ترک مال و ترک جـان و ترک ســراشاره: افغانستان با نهضت مشروطيت به جهان نو گام نهاد و آرمانهای مشروطهخواهان "آزادی، استقلال و حکومت قانون" بود.
در رۀ مشـروطه اول منزل اسـتمشروطهخواهان دورۀ اول و دوم قربانی دادند تا حکومت آيندۀ افغانستان را بر اساس قانون اساسی، عدالت اجتماعی و ارادۀ ملی و به دور از استبداد، اختناق و فشار تضمين کنند. اما بعدها افغانستان هزينهی بيش از اين قربانیها پرداخت و تا هنوزهم برای رسيدن به اين آرمانها راه دراز در پيش دارد.
شکستهای تاريخی حکومت محمدزايی از دولت بريتانيا، در نيمه اول سده نوزدهم ميلادی، ضعف و ناتوانی مدنيت کهن افغانستان، بويژه فرسودگی نظام سياسی و اجتماعی آن را بر اقليتی از افغانهای آگاه و هوشمند آشکار ساخت. اين گروه که برتری سياسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی غرب، آنان را مبهوت خود کرده بود، در پی درک راز و رمز اين برتری و اسباب و عوامل مادی و معنوی تمدن غربی بودند. از اين رو باب آشنايی و مراوده فرهنگی از طريق و شيوههای گوناگون حاصل آمد.
نطامهای سياسی اروپا در شکلهای مشروطه پادشاهی، مشروطه پارلمانی و جمهوری، که برآمده از رنسانس اروپا و انقلاب کبير فرانسه بود، بيش از هر چيزی، نظر معدود افغانهای کنجکاو را معطوف به خود کرد. از نظر اين گروه، شيوه کشورداری و زمامداری اروپاييان، علتالعلل پشرفت و قدرتمندی غربيان بود و بر همين مبنا و ديدگاه، راه حلهای برای برون رفت افغانستان از آن موقعيت ضعيف و نزار ارائه میکردند.
اولين نمود عينی تأثيرپذيری افغانها از نطامهای سياسی غربی در شکل مشروطيت پادشاهی، به هنگام مرگ امير عبدالرحمنخان تجلی يافت و گروهی کوچک برای نخستينبار، ساز مشروطيت را در افغانستان نواختند. بنابر نوشته مولف افغانستان در مسير تاريخ: "... در آن زمان جمعی از درباريان بر سر سرور واصف قندهاری اجتماع کرده، کنکاش مینمايند که بايد دولت افغانستان را مشروطه نموده و امورات دولتی را منوط به مصلحت ديد جمعی بايد ساخت". هرچند اين حرکت محدود و گذرا بود و انگيزه و هدف واقعی آن مشخص نيست؛ اما در نوع خود بديع و جالب است.
در جنبشهای مشروطه، درخواست روشنفکران اين بود که دولت حاکم بر ملت، منتخب توده باشد و کردار آن دولت تابع قوانين وضع شده از طرف نمايندگان مردم.
راه عملی اساسیترين مسألهی مشروطه در استقرار حکومت دمکراسی جستجو میشد که روابط حکومت و مردم را براساس قانون تنظيم کند.
روشنفکران دورهی امانی نقش برجستهی در جنبش مشروطه افغانستان ايفا کردند. اما آيا آنها نيز در راستای همين خواستهها فعاليت میکردند؟ این پرسش مدتها ذهن برخی از دانشمندان ژرف انديش افغانستان را به خود مشغول کرده بود.
در مورد جنبش مشروطيت افغانستان، همين بس که بزرگترين دشمن خارجی آن انگلستان بود. امپراطوری انگلستان از طريق فعاليتهای مزورانه بر ضد حکومت امانی توطئه کرد(تيوری توطئه)، بدين ترتيب، دشمنی خود را عليه مردم افغانستان به روشنی نشان داد. مرحلهی اول اين توطئه با خلع شاه امانالله از سلطنت آغاز شد. در مرحلهی دوم زمينه را برای به قدرت رساندن مستبدان بر مسند حکومت فراهم آورد. حکومتی که برای کنار راندن مشروطهخواهان از صحنهی سياست، از هيچ تلاشی باز نايستاد تا بسياری از آنها را کشت و يا به زندان فرستاد. همه ستمهای که بر مشروطهخواهان رفت، سبب شد که جنبش مشروطيت در نيمه راه متوقف شود.
[۱]
[٢]
[٣]
[۴]
[۵]
[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]
[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]
[٢۱]
[٢٢]
[٢٣]
[٢۴]
[٢۵]
[٢٦]
[٢٧]
[٢٨]
[٢۹]
يادداشتها
يادداشت ۱: اين مقاله برای دانشنامۀ آريانا توسط مهديزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.پيوستها
پيوست ۱: دکتر اکرم عثمان، نهضت مشروطهخواهی مطلع و مبنای دوران جديد در تاريخ افغانستان: بخش نخست، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم، بخش ششم، بخش هفتم، بخش هشتم، بخش نهم، بخش دهم، بخش يازدهم، بخش دوازدهم، بخش سيزدهم، بخش چهاردهم، بخش پانزدهم، بخش شانزدهم، بخش هفدهم، بخش هجدهم، بخش نوزدهم، بخش بيستم، بخش بيست و يکم
پيوست ٢: دکتر وحيد بينش، جنبش مشروطيت در افغانستان معاصر
پيوست ۳: احسان لمر، مخالفان مشروطیت افغانستان
پيوست ٤:
پيوست ۵:
پيوست ۶:
پيوست ٧:
پيوست ٨:
پینوشتها
[۲]-
[۳]-
[۴]-
[۵]-
[۶]-
[٧]-
[۸]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱۲]-
[۱۳]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱۶]-
[۱٧]-
[۱۸]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢۲]-
[٢۳]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢۶]-
[٢٧]-
[٢۸]-
[٢۹]-
جُستارهای وابسته
□
□
منابع
□
پيوند به بیرون
<برگشت به بالا><گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله>