركونی با روش‌های تنظيم الكتريكی چيز جديدی است مثل كاری كه نيكولا تسلا به سال ۱٨۹٣ انجام داد. بعدها پوپو اين آزمايش را با ارتباط كشتی‌ها با ساحل انجام داد. وی به سال ۱۹٠۵ درگذشت و ادعای وی تا سال ۱۹۴۵ به‌وسيله دولت روسيه بيان نشد.


    [] حول ۱٨۹۵ برای اولين كاربرد راديويی از فوتوفينيش ٣ طرفه استفاده كردند

    در فوريه ۱٨۹٣ تسلا پديده فركانس بالا و سبك را قبل از فرانكلين در فيلادلفيا معرفی نمود. به سال ۱٨۹۵ ماركونی پيام تلگراف را بدون سيم در مسافت كوتاه (كمتر از يك مايل) دريافت نمود. اما صدايش به امواج هوايی نرسيد. در مارس ۱٨۹۵ پو پو امواج راديويی را بين ساختمان‌ها در سن پترزبورگ انتقال داد. اما برای ثبت اختراع نبود. در سال ۱٨۹٦ تسلا انتقال از لابراتور خود در نيويورك را با فركانس پايين (۵٠,٠٠٠ سيكل در هر ثانيه) شروع و در مسافت ٣٠ مايلی به گيرنده خود در وست پوينت ارسال نمود.


    [] ارنست راتر فورد

    ارنست راتر فورد نيوزلندی اولين بارون راتر فورد نلسون در توسعه راديو بود. به سال ۱٨۹۵ جايزه نمايشگاهی ۱٨۵۱ را از موسسه تحقيق كمبريج دريافت نمود. وی با شهرت مخترع و ابداع وارد انگليس شد و خودش را در چندين زمينه متمايز نمود. ابتدا در باب خواص الكتريكی جامدات و بعد به استفاده از امواج بی‌سيم به‌صورت روش سيگنال‌بندی مشغول شد. راتر فورد در كارش مورد تشويق سر رابرت بال قرار گرفت كسی كه مشاور علمی به اعضای ايرلندی بود. وی می‌خواست مشكل سخت ناتوانی كشتی بر كشف نور در مه را حل كند. راتر فورد حساسيت وسيله خود را بالا برد بتواند امواج الكترومغناطيس را در مسافت چند صد متر كشف كند. توسعه جاری فن‌آوری با سيم برای سايرين قابل توجه بود. لذا راتر فورد به تحقيق علمی پرداخت. تامسون به‌سرعت تشخيص داد كه راتر فورد محققی با توانايی‌های استثنايی است و وی را به پيوستن به مطالعه الكتريكی گازها دعوت نمود.


    [] ماركونی

    گوگليمو ماركونی مهندس برق بود و برای توسعه سيستم تلگراف بی‌سيم محلی جايزه نوبل گرفت. در سال ۱٨۹٦ گوگليمو ماركونی گواهی ثبت اختراع را از بريتانيا به شماره ۱٢.٣۹ دريافت نمود. توسعه در انتقال ضربان‌های الكتريكی و سيگنال‌ها و ساير لوازم. اين گواهی ابتدايی برای راديويی است هرچند فنون قبلی آزمايشگران ديگر (بويژه تسلا) نيز قابل توجه بود و ابزار سايرين (از جمله پوپو) را شبيه‌سازی نمود. در اين زمان تلگراف بی‌سيم نيز بسيار مورد تحقيق قرار گرفت. در سال ۱٨۹٦ بوز برای سخنرانی و ملاقات ماركونی به لندن رفت كه آزمايشات بی‌سيم را برای اداره پست بريتانيا انجام می‌داد. در ۱٨۹٧ ماركونی ۱٠ ايستگاه راديويی نيتون، جرزيره وايت، انگليس را ايجاد نمود. در ۱٨۹٧ تسلا ذو گواهی ثبت اختراع در آمريكا گرفت. اين دو گواهی در اوايل ۱۹٠٠ صادر شدند. در ۱٨۹٨ ماركونی كارخانه راديوسازی را در ‌هال‌استريت، chelmsford انگليس با اشتغال بيش از ۵٠ نفر افتتاح نمود. در ۱٨۹۹ بوز اختراع coherer آهن، جيوه، آهن با كاشف تلفن را در مقاله‌ای به اتحاديه رويال لندن معرفی نمود.


[] پايان اين قرن

در پايان اين قرن سيستم بی‌سيم slady arco بوسيله آدولف اسلابی و جورج ون آركو توسعه يافت كه بعدها telefunken ناميده شد. در ۱۹٠٠ رجينالد فزند انتقال ضعيف صوت در امواج هوايی را ايجاد نمود. حدود ۱۹٠٠ تسلا ايستگاه برج و واردن كلايف را افتتاح و خدمات تبليغاتی را شروع نمود. در ۱۹٠۱ ماركونی اولين ارتباطات راديويی آزمايشی تبديلی را به‌طور موفق انجام داد. در ۱۹٠٣ ايستگاه برج واردن كلايف راه‌اندازی شد. تئوری‌های مختلفی در باب رسيدن به اهداف سيستم بی‌سيم وجود داشتند. تسلا ادعا می‌كرد كه وارون كلايف به‌صورت بخشی از سيستم جهانی انتقال‌دهنده به دريافت چند كانالی اطلاعات جهت يابی جهانی، همگام‌سازی زمان و سيستم موقعيت جهانی می‌انجامد. در ۱۹٠۴ اداره ثبت اختراع آمريكا تصميم وی را تبديل نمود و گواهی ثبت اختراع را برای اختراع راديو تحت تاثير حاميان مالی ماركونی در آمريكا از جمله توماس اديسون و آندرو كارنچی به ماركونی اعطا نمود. اينكار به دولت آمريكا اجازه می‌داد تا از پرداخت هزينه‌هايی پرهيز كند كه برای كاربرد گواهی تسلا مورد نيز بود. برای اطلاعات بيشتر به اثر راديويی ماركونی مراجعه كنيد. در ۱۹٠٧ ماركونی اولين سرويس ارتباطات راديويی بين كلايف دن، ايرلند و خليج Glace، نيوفونلند را شروع نمود.


[] تلگراف و تلفن راديويی اوليه

دونالدمانسون به‌صورت كارمند شركت ماركونی مشغول به‌كار بود. (انگليس، ۱۹٠٦)


    [] ماركونی بريتانيا

    با استفاده از چندين گواهی اين شركت كه ماركونی بريتانيا نام دارد تاسيس و ارتباط بين سيگنال‌های راديويی و كشتی‌ها در دريا را شروع نمود. اين شركت به‌همراه زير مجموعه ماركونی آمريكا علايم و كشتی‌ها را به ارتباط ساحل منتقل می‌نمود. بيشتر شبيه به تلفن و تلگراف آمريكايی تا سال ۱٨۹٣ كار می‌كرد و تمام ابزار را به‌كار برد، و از ارتباط با كشتی‌های غير ماركونی خوداری می‌نمود. بسياری زا اختراعات، كيفيت راديو را توسعه دادند و آماتورها نيز با كاربردهای راديويی كار می‌كردند كه اولين واحدهای پخش كننده بودند.


    [] رجينالد فسندن

    اختراع راديو چند رسانه‌ای با تقويت دامنه تا جايی كه در بيش از يك ايسگاه بتواند سيگنال را ارسال كند (مخالف با راديويی كه يك انتقال‌دهنده كل پهنای باند طيف را در بر دارد) به رجينالد فسندن و لی دفورست مرتبط است. در كريسمس ۱۹٠٦ رجينالد فسندن تناوب گر الكساندرسون و انتقال‌دهنده چرخشی را برای اولين پخش صوتی از برانت راك و ماساچوست بكار برد. كشتی‌های دريا صدای اين سيگنال را می‌شنيدند كه شكل نمايش مقدس با ويولن و خواندن پيامی از كتاب مقدس بود.


    [] كارل براون

    در ۱۹٠۹ ماركونی و كارل فرديناند برات ورست، جايزه نوبل در فيزيك را بخاطر نقش در توسعه تلگراف بی‌سيم دريافت نمودند.


    [] چارلز ديويد هرولد

    در آوريل ۱۹٠۹ چارلز ذيويد هرولد، مربی التكرونيك در سن خوز كاليفرنيا ايستگاه بخش را ساخت. وی از تكنولوژی شكاف استفاده نمود اما حامل فركانس را با صدای انسان و بعدها با موسيقی مدل‌سازی نمود. ايستگاه تماس سن خوز تا به امروز نيز در سن فرانسيسكو به‌نام KCBS معروف است. هرولد فرزند سانتا كلارا كشاورز vally اصطلاحات پخش طولانی و كوتاه را برای شناسايی انتقال‌ها به مبدا يك دريافت كننده مثل عرشه كشتی در مزرعه داری برای تعريف كاشت دانه در تمام جهات به‌كار برد. چارلز هرولد اولين كسی نبود كه ادعا می‌كرد صدای انسان را انتقال می‌دهد بلكه اولين كسی بود كه پخش را انجام داد. برای كمك به‌توزيع سيگنال راديويی در تمام جهات وی بعضی از آنتن‌های تك جهتی را ايجاد نمود كه برای سقف ساختمان‌ها در سن خوز، نصب می‌شد. هرولد اولين پخش كننده برای دريافت تبليغات بود (وی اولين نفری بود كه برای فروشگاه‌های محلی تبليغات می‌نمود) هرچند صداقت وی به WEAF نيز رسيد.

    تايتانيك RMS (٢ آوريل ۱۹۱٢) در سال ۱۹۱٢ مخزن تايتانيك RMS بعد از اين تلگراف بی‌سيم با استفاده از انتقال دهنده‌های شكافی بر سرعت روی كشتی‌های بزرك جهانی شد.

    در ۱۹۱٣ معاهده بين المللی برای امنيت زندگی در دريا ايجاد نمود و اين پيمان نيازمند ايستگاههای راديويی بصورت ٢۴ ساعته بود.شكاف پرتوان ناشی از ارتباط گر قدرتمند با ٦ تا ۱٦ ارتباط در هر چرخ بود و ٢٠٠٠ ولت DC را انتقال می‌داد . با ايجاد شكاف و ارباط موج راديويی بصورت تنی در مجموعه كريستال قابل ارسال بود. كليد تلگراف بطور مستقيم صورت گرفته و تا بين ٢٠٠٠ ولتی را اربين برد. يك سمت اين عامل مستقيماً به آنتن مرتبط بود.دريافت كننده‌هايی با دريچه‌های ترميونيك قبل از جابجايی با انتقال دهنده‌های مداوم بسيار رايج شدند.[۱]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آزاد ويکی‌پديا توسط ميترا گنجی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- گنجی، ميترا، تاريخچه راديو، ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد


[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]


مدال افتخار

از: مهدی خراسانی


فهرست مندرجات


کمتر از دو سال از انتشار دانش‌نامه آريانا بر روی صفحۀ اينترنت می‌گذرد. هرچند هنوز عمر دانش‌نامه بسيار کوتاه و مطالبش نابه‌سامان است. ولی به‌گفتۀ معروف "قدر زر زرگر شناسد"، مسئولين محترم تلويزيون نور، آقای حارث فرهاد رحيمی، مدير تلويزيون نور و آقای عاشق لونگين فنا، مسئول بخش ادبی آن، در تاريخ ٢۵ ژوئیهٔ ٢٠۱٠، به‌پاس خدمات ارزنده‌ی فرهنگی استاد مهديزاده کابلی، مدير دانش‌نامه آريانا، به ايشان مدال افتخار اعطاء کردند.


[] مدال افتخار









با عرض سلام خدمت مسئولين محترم تلويزيون نور و به‌ويژه آقايان حارث فرهاد رحيمی و عاشق لونگين فنا!

بدينوسيله به نمايندگی از طرف همه اعضای دانش‌نامه آريانا، مراتب سپاس صميمانه خويش را به خاطر اعطاء نشان افتخار به دانشمند فرهيخته و گرانمايۀ کشور آقای مهديزاده کابلی ابراز داشته و اميدواريم که همواره در راستای فعاليت‌های فرهنگی خود موفق باشيد.

با تقديم احترامات فايقه
مهدی خراسانی
مدير روابط عمومی دانش‌نامۀ آريانا[۱]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين صفحه برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدی خراسانی تهيه شده است.
يادداشت ٢: عبدالتواب وهاب: استاد مهدیزاده کابلی یک دانشمند وطن‌دوست و عاشق مردم و مملکت خود هستند که یک عمر را در کارهای فرهنگی خدمت به وطن و احیای فرهنگ غنی منطقه گذشتانده‌اند. ایشان موسس و گرداننده داشننامه آریانا بوده و این پروژه بزرگ را خودبه پیش می‌برند. دانشنامه آریانا یکی از مراکز بزرگ تحقیقی برای فرهنگ افغانستان بوده و در آینده يکی از مراجع استفاده و پژوهش برای دانشمندان افغان خواهد بود. من از ابتکار تلویزیون نور مخصوصآ حارث جان و جناب آقای عاشق فنا ژورنالیست و برنامه‌ساز زبده این تلویزیون تشکر نموده توجه‌شان را به فرهنگ و هنر افغانستان تقدیر می‌نمایم امیدوارم در این نوع برنامه در آینده موفق بوده سبب معرفی اولاد وطن‌دوست و قابل افتخار افغانستان برای ما شوند.[*]



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- مهدی خراسانی، مدير روابط عمومی دانشنامه آريانا



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

دانشنامه آريانا[*]


[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]


بدخشان

برگرفته از: لغت‌نامۀ دهخدا (آنلاين)


فهرست مندرجات




[] بدخشان

بدخشان شهری است [از حدود خراسان] بسیار نعمت و جای بازرگانان و اندر وی معدن سیم است و زر و بیجاده و لاجورد و از تبت مشک بدانجا برند. (حدود العالم). گوسفند در آن ناحیت باشد که بر او سوار شوند از غایت بزرگی و قوت. (از فرهنگ سروری) (از برهان قاطع).

بدخشان یا بذخشان ولایتی است در شرق افغانستان و متصل بترکستان شرقی، مرکز آن امروزه فیض‌آباد است. شهرت بدخشان در ادب فارسی بیشتر بخاطر احجار کریمهٔ آن است. لعل، بدخشان یا بدخشی در قرون وسطی در سرتاسر عالم اسلام شهرت داشت. غیر از لعل یاقوت و لاجورد و سنگ بلور و سنگ پازهران نیز از آن بدست می‌آورده‌اند. ابن حوقل جغرافی‌نویس قرن چهارم آرد: از بدخشان بیجادهٔ خوب و سنگهای قیمتی که در زیبایی و رونق به یاقوت می‌ماند بدست می‌آید. این سنگها برنگهای گلی و رمانی (اناری) و سرخ (احمر قانی) و شرابی است و آن اصل لاجورد است.

امروزه دادوستد احجار کریمهٔ بدخشان در انحصار دولت افغانستان است و فقط به‌هند صادر می‌شود. در بدخشان معادن آهن و مس نیز وجود دارد. کانهای آن در شغنان بر ساحل راست آمودریا و در خارج بدخشان بمعنی اخص است. در قرن پنجم هجری قمری ناصرخسرو شاعر مشهور، مذهب اسمعیلی را بدانجا برد و در تبلیغ آن کوشید. تأثیر تعالیم او هنوز در بدخشان باقی است و قبر وی بر مسیر علیای رود ککچه (از ریزابه‌های آمودریا) دیده می‌شود. (از معجم البلدان و صورةالارض ابن حوقل ترجمهٔ فارسی از انتشارات بنیاد فرهنگ و سرزمنیهای خلافت شرقی و دایرةالمعارف فارسی و فرهنگ فارسی معین ج ۵). و رجوع به معجم البلدان ج ۴ ص ٣٢۴ و ٣٢۵ و قاموس الاعلام ترکی ج ٢ و دایرةالمعارف فارسی شود:


    دگــر از در بــلـــخ تــا بــَدْخـشــــــــان
    همین اسـت از این پادشـاهی نشان

    فردوسی.


    شـــب تیـره و تیـغ رخشــــان شـــده
    زمین همچـو لعـل بدخشـــان شـــده

    فردوسی.


    شود روز چون چشـمه رخشـان شـود
    جهـان چـون نگـین بدخشـــان شـــود

    فردوسی.


    ســــــخـنــم ریـخـــت آب دیــو لـعــیـن
    بـه بـدخـشـــــان و جـام و تـون و تـراز

    ناصرخسرو.


    حـوض ز نیلـوفـر و چمـن ز گل ســـرخ
    کوه نشـابور گشــت و کان بدخشـان

    عثمان مختاری.


    مــی احـمـــر از جـــام تــا خـــط ازرق
    ز پـیــروزه لـعـل بـدخـشـــــان نمـایــد

    خاقانی.


    گـر چـه هســـت اول بـدخـشـــان بـد
    به نـتـیـجـه نـکــوتـریـن گـهــر اســــت

    خاقانی.


    ز عکس روی آن خـورشــید رخـشــان
    ز لعل آن سـنگها شد چون بدخشـان

    نظامی.


    گر ســنگ همه لعل بدخشــان بودی
    پس قیمت لعل و سنگ یکسان بودی

    سعدی (گلستان).


    که سهلست لعل بدخشان شکست
    شـکســتـه نشــایـد دگـر بـار بســـت

    سعدی (بوستان).


مردم بدخشان به‌خشونت مثل اند چنانکه گفته‌اند:


    اگـر کــوه بـدخـشــــــان لـعــل گــردد
    بــدیـــدار بــدخـشـــــــــانـی نــیــــرزد

    (از انجمن آرا) (از آنندراج).[۱]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين نوشتار برگرفته از: لغت‌نامه‌ی دهخدا (آنلاين) است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-دهخدا، علی‌اکبر، سرواژۀ بدخشان، لغت‌نامۀ دهخدا



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

وب‌سايت لغت‌نامۀ دهخدا


[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]


۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

معادن و منرالهای مفیده، احجار کریمه و نیمه کریمه افغانستان

از: دکتر میر محمدمحفوظ ندایی


فهرست مندرجات


امور استخراجی معادن در افغانستان از ازمنۀ قدیم آغاز گردیده است. چنانچه در منطقه مقر مربوط ولایت غزنی بقایای مغاره‌های بزرگ و صوف‌های طویل زیرزمینی در رابطه به استخراج طلا به مشاهده می‌رسد. طول این صوف‌ها در حدود یک صد متر می‌باشد.

حفریات قدیمه کوهی در منطقه زرکشان، انگور، پاراپامیز و بقایای استخراجی معدن سرب ساحه تولک، مس آهنک (مردم عوام آهن را آیین می‌گویند و بخش کوچک آن آهن را آیینک و از اینرو به مرورزمان آیینک به عینک تبدیل شده است و اکنون می‌گویند مس عینک – ندایی) مس چهل کان بدخشان، شیده هرات، لاجورد بدخشان که در قسمت علیای دریای کوکچه موقعیت دارد.

حفریات کوهی معاصر در ساحات معادن ذغال سنگ کرکر، آشپشته و دره صوف و سایر محلات دیده می‌شود. حفریات بزرگ کوهی نوع برهنه و معاصر در معدن نمک آب (تاقچه‌خانه) معدن بیرل دره پیچ و ساحات قدیمی معادنت یاقوت جگدلک به مشاهده می‌رسد.

بطور کل افغانستان در ساحات موجود و معاصر قلمرو خویش دارای (۴٢۵) نوع معادن خورد و بزرگ و ظواهر معدنی قابل مطالعه را در خود گنجانیده است. معادن افغانستان بطور کل در سه کته گوری تحت بررسی قرار می‌گیرد:

    ۱- کته‌گوری معادن فلزی (Metals Materials)
    ٢- کته‌گوری معادن یا منرال‌های صنعتی و زینتی (Industrials Materials)
    ٣- کته‌گوری معادن یا منرال‌های ساختمانی (Biulding Materials)


[] یک– معادن مس (Copper - Cu)

بطور کل معادن مس در افغانستان به اشکال ترسباتی، مگماتیکی و مینامورفیکی دریافت می‌گردد.

معادن مس در کشور در ولایات لهوگرد، زابل، قندهار و هرات به مشاهده می‌رسد که ذخایر آن به ٦٨۵٠٠ ميلیون تن متریک تخمین می‌گردد. در این معادن بر علاوه مس، مولبدن (Mo)، سرب (Pb)، جست (Zn)، طلا (Au)، و نقره (Ag) به مشاهده رسیده است.

بر علاوه افغانستان دارای هشت ساحه مس دار غیر منکشفه در ساحات مختلف کشور بوده که ذخیره مجموعی آن به ۵,٢٨ ميلیون تن متریک پیش بینی می‌گردد. در ساحه مس آهنک (عینک لهوگر) ۴,۱٢ ميلیون تن متریک بطور تثبیت شده و در حدود ۱٧ ميلیون تن متریک بطور پیشبینی موجود می‌باشد، این معدن دارای ٧٧٠٠ تن متریک نقره (Ag) و دارای ٦٠٠ هزار تن متریک کوبالت (co) را دارا می‌باشد.


[] دو- معادن آهن (Iron - Fe)

معادن آهن در افغانستان در ولایات بامیان، بغلان، بدخشان و قندهار به ملاحظه رسیده است.

معدن حاجی گگ ولایت بامیان دارای ذخیره ٣,٢ میلیارد تن متریک می‌باشد که فیصدی مواد معدنی ٦٢ % تا ٦۹ % را تشکیل می‌دهد و با مطالعات بیشتر و مدرن‌تر امکان پیدایش مقادیر بیشتر آهن در کشور میسر خواهد بود. معادن آهن حاجی گگ به مقیاس معادن جهان می‌باشد.

معادن آهن بدخشان ذخیره ٨,۱ میلیارد تن متریک بوده و فیصدی آهن در مواد معدنی به ۴٧ تا ٦٨ % می‌رسد.

معدن آهن قندهار در بین احجار مگماتیکی به مشاهده می‌رسد که تحقیقات مزید را ایجاب می‌نماید.

معادن آهن در بعضی ساحات ولایات بدخشان، فراه و قندهار در بین احجار سکارن (Skarn) مگماتیکی به مشاهده می‌رسد که مهم‌ترین آن معدن آهن فورمورا (Furmora) می‌باشد که دارای ذخیره تخمینی ٣۵ ميلیون متریک تن و دارای فیصدی ۴٨ تا ٦٨ % می‌باشد.

معدن متذکره دارای منرالهای سلفر (S)، فاسفورس (P)، نکل (Ni) و منگنیز می‌باشد.

معادن ذخایر آهن‌ای که در تشکلات احجار مگماتیکی به مشاهده می‌رسد در حدود ۱٧٨ ميلیون تن متریک می‌باشد، فیصدی آهن در مواد معدنی ۴٧ تا ٦٨ % می‌باشد.

ذخایر معدن آهن در کشور در اثر تحقیقات مزید رقم بزرگ‌تر را نشان خواهد داد.


[] سه– طلا (Gold - Au)

طلا در افغانستان در احجار مگماتیکی و ترسباتی به مشاهده می‌رسد. بعضا در ولایات بدخشان طلا در رگه‌های کوارتزی و سکارن‌ها نیز به مشاهده رسیده است.

در ساحات شرقی ولایت زابل و غرب ولایت غزنی رگه‌های طلا در احجار سکارن (skarn) نیز به مشاهده رسیده که ذخیره آن تقریبا مقدار ۱٧٨٠ کیلوگرام را احتوا می‌نماید.

طلا رسوبی در ولایت تخار (سمتی) و غزنی بطور مجموعی ۹۱٨ کیلوگرام می‌باشد. معادن متذکره متوسط و کوچک می‌باشد.


[] چهار- معادن سرب (Lead - Pb) و جست (Zink - Zi)

معادن متذکره در احجار مگماتیکی و ترسباتی به مشاهده می‌رسد، معادن متذکره در ترسبات احجار کاربونیت به شکل رگه‌ها به ملاحظه می‌رسد. این معادن در منطقه نعل بندان ولایت غور و معدن سپیره ولایت پکتیا و در یک ساختمان بزرگ در ساحات افغانستان مرکزی موقعیت دارند.

ذخیره پیشبینی شده این معادن (سرب و جست) به ۱۵٣۹٠٠ تن متریک می‌رسد و ایجاب تحقیقات مزید را می‌نماید.

در بین معادن متذکره سرب و جست عموما در احجار مگماتیک و میتا مورفیک سکارن (Skarn) به مشاهده رسیده و در ولایت نورستان (دره نور) و قلعه اسدخان در ولایت قندهار بطور جمعی دارای ذخیره ۹٠٠٠ تن متریک می‌باشد که بیشترین دارای سرب و جست می‌باشند.


[] پنج- معدن قلعی (Tin - Sn) و تنگستن (Tungsten - W)

معادن متذکره در احجار تور ملاین (Tourmaline) در غرب کشور موقعیت دارند. معادن قلعی ایجاب مطالعات مزید را نموده و نتایج خوبی را در قبال دارد.


[] شش- معدن سیماب (Mercury - Hg)

این معادن در ساحات جنوب غربی کشور در اثر تبخیر چشمه‌های آب گرم تشکل نموده است. ذخیره تقریبی غیر منکشفه ان در حدود ٣٢٠٠٠ تن متریک می‌باشد.

دو ساحه دیگر در منطقه افغانستان مرکزی و ساحات شرقی کشور مماثل تشکلات بالا منطقه سیماب دار (Hg) را نشان می‌دهد.

ســاحات یاد شده در اثر تحقیقات مـزید از موجودیـت تشــکلات نقره (AU) و طلا (AG) نیز آگاهی خواهد داد.


[] هفت– معدن المونیم (Bauxite Aluminium - AL)

بوکسایت‌ها منبع اصلی المونیم می‌باشد که در تشکلات احجار دریافت می‌گردد. لیترایت (Laterite) و کارست (Karst) در کشور ما مماثل آن در شیله "او به تو" ولایت زابل و منطقه نالک ساحه تاله ولایت بغلان به مشاهده رسیده است.

ذخیره معادن متذکره بطور مجموعی مقدار ۵,۴ ميلیون تن متریک بوده و فیصدی مواد معدنی به ۵٠ % می‌رسد.

معدن لیترایت ولایت بغلان حجم بزرگتر داشته با دریافت انرژی بیشتر برقی در کشور پراسس المونیم در این دوساحه میسر می‌باشد.


[] ساير معادن

بر عـلاوه افغانســتان دارای منرال‌های صـنعتی چون اسـبست (Asbest)، بیـرایـت (Barit)، بوریت (Hrbo3)، سلسایت (Celestite)، کرومایت (Chromite - Fecr2o4)، کاولـیـن (Kaolin)، فـلـورایـت (Florite)، گـرافایـت (Graphite)، گـچ (Gypsum)، نمک طعام (Halite)، پوتاسیم (Potash)، سلفر (Sulfer)، تالک (Talk)، و مگنیزات (Magnasite) می‌باشد.

و بر علاوه کشــور ما دارای احجـار کـریـمه و نیـمه کریمـه چـون زمـرد، یـاقـوت، ســیـفافیـر (Saphire)، گارنـت (Garent)، کن ســایت (Kunzite)، تورمالیـن (Tourmaline)، پیرودات (Pirodat)، ینل (Spinel) زفیر، سپینل، گارنت، کنزایت، تورمالین، پریدوت و منرالهای نادره چون برلییوم (Berylium)، کوارتز (Quarz)، فلدسپار (Feldspar)، مایکا (Mica)، و نیز یورانیوم و توریوم در معدن خان نشین ولایت هلمند می‌باشد. سیزیوم (Cesium) سیستم تشکلات احجار مگماتیک و خصوصیات مماثل معدن خان‌نشین با سایر نقاط جهان بیانگر آنست که در عین شرایط، منرالهای چون بیرایت، فلورایت، نفلین و عناصر نادره چون نبیوم، تانتالیم (Tentalium) و یورانیم (U) بوجود آمده است.

سایر مراکز آتشفشانی چون ساحه خان‌نشین ولایت هلمند ذخایر تخمینی منرال‌های (REE) مقدار ۴,۱ ميلیون تن متریک و ذخایر نیوبم با اضافه فاسفورس و یورانیم و توریم به مقدار ۵,٣ ميلیون تن متریک تخمین می‌گردد. این ساحه خیلی دلچسپ بوده، تحقیقات و اکتشافات مزید را ایجاب می‌نماید.

بر علاوه افغانستان دارای ذخایر بزرگ گاز (جنگل کلان) در ولایت جوزجان، ذغال سنگ بمقادیر بسیار زیاد و نفت در ولایت سر پل را دارا می‌باشد که ایجاب سرمایه‌گذاری‌ها و تحقیات مزید را پیش رو دارد.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهديزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- ندایی، میر محمدمحفوظ، معادن و منرال‌های مفیده، احجار کریمه و نیمه کریمه افغانستان، وب‌سايت گفتمان



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

وب‌سايت گفتمان


[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]


۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

پژواک، نعمت‌الله

از: دانشنامه‌ی آریانا

فهرست مندرجات

[چهره‌های سیاسی افغانستان][وزیران افغانستان]


دکتر نعمت‌الله پژواک (زادۀ ۱٣٠٧ خ - درگذشتۀ ۱٣٨٨ خ)، يکی از چهره‌های فرهنگی و سياسی افغانستان بود که در سمت‌های مختلف در دولت‌های مختلف این کشور[۱]، از جمله به‌عنوان وزیر معارف، وزیر مشاور و معاون صدراعظم (معاون نخست‌وزير) اشتغال داشت[٢].


[] زندگی‌نامه

نعمت‌الله پژواک فرزند قاضی حفیظ الله در ٢۱ اسد (مرداد) ۱٣٠٧ خورشيدی (۱٢ اگست ۱۹٢٨ ميلادی) در شهر کابل به‌دنيا آمد[٣]. دورۀ آموزش ابتدايی و متوسطه را در دبيرستان حبيبيه به پايان برد و در سال ۱٣٢٨ مدرک ديپلم (بکلوريا) خود را به‌دست آورد. سپس در حمل (فروردین) ۱٣٢۹ (مارچ ۱۹۵۱) وارد دانشکدۀ ادبیات دانشگاه کابل شد و پس از چهار سال تحصيل از آنجا با رتبۀ اول فارغ‌التحصیل گردید[۴].

وی، در ٢۹ حمل ۱٣٣٣ تا ۵ جوزای (خرداد) ۱٣٣۵، به‌عنوان عضو ریاست تدریسات ابتدایی تعلیم و تربیت، در وزارت معارف خدمت می‌کرد[۵]. در این دوران، از جوزای ۱٣٣۴ تا ثور (ارديبهشت) ۱٣٣۵ برای یکسال جهت مطالعه سیستم تعلیم و تربیت هند، با استفاده از یک بورس آن کشور به دهلی رفت[٦]. هنگامی که از هند بازگشت، در ۵ جوزای همان سال، کفیل مدیریت دارالمعلمین شد و تا ۱٠ حمل ۱٣٣٨، در این سمت باقی ماند[٧]. همزمان، با تیم پروفسورهای دانشگاه کولمبیای امریکا که از طریق کمک اداره انکشافی امریکا (AID) جهت رشد سیستم تعلیم و تربیت و کتاب‌های درسی مدارس، به افغانستان دعوت شده بودند، نیز همکاری داشت. به سبب این همکاری، بورس تحصیلی به وی اعطا شد و به‌منظور تکمیل تحصیلات عالی خود، در ماه دلو ۱٣٣٦، به آمریکا عزیمت کرد و از دانشگاه کولمبیا، در رشتۀ تعلیم و تربیت، مدرک فوق لیسانس (ماستری) به‌دست آورد. سپس، به کابل بازگشت، و در ۱٠ حمل ۱٣٣٨، مدیر دبیرستان (لیسۀ) حبیبیه شد.

پژواک، در اسد ۱٣۴۱ خورشیدی (اگست ۱۹٦٢ میلادی)، دوباره به آمریکا رفت[٨] و پس از سه سال تحصیل، به اخذ مدرک دکترا نایل آمد[۹]. پس از بازگشت به افغانستان، در ٢٠ جدی ۱٣۴۴، به‌عنوان کفیل ریاست تدریسات ثانوی گماشته شد[۱٠].

از ۱٦ سنبلۀ ۱٣۴٧ تا ۴ میزان ۱٣۴۹، دکتر پژواک، مستشار (کاردار) فرهنگی افغانستان در مسکو بود. پس از آن تا ۱٧ حمل ۱٣۵٠، به‌عنوان رئیس تألیف و ترجمۀ وزارت معارف خدمت می‌کرد. مدتی هم والی (استاندار) بامیان بود و از ٢٢ قوس ۱٣۵۱ تا ۱۱ اسد ۱٣۵٢، در مقام وزارت امور داخله (وزیر کشور) انجام وطیفه کرد[۱۱].

یک هفته پس از کودتای ٢٦ سرطان ۱٣۵٢، در ۱۱ اسد همان سال، در کابینۀ جدید محمدداوود، به‌عنوان به‌مقام وزارت معارف افغانستان رسید و تا ٣٠ قوس ۱٣۵٣، به این خدمت ادامه داد.[۱٢].

دکتر پژواک، در زمان حاکمیت دکتر نجیب‌الله، در ۱۴ جدی ۱٣٦۵، به‌عنوان وزیر مشاور در شورای وزیران و منشی (دبیر) مجلس وزرأ منصوب شد[۱٣].

سر انجام، دکتر نعمت الله پژواک، به‌روز هشتم عقرب سال ۱٣٨٨ خورشیدی (٣٠ اکتبر سال ٢٠٠۹ میلادی) چشم از جهان فرو بست[۱۴].


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱: پروین پژواک، سخنرانی دکتر نعمت‌الله پژواک در جلسۀ عالی مصالحه و آشتی ملی
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[٢]-
[٣]- سوانح دکتور نعمت‌الله پژواک، آسمایی، هشتم عقرب سال ۱٣٨٨
[۴]-
[۵]- سالنامۀ افغانستان (د افغانستان کلنی)، شمارۀ ۵٣، سال ۱٣٦٦، ص ۴۵۹
[٦]- آسمایی، پیشین
[٧]- سالنامۀ افغانستان، پیشین
[٨]- به نوشتۀ حمیدالله عبیدی، «در این سفر، با هزینۀ شخصی، همسر خود، خانم عفیفه پژواک را نیز به امریکا برد.» (رجوع شود به: آسمایی، پیشین)
[۹]-
[۱٠]- سالنامۀ افغانستان، پیشین؛ حمیدالله عبیدی، سمت اخیر وی را والی (استاندار) کابل می‌نویسد. (رجوع شود به: آسمایی، پیشین)
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]- اطلاعیه مطبوعاتی، آسمایی: ٨ عقرب سال ۱٣٨٨؛ همچنین: داکتر نعمت‌الله پژواک چشم از جهان پوشید، رادیو آزادی (فارسی): دوشنبه ۱۱ عقرب ۱٣٨٨



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]