شنبه ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱

پولس

از: دانش‌نامه‌ی آريانا


فهرست مندرجات

[...][...]


پولس یا بولوس (عبری: שאול התרסי شائول طرسوس، یونانی: Σαούλ شائول و Σαῦλος سوئولوس و Παῦλος پولوس) (زادۀ حدود ۵ م - درگذشتۀ حدود ٦٧ م)، از رسولان و معمار اصلی مسیحیت و بنیانگذار الهیات این دین و «حواری ممتاز قبایل بود»[۱]. او برخلاف حواریون، پولس هرگز با عیسی دیدار مستقیم نداشت؛ اما توانست مسیحیت را از یهودیت جدا کند[٢]. از این روی، در انجیل برنابا و برخی از منابع اسلامی، پولس به‌عنوان نخستین مبلغ تحریف­‌کننده­‌ی آموزه‌های عیسى مسیح معرفی شده است.[٣]


[] زندگی‌نامه

پولس که اسم اصلی او «شائول» بود و در انجیل گاهی «سولس» هم نامیده شده است، در حدود سال پنجم میلادی، در شهر طرسوس در قیلیقیه[۴]، در خانواده‌ای فریسی زاده شد. وی یهودی و از قبیله بنیامین، آرامی زبان، از نظر شریعت فریسی بود.

پدرش با آن که یهودی بود، توانست با پول و ثروتی که داشت تابعیت روم را کسب کند. از این روی، او نیز از شهروندان رومی محسوب می‌شد. این امتیاز کمک بزرگی به پولس کرد تا بعدها به‌عنوان یک رومی در بسیاری از موارد از آزار و اذیت مخالفان مسیحیت در امان بماند.

بنابراین، سولس در روم‌ زاده شده‌ بود و تبعيت‌ رومی‌ را دارا بود. او از خانوادۀ‌ برجسته‌ای‌ بود كه‌ اگرچه‌ یهودی‌ فریسی‌ از سبط‌ بنیامین محسوب‌ می‌شد و از اهالی‌ طرسوس‌ بود، اما دارای‌ زمینه‌های‌ یونانی‌ و رومی‌ بود. شهر طرسوس‌ در آن‌ زمان‌ سومين‌ مركز دانشگاهی‌ دنيا حساب‌ می‌شد و او از آنجا فارغ‌التحصيل‌ شده‌ بود.[۵] در قاموس کتاب مقدس آمده:

    «والدین او را بر حسب رسوم و قواعد یهود تربیت نمود. همچه عبری از عبریان نشو و نما نمود. شهر طرسوس از حیثیت علم و تربیت بسیار معروف و مشهور بود و پولس همواره در علم و آداب و معرفت و تربیت ترقی همی نمود تا در موقع مناسب والدینش او را به اورشلیم فرستادند تا در خدمت غمالائیل که از مشاهیر علمای آن زمان بود تعلیم و تحصیلات خود را کامل نماید لکن معلوم نیست که در زمان ظهور مسیح در اورشلیم بود یا نه، احتمال می‌رود که بعد از مراجعتش به طرسوس بر حسب رسم عمومی یهود که می‌گفتند «آن‌که پسر خود را صنعت مفیدی نیاموزد وی را به دزدی واداشته است» صنعت خیمه دوزی آموخت. (اعمال رسولان ۱۸: ٣ و ٢٠: ٣۴؛ ٢ تسالونیکیان ٣: ۸) چون سی سال از سنش گذشته بود در میان قوم یهود مشار بالبنان و شخصی نافذالأمر گشته از تعلیمات غمالائیل فواید بسیار یافته در شریعت و علوم دینیه مهارت تام و تمامی بهمرسانیده بر حسب قواعد فریسیان تن به ریاضیات شاقه سپرده عالمی مرتاض و حافظ قوی و متعصب دین یهود و دشمن تلخ و سخت دین مسیحی گردید (اعمال رسولان ۸: ٣ و ٢٣: ۹-۱۱).»[٦]

پولس، زبان یونانی و لاتین را آموخت و با نوشته‌های شناخته شده ادبیات باستانی یونان آشنا شد و چندین سفر به اورشلیم کرد و در اورشلیم، نزد غمالائیل بن هیلل، که برجسته‌ترین عالم یهودی بود، علوم دینی و تلمود را آموزش دید. وی حرفه چادردوزی داشت. پس از آن که کارمند کارگزاران روم شد، نام یونانی «پولس» - که به‌معنای «کوچک» است - را به‌جای نام عبری «شائول» برگزید[٧].

.پولس، از جانب شورای یهود اختیار کامل داشت تا به‌دستگیری و آزار ایمان‌داران مسیحی بپردازد و هم‌چنین او از کشته شدن اولین شهید مسیحیت «استیفان» راضی بود[٨].


[] آرامگاه پولس

با توجه به آیین سنتی؛ پولس رسول که به‌عنوان مبشر و راهنمای افراد بی‌دین شناخته می‌شد، در قرن اول میلادی، زمانی که امپراتور روم، مسیحیان را تحت شکنجه قرار می‌داد، سرش را از تن جدا کردند.

پاپ بندیکت ۱٦ اعلام کردند، باستان‌شناسان تابوت مرمری حجاری‌شده که در قبری در زیرزمین کلیسای سنت پل زیر محراب اصلی کلیسا قرار داشته باز کرده‌اند.


طبق گزارش از واتیکان دانشمندان باستان‌شناس آزمایشات مربوط به تعیین تاریخ را بر روی تکه‌هایی از استخوان‌های یافت شده در قبر انجام داده و اثبات نمودند که تاریخ آن‌ها به قرن‌های ۱ و ٢ بعد از میلاد بازمی‌گردد و شواهد نشان می‌دهند که این آثار دفن‌شده به‌طور قطعی متعلق به پولس رسول هستند.

کلیسای سنت پل در جوار دو کلیسای قرن چهارم ابتدا در بالای زمین قرار داشت و سپس در اثر یک آتش‌سوزی در سال ۱٨٢٣ تخریب شد و قبر در یک حفره قرار گرفت. بعد از آتش‌سوزی حفره پر از خاک شده و بوسیله محراب جدید پوشانده شد.


باستان‌شناسان در واتیکان از سال ٢٠٠٢ شروع به‌بررسی قبر ٢.۴ متری پولس رسول نمودند که تاریخ آن حدود ٣۹٠ میلادی است، در زیر محراب اصلی کلیسا در زیرزمین قرار دارد. این تصمیم (بررسی قبر پولس رسول) بعد از یوبیل سال ٢٠٠٠ که زائران بسیاری به رم سفر کرده و موفق به زیارت قبر این قدیس که در زیر لایه‌هایی از آهک مدفون شده و توسط یک پنجره آهنی مخفی و غیر قابل رویت بود، اتخاذ شد.

تابوت مربوط به قديس كماكان بسته می‌باشد و برای ديدار از داخل تابوت از باز كردن آن امتناع كرده‌اند تا در اثر برخورد با هوا و يا جسم خارجی آسيبی نرسد، با ايجاد حفره‌ای بسيار ريز و استفاده از دوربين بسيار كوچك با سوند وارد آن شده و آن زا بازديد کردند و با به‌كار بردن پنس‌های ريز جراحی از داخل آن نمونه‌برداری نمودند؛ در کنار تکه استخوان‌ها تعدادی نیزه دود اندود شده و یک ردای ارغوانی رنگ به‌همراه چند سکه طلا و یک رشته کتانی با بافت آبی نیز یافتند.

براساس گزارش‌های رسیده از واتیکان، یک تابلوی افرسکو (نقاشی آبرنگ روی گچ) با حاشیه طلایی که صورت پولس رسول بر روی آن نقاشی شده بود در قبر قدیس تکلا (جنب کلیسای سنت پی در روم) یافتند، که تاریخ آن به قرن ۴ میلادی بازمی‌گردد. این تابلو نه فقط به‌عنوان یک اثر هنری بلکه جهت دعای ایمان‌داران طراحی شده بود.

اسقف جان فرانکو راواسی؛ رئیس بخش میراث فرهنگی واتیکان گزارش می‌دهد که این یک واقعه استثنایی و یک دلیل و شهادت گویایی است بر وجود مسیحیت در قرن‌های اول.


در ضمن، یک تکه سنگ مرمر ترک خورده که جمله «شهید پولس رسول» به‌زبان لاتین بر روی آن نوشته شده بالای قبر جاسازی شده بود.[دومین کشف بزرگ در رابطه با پولس رسول، سایت اینترنتی خلیفه‌گری آشوری کلدانی کاتولیک اورمیه سلماس]

[۹]
[۱٠]
[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱: مهدیزاده کابلی، پولس در عهد جدید
پيوست ٢: مهدیزاده کابلی، پولس در روایات اسلامی
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- قاموس کتاب مقدس، ص ٢٢۸
[٢]- پولس، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[٣]-
[۴]- اعمال ٢٢: ٣
[۵]-
[٦]- قاموس کتاب مقدس، ص ٢٢۸
[٧]- اولین‌باری که از پولس نام برده می‌شود، در اعمال رسولان باب ۱٣ آیۀ ۹ است. برخی بر آنند که سبب تسمیۀ و تبدیل شاؤل به پولس که اسم رومانی است مطابق رسم یهودیانی بود که در دول خارجه می‌بودند و یا این که بواسطۀ احترام سرجیوس پولس که دوست او و یکی از جدیدالایمانان سلف بود که در آیۀ ٧ باب یاد شده در اعمال آمده است، این اسم را بر خود پذیرفت. امکان دارد که که از کودکی هم به‌همین دو نام خطاب شده و معروف بوده باشد. (قاموس کتاب مقدس، ص ٢٢۸)
[٨]- اعمال ۸: ۱
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]



جمعه ۳۰ دسامبر ۲۰۱۱

پطرس

از: دانش‌نامه‌ی آريانا


فهرست مندرجات

[حواریون عیسی][تاریخ کلیسا]


شمعون معروف به پطروس[۱] یا کیفا[٢] (Cephas به‌یونانی: Κηφᾶς؛ Kepha به‌عبری: כיפא به‌معنای «سـنگ یا صـخره») (زادۀ حدود یکسال پیش از میلاد - درگذشتۀ حدود ٦٧ م)، از حواریون (شـاگردان) عیسـی مسیح و پس از رسـتاخیز عیسـی، نخستین رهبر مسیحیان - در کلیسای دوران اولیه مسیحیت - بود[٣] که به‌عنوان قدیس و اولین پاپ کلیسای کاتولیک روم نیز شناخته شده[۴] و هم‌چنین در میان پیروان مذهب ارتدکس مورد احترام است[۵].


[] زندگی‌نامه

پطرس فرزند یونا[٦] (Jonah یا John) حدود یک‌سال قبل از میلادی در بیت صیدا (Bethsaida) به‌دنیا آمد[٧]. پدرش، پس از تولد او، نامش را سیمون گذاشت و توسط یهودیان به‌نام شمعون خوانده می‌شد. خانوادهٔ او در شهر بیت صیدا در نزدیکی سواحل شمالی دریا‏ی جلیل و کفرناحوم زندگی می‌کردند[٨] و به ماهیگیری اشتغال داشتند. او در كار تجارت‌ ماهیگیری‌ با یعقوب‌ و یوحنا شریك‌ بود[۹]. شواهد نشان‌ می‌دهد كه‌ او در كار خود شخص‌ موفقی‌ به‌شمار می‌رفت‌.[۱٠]

پطرس برادری به‌نام آندریاس داشت که پیش از او به عیسی مسیح ایمان آورد.[۱۱] اولين‌ جايی‌ كه‌ پطرس‌ وارد صحنه‌ می‌‌شود، هنگام‌ تعميد يحيی‌ است[۱٢]. عيسی‌ در همان‌ ملاقات‌ اول‌، اسم‌ او را كيفا (پطرس‌) می‌خواند، گويا از همان‌ زمان‌ در صدد بود كه‌ او را به‌عنوان‌ يكی‌ از رسولان‌ برگزيند.[۱٣]

به نوشتۀ هنری هَلی، در سال‌ ۲٦ ميلادی‌ (احتمالاً در نوامبر - آبان‌ ماه‌) يوحنا، اندرياس‌، شمعون‌، فيليپس‌ و نتنائيل‌، هنگامی‌ كه‌ يحيی‌ به‌ تعميددادن‌ اشتغال‌ داشت‌، به‌ عيسی‌ ايمان‌ آوردند[۱۴]، آن‌ها در سفر به‌ قانا با او همراه‌ شدند و سپس‌ به‌ شغل‌های‌ سابق‌ خود برگشتند تا اين‌كه‌ عيسی‌ بعدها دعوتی‌ مجدد از آنان‌ به‌عمل‌ آورد[۱۵]. او در مورد اولین شاگردان عیسی مسیح می‌نویسد:

    «یوحنا، اندریاس‌، شمعون‌ و فیلیپس‌ و نتنائیل‌ جزو اولین‌ شاگردان‌ عیسی‌ بودند. موعظۀ‌ یحیی‌ تعمیددهنده‌ آن‌ها را آماده‌ ساخت‌ و بعداً هر ۵ نفر آن‌ها رسول‌ نامیده‌ شدند. این‌ یكی‌ از موارد خدمت‌ یحیی‌ تعمیددهنده‌ به‌ مسیح‌ است‌. اگرچه‌ به‌طور موقت‌ آن‌ها به‌ شغلی‌ كه‌ سابقاً داشتند بازگشتند، ولی‌ حدود یكسال‌ بعد دعوت‌ شدند تا مسیح‌ را به‌طور دایم‌ پیروی‌ نمایند»[۱٦]

همو در ادامه می‌افزاید:

    «احتمالاً شمعون‌ نیز به‌عنوان‌ شریك‌ یوحنا، شخص‌ عیسی‌ را می‌شناخته‌ است‌ ولی‌ شناخت‌ او از وی‌ به‌‌عنوان‌ مسیح‌، زمانی‌ بود كه‌ یحیی‌ تعمیددهنده‌ مسیح‌ بودن‌ او را به‌طور علنی‌ اعلام‌ كرد. این‌كه‌ عیسی‌ در ملاقات‌ خود با شمعون‌ (اولین‌ ملاقات‌ ثبت‌‌شده‌ در انجیل‌) نام‌ جدیدی‌ به‌ او می‌دهد، می‌تواند دلالت‌ بر این‌ باشد كه‌ عیسی‌ از قبل‌ او را برای‌ امر رسالت‌ در نظر داشته‌ است‌.»[۱٧]

بدین ترتیب، نام وی توسط عیسی مسیح به «پطرس‌» (يونانی‌) يا «كيفا» (آرامی‌) که هر دو به‌معنای «صخره» است، تغییر یافت. اما از آنجایی که ادبیات رایج آن زمان، ادبیات یونانی بود، «پطرس» نامی است که شمعون بدان شهرت یافت.

بر اساس انجیل متی، پطرس اولین حواری بود که عیسی را «مسیح، فرزند خدای زنده» نامید و عیسی او را ستود و به او گفت:

    «من بر روی این صخره، کلیسای خود را بنا می‌کنم، و قدرت‌های جهنم، هرگز قادر به نابودی آن نخواهند بود. من کلیدهای ملکوت خدا را در اختیار تو (پطرس) می‌گذارم تا هر دری را بر روی زمین بگشایی در آسمان نیز گشوده شود و هر دری را بر روی زمین ببندی، در آسمان بسته شود.»[۱٨]

طبق این روایت، کلیسای روم خود را جانشین پطرس و وارث کلید بهشتی می‌دانند[۱۹]. اما در انجیل برنابا که مورد تأیید مسلمانان است، پطرس به‌دلیل این‌که عیسی را فرزند خدا خواند، مورد خشم وی قرار گرفت و حتی عیسی قصد اخراج پطرس از جمع حواریون را داشت که با وساطت دیگر حواریون، او را بخشید.[٢٠]

در سال‌ ۲٨ ميلادی‌ (احتمالاً در ژانويه‌ - دی‌ ماه‌)، عيسی‌ پس‌ از اتمام‌ مرحلۀ‌ اول‌ خدمت‌ در يهوديه‌، خدمت‌ در جليل‌ را آغاز نمود. در اين‌ زمان‌ از شمعون‌، اندرياس‌، يعقوب‌ و يوحنا دعوت‌ كرد تا دام‌های‌ ماهيگيری‌ را كنار گذاشته‌ و به‌طور كامل‌ او را متابعت‌ كنند[٢۱]. در انجیل مرقس شرح این ماجرا چنین آمده:

    مدتی بعد، پس از آن‌كه یحیی به‌دستور هیرودیس پادشاه، زندانی شد، عیسی به ایالت جلیل آمد تا پیام خدا را به مردم برساند. او فرمود: «زمان موعود فرا رسیده است. بزودی خداوندْ ملكوت خود را برقرار خواهد ساخت. پس، از گناهان خود دست بكشید و به این خبر خوش ایمان بیاورید.»

    روزی عیسی در كناره دریاچه جلیل قدم می‌زد كه چشمش به شمعون و برادرش اندریاس افتاد. ایشان تور به دریا انداخته، مشغول صید ماهی بودند، چون كارشان ماهیگیری بود. عیسی ایشان را صدا زد و فرمود: «از من پیروی كنید تا شما را صیاد مردم سازم.» ایشان نیز بی‌درنگ تورهای خود را بر زمین گذاشتند و به‌دنبال او به‌راه افتادند. كمی جلوتر، یعقوب و یوحنا، پسران زبدی را دید كه در قایق، تورهای ماهیگیری خود را تعمیر می‌كردند. ایشان را نیز دعوت كرد تا پیروی‌اش كنند، كه بلافاصله پدر خود زبدی را با كارگران گذاشتند و به‌دنبال او رفتند.

    سپس همگی وارد شهر كفرناحوم شدند، و صبح روز شنبه به عبادتگاه یهود كه آن را كنیسه می‌نامیدند... عیسی از كنیسه خارج شد، و به اتفاق یعقوب و یوحنا به خانه شمعون و اندریاس رفت. وقتی به خانه رسیدند، دیدند كه مادر زن شمعون تب كرده و خوابیده است؛ فوری به عیسی خبر دادند. عیسی نزد او رفت، دستش را گرفت و او را برخیزاند. همان لحظه تبش قطع شد و برخاست و مشغول پذیرایی گردید.

    صبح روز بعد، وقتی هنوز هوا تاریك بود، عیسی برخاست و تنها به صحرا رفت تا در آنجا دعا کند. كمی بعد شمعون با سایرین به جستجوی او رفتند. وقتی او را یافتند، گفتند: «همه به‌دنبال شما می‌گردند.» ولی عیسی در جواب ایشان فرمود: «باید به شهرهای دیگر هم بروم، تا به اهالی آنجا نیز پیغامم را برسانم، چون به‌خاطر همین به اینجا آمده‌ام.»[٢٢]

پطرس‌ همسر داشت‌[٢٣] به اسم «كُنكوردی‌» يا «پِرپِتوا»[٢۴] كه‌ معمولاً پطرس‌ را در خدماتش‌ به‌‌عنوان‌ یك‌ رسول‌، همراهی‌ می‌كرد[٢۵].

او شخصی‌ پرانرژی‌، با حرارت‌، پرتحرك‌ و بی‌باك‌ بود. پطرس‌ شخصیتی‌ داشت‌ كه‌ ذاتاً مدیر بود و طبیعت‌ انسانی‌ در او به‌طور كامل‌ مشهود بود. عموماً او سخنگوی‌ ۱٢ نفر بقیه‌ بود[٢٦].

اسم‌ جدیدی‌ كه‌ عیسی‌ او را به‌ آن‌ نام‌گذاری‌ كرد (پطرس‌ به‌معنای‌ صخره‌)، نشانگر شخصیت‌ حقیقی‌ او بود كه‌ عیسی‌ از قبل‌ آن‌ را تشخیص‌ داده‌ بود. او در متقاعد كردن‌ دیگران‌ قوی‌ بود و شخصیتی‌ پر جرأت‌، جسور و رُك‌ داشت‌، اگرچه‌ یك‌بار آقای‌ خویش‌ را انكار نمود و یك‌دفعه‌ دیگر نیز در انطاكیه‌ مرتكب‌ ریاكاری‌ شد. هنگامی‌ كه‌ او را مورد جفا قرار می‌دادند، روحیه‌ای‌ كاملاً بی‌پروا داشت‌. او كلیسای‌ یهودیه‌ را بنیانگزاری‌ كرد و در آن‌ جنبشی‌ روحانی‌ بوجود آمد كه‌ بزرگان‌ یهود از آن‌ تعجب‌‌زده‌ و مبهوت‌ شدند[٢٧].

در مجموعه­‌ی کتاب‌های عهد جدید، تنها دو رساله به پطرس منسوب است. البته کتاب‌های دیگری نیز به وی منسوب است که کلیسا، آن‌ها را به رسمیت نمی‏‌شناسد. این کتاب‌ها عبارتند از انجیل پطرس، اعمال پطرس[٢٨] و سه کتاب مکاشفه‏.[٢۹] در میان این کتاب‌ها، یکی از کتاب‌های مکاشفه دارای اهمیت الهیاتی خاصی است. اهمیت این کتاب از آن روست که در آن کشته شدن مسیح توسط یهودیان انکار شده است.[٣٠]

پطرس سال‌های آخر عمر خود را در روم گذراند و برخی نویسندگان اولیه نیز معتقدند که رسالۀ اول پطرس در آنجا نوشته شده است. پطرس در دوران حکومت نرون به شهادت رسید.[٣۱]

با وجود این، در مورد تاریخ درگذشت پطرس، اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی اظهار داشته‌‏اند که پطرس در سال ٦۴ میلادی و در دوران جفای نرون شهید شد. برخی نیز سال‌های ٦٦ یا ٦۸ میلادی را پذیرفته‏‌اند[٣٢] که البته دیدگاه اخیر از شهرت بیشتری برخوردار است.[٣٣]

گفته می­‌شود که وی محکوم گردید که به صلیب کشیده شود اما درخواست کرد که به‌صورت واژگون مصلوب گردد زیرا خود را لایق نمی­‌دانست که همچون مسیح، به صلیب کشیده شود.[٣۴] هنری هَلی در این بارۀ می‌نویسد:

    دربارۀ‌ روزهای‌ آخر عمر او، به‌ غیر از این‌ دو رساله‌، چیزی‌ در دست‌ نیست‌. از سخنان‌ عیسی‌ در یوحنا ۲۱: ۱٨ چنین‌ برمی‌آید كه‌ مرگ‌ او، مرگ‌ یك‌ شهید بوده‌ است‌. از آنجا كه‌ او رهبر شاگردان‌ مسیح‌ بود، به‌نظر می‌رسد كه‌ او از مراكز كلیسایی‌ كه‌ در امپراطوری‌ روم‌ بودند، دیدار به‌عمل‌ آورده‌ باشد.

    روایتی‌ كه‌ معمولاً توسط‌ كلیسای‌ كاتولیك‌ مطرح‌ می‌شود، مبنی‌ بر این‌كه‌ پطرس‌، كلیسای‌ روم‌ را بنیانگزاری‌ نمود و به‌ مدت‌ ۲۵ سال‌ اسقف‌ آنجا بود، پایۀ‌ تاریخی‌ ندارد. این‌ در واقع‌ افسانه‌ای‌ است‌ كه‌ سال‌ها بعد، هنگامی‌كه‌ اسقفان‌ رومی‌ در وسوسۀ‌ كسب‌ قدرت‌ و رهبری مسیحیت‌ قرار گرفتند، آن‌ را اختراع‌ نمودند.

    برخی‌ از مورخان‌ معتقدند كه‌ شواهد كافی‌ مبنی‌ بر اینكه‌ پطرس‌، در روم‌ بوده‌ است‌، وجود ندارد. اكثر این‌ مورخان‌ بر این‌ مطلب‌ توافق‌ نظر دارند كه‌ احتمالاً پطرس‌ در آخرین‌ سال‌ زندگی‌ خود به‌ روم‌ رفته‌ است‌. او یا به‌دستور نرون‌ به‌ روم‌ رفته‌ است‌ و یا این‌كه‌ با تصمیم‌ خودش‌ به‌منظور كمك‌ به‌ مسیحیانی‌ كه‌ مورد شكنجۀ‌ نرون‌ قرار داشتند، به‌ آنجا رفت‌.

    بنابر روایت‌ معروف‌ «كجا می‌روی‌؟»، دوستان‌ پطرس‌ اصرار داشتند كه‌ او جهت‌ نجات‌ جان‌ خود از روم‌ فرار كند. او نیز تحت‌ تأثیر این‌ پیشنهاد قرار گرفت‌ و گریخت‌. اما شب‌ هنگام‌ در خارج‌ از روم‌، در جادّه‌، در رویایی‌ با عیسی‌ ملاقات‌ كرد. او از عیسی‌ پرسید: «خداوندا كجا می‌روی‌؟» عیسی‌ پاسخ‌ داد: «من‌ به‌ روم‌ می‌روم‌ تا دوباره‌ مصلوب‌ شوم‌.» پطرس‌ بسیار شرمگین‌ شد و دوباره‌ به‌ شهر برگشت‌ و در آنجا او را به‌صورت‌ بر عكس‌ مصلوب‌ كردند، چرا كه‌ ابراز داشت‌ كه‌ شایستگی‌ ندارد تا مانند خداوندش‌ مصلوب‌ شود. اما این‌ تنها یك‌ روایت‌ است‌ و دقیقاً معلوم‌ نیست‌ كه‌ چقدر پایه‌ و اساس‌ تاریخی‌ دارد.

    برخی‌ از روایات‌ دیگر نیز حاكی‌ از آنند كه‌ همسر پطرس‌ نیز شهید شد. بر طبق‌ این‌ روایات‌، پطرس‌ او را تشویق‌ كرد تا با شجاعت‌ بگوید «ما را بیاد آور، ای‌ خداوند عزیز ما.»[٣۵]

به اعتقاد عموم مسیحیان، مقبره پطرس در واتیکان امروزی قرار دارد.[٣٦]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- نام اصلی «پطرس» (به‌انگلیسی: Peter) در زبان عبری، «شمعون» (Shimon) و در زبان یونانی «سیمون» (Simeon یا Simon) بود. او در رسالۀ اول پطرس، خود را «پطرس رسول» و در رسالۀ دوم پطرس، خود را «شمعون پطروس» (به یونانی: Πέτρος Pétros به‌معنای «صخرۀ سنگی») معرفی می‌کند. (رجوع شود به: دائرةالمعارف کتاب مقدس، صص ۳٠۹ و ۳۱۱)
[٢]- «پطرس» یک نام مشتق از واژۀ یونانی برای «صخرۀ سنگی» (به انگلیسی: rock) است که به‌عنوان «سیمون پطرس» (Simon Peter)، «کیفا» (به دو صورت: یونانی، Cephas = Κηφᾶς و عبری، Kepha = כיפא) نیز شناخته شده است. این دو صورت «Cephas» و «Kepha» هر دو به‌یک معنا یعنی «صخره» است. رجوع شود به:
Saint Peter, From Wikipedia, the free encyclopedia
[٣]- اعمال: ۱: ۱۵–۱٦ و ٢: ۱۴ و ...
[۴]- Saint Peter the Apostle, from the Encyclopædia Britannica
Saint Peter the Apostle, original name Simeon, or Simōn (died c. ad 64, Rome), disciple of Jesus Christ, recognized in the early Christian church as the leader of the disciples and by the Roman Catholic church as the first of its unbroken succession of popes. Peter, a fisherman, was called to be a disciple of Jesus at the beginning of his ministry. He received from Jesus the name Cephas (i.e., Rock, hence Peter, from the Latin petra).
[۵]- پطرس، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[٦]- یوحنا ۱: ۴٢
[٧]- تاریخ تولد پطرس برگرفته از: پطرس، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد (به انگلیسی)؛ اما ظاهراً تاریخ تولد وی مشخص نیست و این که دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیای فارسی دربارۀ تاریخ تولد پطرس می‌نویسد: «پطرس در سال یک میلادی در بیت صیدا به‌دنیا آمد»، فاقد منبع معتبر است.
[٨]- پطرس‌ اهل‌ بیت‌ صیدا بود (یوحنا ۱: ۴۴) و خانه‌اش‌ در كفرناحوم‌ بود (مرقس‌ ۱: ٢۹). او یا دو خانه‌ داشت‌ و یا اینكه‌ از بیت‌ صیدا به‌ كفرناحوم‌ نقل‌ مكان‌ كرده‌ بود.
[۹]- لوقا ۵: ۱٠
[۱٠]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۴۹٠
[۱۱]-انجیل یوحنا، باب ۱، آیات ۴٠-۴۲: یکی از آن دو نفر، که بعد از شنیدن سخنان یحیی به‌دنبال عیسی رفت، اندریاس برادر شمعون پطرس بود. او اول برادر خود شمعون را پیدا کرد و به او گفت: «ما ماشیح (یعنی مسیح) را یافته‌ایم.» پس وقتی اندریاس، شمعون را نزد عیسی برد، عیسی به شمعون نگاه کرد و گفت: «تویی شمعون پسر یونا، ولی بعد از این کیفا (یا پطرس به‌معنی صخره) نامیده می‌شوی.»
[۱٢]- يوحنا ۱: ۴٠-۴٢
[۱٣]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۴۹٠
[۱۴]- يوحنا ۱: ٣۵-۵۱
[۱۵]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۴۵٦
[۱٦]- همان‌جا، ص ۵٦۹
[۱٧]- همان‌جا، ص ۵٦۹
[۱٨]-انجیل متی، باب ۱٦، آیات ۱٨-۱۹ (ترجمۀ قدیمی). در ترجمۀ تفسیری کتاب مقدس آمده: «وقتی عیسی به قیصریه فیلیپ رسید، از شاگردانش پرسید: «مردم مرا كه می‌دانند؟» جواب دادند: «بعضی ها می‌گویند كه شما یحیای پیغمبر هستید؛ عده‌ای نیز می‌گویند الیاس، یا ارمیا و یا یكی از پیغمبران دیگر می‌باشید.» سپس پرسید: «شما مرا كه می‌دانید؟» شمعون پطرس جواب داد: «مسیح، فرزند خدای زنده!»
عیسی فرمود: «ای شمعون، پسر یونا، خوشا به‌حال تو! زیرا تو این حقیقت را از انسان نیاموختی، بلكه پدر آسمانی من این را بر تو آشكار ساخته است. تو پطرس، یعنی «سنگ» هستی، و من بر روی این صخره، كلیسای خود را بنا می‌كنم، و قدرت‌های جهنم هرگز قادر به نابودی آن نخواهند بود. من كلیدهای ملكوت خدا را در اختیار تو می‌گذارم تا هر دری را بر روی زمین ببندی، در آسمان بسته شود، و هر دری را بگشایی در آسمان نیز گشوده شود.»
آنگاه به شاگردانش دستور داد به كسی نگویند كه او مسیح است.» (متی، ۱٦: ۱٣-٢٠)
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۴۵٦؛ برگرفته از: مرقس‌ ۱: ۱٦-۲٠
[٢٢]- مرقس‌ ۱: ۱۴-۲۱؛ ۲۹-٣۱؛ ٣۵-٣٨
[٢٣]- متی‌ ٨: ۱۴، مرقس‌ ۱: ٣٠ و لوقا ۴: ٣٨
[٢۴]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ٧۱٧
[٢۵]- اول‌ قرنتیان‌ ۹: ۵
[٢٦]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۴۹٠
[٢٧]- همان‌جا، ص ۴۹٠
[٢٨]- الدکتور سالم الطرزی، ابراهیم، أبوکریفا العهد الجدید، بی‏‌نا، ۲۰۰۱ م، چاپ اول، الکتاب الأول، صص ۲۴ و ۲۹
[٢۹]- D. Ehrman, Bart, Lost scriptures, (Oxford University press) p.78
[٣٠]- ibid, p.80
[٣۱]- دائرةالعمارف کتاب مقدس، ص ۳۱۰
[٣٢]- هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، ص ۲۲۰
[٣٣]- ویلیامز، پل، افشای واتیکان، ص ۸
[٣۴]- میلر، ویلیام، تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم و ایران، ص ٦۱
[٣۵]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ٧۱٧
[٣٦]- کونگ، هانس، تاریخ کلیسای کاتولیک، ص ۵٧



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

کتاب مقدس (ترجمۀ تفسیرِ)، انجمن بین‌المللی کتاب مقدس، چاپ سوم - ٢٠٠٢ میلادی
دائرةالمعارف کتاب مقدس، ترجمۀ آلیس علیایی، مریم قبادی، کیانوش اخوین و بهرام محمدیان، تهران: سرخدار، چاپ اول - ۱٣٨۱ خورشیدی
هنری هلی، راهنمای کتاب مقدس، ترجمۀ: جسيکا باباخانيان، سابرينا بدليان و ادوارد عيسی بيک، زير نظر کشيش ساروخاچيکی، هلند: چاپ اول - ٢٠٠٠ ميلادی
جیمز هاکس، قاموس کتاب مقدس، تهران: انتشارات اساطیر، چاپ دوم - ۱٣٨٣ خورشیدی، شابک: ۹٦۴-۵۹٦٠-۹٨-٣
ویلیامز، پل، افشای واتیکان، ایوب باقرزاده، انتشارات امید فردا، چاپ اول - ۱۳۸۵ خورشیدی.
میلر، ویلیام، تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم و ایران، ترجمه علی نخستین، انتشارات اساطیر، چاپ اول - ۱۳۸۲ خورشیدی.
کونگ، هانس، تاریخ کلیسای کاتولیک، ترجمه حسن قنبری، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول - ۱۳۸۴ خورشیدی.
دائرةالمعارف بریتانیکا (به زبان انگلیسی)، آنلاین
ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد (انگلیسی و فارسی)



[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]



پنجشنبه ۲۹ دسامبر ۲۰۱۱

عبور از كرزای

از: محمدابراهيم طاهريان (سفير پيشين ايران در افغانستان)

مواضع ایران در قبال افغانستان

عبور از كرزای


فهرست مندرجات

[قبل][بعد]



[] عبور از كرزای

مجموعه وقایع سیاسی كه در شرایط امروز افغانستان شاهد آن هستیم، بیشتر به آن نوع تحولاتی كه محورش جریان افراط است باز می‌گردد. اما لازم است برای ورود به این بحث به چند نكته مهم اشاره كنیم. در روزهای اخیر برای اولین‌بار دولت حاكم بر افغانستان نسبت به ایجاد دفتر جریان طالبان عكس‌العمل نشان داد و سعی كرد با احضار سفیر خود از قطر، ناخشنودی خویش را از این موضوع نشان دهد. همزمان برای اولین‌بار بود كه به طور آشكار آمریكایی‌ها در سطح معاون رییس‌جمهوری درباره صلح با طالبان موضع‌گیری كردند. هفته گذشته «جو بایدن» بحث‌های فراوانی نسبت به جریان افراطی طالبان مطرح كرد كه جنجالی‌ترین قسمت آنجایی بود كه بایدن گفت: ما به‌طور ماهوی با طالبان مشكلی نداریم. اتفاق مهمی كه در كنار این مسایل رخ داد، مواضعی بود كه سخنگوی شورای‌عالی صلح افغانستان در این خصوص گرفت. البته نباید فراموش كرد كه در حال حاضر و پس از ترور برهان‌الدین ربانی مواضع این شورا مشخص نیست و دیگر اینكه از ابتدا هم از لحاظ قانونی ابهاماتی نسبت به تشكیل شورای‌عالی صلح وجود داشت و برخی معتقد بودند تشكیل شورای‌عالی صلح، دور زدن قانون اساسی است. مواضع و سخنان متناقض یا مبهم سخنگوی شورای‌عالی صلح نسبت به رفتار كشورهای غربی و مشخصا آمریكایی‌ها در مورد كاركرد جریان افراط در واقع نقشی مهم در تحلیل شرایط فعلی برای كارشناسان دارد. او از سویی اعلام كرد كه ایجاد چنین دفتری بدون مشورت ما صورت گرفته و ما ترجیح‌مان عربستان یا تركیه است اما در آخرین سخنانش اعلام كرد كه ما می‌توانیم در این زمینه توافق كنیم و این روند ادامه پیدا كند. علاوه بر این مسایل و پس از اعلام خبری در هفته گذشته مبنی بر اینكه آمریكایی‌ها پنج افغانی از جریان افراط را آزاد می‌كنند و این افراد را تحویل دفتر طالبان در دوحه خواهند داد، حاكمیت افغانستان به شدت نسبت به این مساله واكنش نشان داد. سخنگوی شورای‌عالی صلح نیز در این زمینه اعلام نارضایتی كرد و گفت باید تمام اتباع افغانستان را تحویل دولت افغانستان بدهند.

برخی از كارشناسان جمع جبری این مسایل را بروز و ظهور سیاست جدیدی از طرف آمریكا و كشورهای غربی تلقی می‌كنند كه مشخصه این سیاست عبور از رییس دولت و دولت افغانستان در محور مذاكره با طالبان است. این مساله بزرگ‌ترین اتفاقی است كه در ماه‌های اخیر در فضای سیاسی افغانستان رخ داده و در حقیقت پیام مجموعه این وقایع این است كه به نظر می‌رسد با وجود همه تلاش‌های پرهزینه دولت افغانستان پس از برگزاری دور دوم ریاست‌جمهوری (كه انتخاباتی ناقص و غیرشفاف بود)، سیاست‌های دولت كرزای شكست خورده است. حامد كرزای از ابتدای دور دوم ریاستش بر دولت سعی می‌كرد با هر هزینه‌ای، چه امتیاز دادن به جریان‌های افراطی و چه نادیده گرفتن قانون اساسی و تضعیف مجلس و والسی جرگه، محور هر نوع تعاملی از جانب كشورهای غربی و مشخصا آمریكایی‌ها با طالبان باشد. با این حال اتفاقات تازه در فضای سیاسی افغانستان نشان می‌دهد آن سیاست جوابگو نبوده و آمریكایی‌ها خود را در این حد و وزن می‌بینند كه در جریان مذاكرات، هم از اسلام‌آباد عبور كنند و هم از كرزای؛ اتفاق مهم دیگری كه در كنار این مسایل رخ داده، اعلام خبر تشكیل «ائتلاف ملی» است. در حقیقت می‌توان گفت كه بزرگ‌ترین اتفاق سیاسی كه اپوزیسیون در راستای قانون اساسی انجام داد، اعلام تشكیل این ائتلاف بود. حضور افراد استخوان‌دار و باتجربه‌ای از جبهه متحد، جبهه ملی و اصولا جریاناتی كه در دوران جهاد و مقاومت در برابر شوروی نقش داشتند، می‌تواند دلیل اهمیت این ائتلاف باشد. اگر این ائتلاف با حضور افراد مهم و شخصیت‌های شناخته‌شده افغانستان شكل بگیرد، می‌تواند پاسخگوی مجموعه وقایعی باشد كه مدیریت بخشی از آن از سوی كشورهای فرامنطقه‌ای صورت می‌گیرد و بخشی دیگر به بی‌مهری حاكمیت به جریان اپوزیسیون باز می‌گردد. جریان ائتلاف ملی كه یكی از اهداف مهمش (آن طور كه دكتر عبدالله به‌عنوان رقیب اصلی رییس فعلی دولت عنوان كرده است) آماده شدن برای انتخابات بعدی ریاست‌جمهوری است، می‌تواند تمام ناملایماتی را كه در افغانستان شكل می‌گیرد تعدیل كند و راه‌حلی برای بن‌بست مذاكرات و صلح در افغانستان باشد.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- محمدابراهيم طاهريان، عبور از کرزای، روزنامۀ شرق: شماره ۱۴٢۹، پنجشنبه، ٨ دی ۱٣۹٠ ؛ صفحه اول



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

روزنامۀ شرق، شماره ۱۴٢۹، پنجشنبه، ٨ دی ۱٣۹٠



نام‌های عیسی مسیح در قرآن

از: دانشنامۀ آریانا

نام‌های عیسی مسیح در قرآن


فهرست مندرجات

[عیسی مسیح][کشف الآیات]


در کتاب مقدس برای عیسی مسیح حدود دویست و پنجاه نام و لقب آمده است و قرآن به بیش از بیست نام و لقب عیسی پسر مریم اشاره می‌کند.


[] عیسی

این اسم در قرآن ٢۵ بار تکرار ‌شده است. برخی از دانشمندان معتقدند که از تلفظ سریانی کلمه آرامی مشتق شده است که دراصل دارای این معانی است: «خداوند نجات می‌دهد»[۱]؛ او از مصیبت‌ها، بیماری‌ها، پریشانی، غضب آینده، گناهان و حتی از مرگ می‌رهاند.

بر اساس عهد جدید، عیسی در طی حیات خود، به‌معنای کاملِ نام اصلی‌اش جامه عمل پوشانید. او چشمان کوران را بدون جراحی باز کرد، با کلام قدرتمند خویش، جذامی‌ها را شفا داد، با صدای خود به مردگان حیات بخشید، و دیوها را از وجود دیوزدگان بیرون راند.

آیات قرآن که به «عیسی» اشاره دارند عبارتند از: سورۀ بقره (٢): آیات ٨٧، ۱٣٦، ٢۵٣؛ سورۀ آل عمران (٣): آیات ۴۵، ۵٢، ۵۵، ۵۹، ٨۴؛ سورۀ نسأ (۴): آیات ۱۵٧، ۱٦٣، ۱٧۱؛ سورۀ مائده (۵): آیات ۴٦، ٧٨، ۱۱٠-۱۱٦؛ سورۀ انعام (٦): آیۀ ٨۵؛ سورۀ مریم (۱۹): آیۀ ٣۴؛ سورۀ احزاب (٣٣): آیۀ ٧؛ سورۀ شورا (۴٢): آیۀ ۱۳؛ سورۀ زخرف (۴٣): آیۀ ٦٣؛ سورۀ حدید (۵٧): آیۀ ٢٧؛ سورۀ صاف (٦۱): آیات ٦، ۱۴.


[] ابن مریم (پسر مریم)

این لقب مسیح ٢٣ بار در قرآن آمده است. از اینجا چنین استنباط می‌شود که هنگام تولد، نام پدرش شناخته شده نبود. در هر صورت، قرآن بارها تأکید می‌کند که مریم باکره، پاکیزه و دست مردی به او نرسیده بود. بنا ‌به ادعای قرآن، پسر مریم از روح الله متولد شد: «ما از روح خود در او دمیدیم»[٢]. می‌توان گفت که پسر مریم از روح الله متولد شده و بنا براین، او «پسر روحانی» خدا می‌باشد.

آیاتی که به «پسر مریم» اشاره می‌کند از این قرارند: سورۀ بقره (٢): آیات ٨٧، ٢۵٣؛ سورۀ آل عمران (٣): آیۀ ۴۵؛ سورۀ نسأ (۴): آیات ۱۵٧، ۱٧۱؛ سورۀ مائده (۵): آیات ۱٧، ۴٦، ٧٢-٧٨، ۱۱٠-۱۱٦؛ سورۀ توبه (۹): آیۀ ٣۱؛ سورۀ مریم (۱۹): آیۀ ٣۴؛ سورۀ مؤمنون (٢٣): آیۀ ۵٠؛ سورۀ احزاب (٣٣): آیات ٧، ٦۱؛ سورۀ صاف (٦۱): ٦، ۱۴.


[] مسیح

این لقب یازده بار در قرآن آمده و معنایش این است: «کسی که با روح خدا مسح شده است». این مسح، به وی قدرت می‌بخشد که رسالت خود را بتواند با قدرت و حکمت انجام دهد. در عهد عتیق، در مورد مسیح وعده داده شده بود که او «پادشاه روحانی» خواهد بود که سلطنت روحانی را بنا می‌کند که در آن تخت وی تا به ابد استوار خواهد شد[٣].

اشاره‌های قرآن به مسیح از این قرارند: سورۀ آل عمران (٣): آیۀ ۴۵؛ سورۀ نسأ (۴): آیات ۱۵٧، ۱٧۱، ۱٧٢؛ سورۀ مائده (۵): آیات ۱٧، ٧٢، ٧۵؛ سورۀ توبه (۹): آیات ٣٠، ٣۱.


[] رسول‌الله (فرستاده خدا)

این لقب عیسی، پنج بار به‌وضوح در قرآن دیده می‌شود. هم‌چنین نام او بارها در فهرست سایر رسولانِ خدا آمده است.

پیامبر مکاشفه خداوند را ابلاغ می‌کند، اما سفیر الله آن مکاشفه را دریافت نموده با قدرت و اقتدار به مرحله اجرا می‌گذارد. موسی نمونه برجسته‌ای از یک پیام‌آوربرای اقوام سامی بود، زیرا او رهبر روحانی و رهبر سیاسی قوم خودش بود.

عیسی، پیام خدا را با قوت و قدرت به همه ملل رسانید. او چنین دعا کرد: «این است حیات جاویدان، که ‌تو را، تنها خدای حقیقی، و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند»[۴].

اشاره‌های قرآن به مسیح به‌عنوان رسول‌الله: سورۀ آل عمران (٣): آیۀ ۴۹؛ سورۀ نسأ (۴): آیات ۱۵٧، ۱٧۱؛ سورۀ مائده (۵): آیۀ ٧۵؛ سورۀ صاف (٦۱): آیۀ ٦ و همچنین سورۀ بقره (٢): آیات ٨٧، ٢۵٣؛ سورۀ حدید (۵٧): آیۀ ٢٧ و غیره.


[] کلمةالله (کلمه‌ای از سوی خدا)

این عنوان در قرآن دو بار به‌طور واضح دیده می‌شود، و دو بار هم به‌طور غیر مستقیم به‌کار رفته است. این عنوان تأیید می‌کند که مسیح از یک مرد به دنیا نیامد، بلکه از کلمۀ الله (کلمۀ خدای قادر مطلق) در وجودش جسم گرفت. پسر مریم یک انسان عادی نیست. او قدرت خلاقۀ کلمۀ الله را دارد. او هم‌چنین قدرت الهی برای شفا دادن، اقتدار آمرزیدن، رحمت تسلی دادن، و توانایی تجدید حیات را دارد. تمام قدرت‌های کلمۀ الله در وجود او قرار دارد و فعالیت می‌کند. او نه تنها کلام الله را بیان فرمود، بلکه بر طبق آن نیز زیست کرد و بی‌گناه باقی ماند. محبت و قدوسیت خدای تعالی در زندگی‌اش آشکار گردید. قانون و حقیقت الله در ذات پسر مریم دیده شد. کسی که سخنانش را بشنود و بر طبق آن‌ها عمل کند، متبدل شده و مانند او می‌شود.

در انجیل یوحنا آمده: «در ازل، پیش از آن‌كه چیـزی پدید آیـد، «كلمه» وجود داشت و نزد خدا بود. او همواره زنده بوده، و خود او خداست. هر چه هست، بوسیله او آفریده شده و چیزی نیست كه آن را نیافریده باشد. زندگی جاوید در اوست و این زندگی به تمام مردم نور می‌بخشد. او همان نوری است كه در تاریكی می‌درخشد و تاریكی هرگز نمی‌تواند آن را خاموش كند.

خدا یحیای پیامبر را فرستاد تا این «نور» را به مردم معرفی كند و مردم به او ایمان آورند. یحیی آن نور نبود، او فقط شاهدی بود تا نور را به مردم معرفی كند. اما بعد، آن نور واقعی آمد تا به هر كس كه به این دنیا می‌آید، بتابد.

گر چه جهان را او آفریده بود، اما زمانی كه به این جهان آمد، كسی او را نشناخت. حتی در سرزمین خود و در میان قوم خود، یهودیان، كسی او را نپذیرفت. اما او به تمام كسانی كه به او ایمان آوردند، این حق را داد كه فرزندان خدا گردند؛ بلی، فقط كافی بود به او ایمان آورند تا نجات یابند. این اشخاص تولدی نو یافتند، نه همچون تولدهای معمولی كه نتیجه امیال و خواسته‌های آدمی است، بلكه این تولد را خدا به ایشان عطا فرمود.

«كلمه خدا» انسان شد و بر روی این زمین و در بین ما زندگی كرد. او لبریز از محبت و بخشش و راستی بود. ما بزرگی و شكوه او را به چشم خود دیدیم، بزرگی و شكوه فرزند بی‌نظیر پدر آسمانی ما، خدا»[۵].

اشاره‌های قرآن به «کلمةالله»: سوره آل عمران (٣): آیات ٣۹، ۴۵، ٦۴؛ سورۀ نسأ (۴): آیۀ ۱٧۱.


[] قول الحق (بیان حقیقت)

این عنوان منحصر به فرد پسر مریم در قرآن یک بار دیده می‌شود (سورۀ مریم (۱۹): آیۀ ٣۴). لقب «الحق» دراینجا به «خودِ الله» اشاره دارد، زیرا لقب«الحق» بارها در قرآن به عنوان یکی از صفات و نامهای الله ظاهر می‌شود. او تمام حقایق زندگی و حیات آینده را در دست خود دارد و منشأ راستی عالم است.

از آنجا که مسیح کلمةالله است که به‌شکل جسمانی به بشر داده شده است، او با کلمه‌ای که از دهان قادر مطلق صادر می‌شود مساوی است. اگر منشأ مسیح «الحق» باشد، پس او خود نیز «الحق» است، زیرا حقیقت فقط از «الحق» صادر می‌شود. هر که بر مسیح بنگرد می‌تواند کلمه خرامان الله و راستی او را به‌شکل جسمانی مشاهده کند.


[] روح‌‌الله (روح خدا)

برطبق نوشته قرآن، پسرمریم یک انسان راستین و روح حقیقی الله می‌باشد. او ازروح الله متولد شد و درتمام عمرش مقدس و بی‌گناه باقی ماند. او«روح خرامان» در شکل انسانی می‌باشد.

علاوه براین، روح‌القدس همواره در انجام معجزات شگفت‌انگیزش با او همکاری می‌کرد. پسر مریم در انجیل چنین اعلام فرمود: «روح خداوند بر من است، زیرا مرا مسح کرده تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاده تا رهایی را به اسیران و بینایی را به نابینایان اعلام کنم، و ستمدیدگان را رهایی بخشم، و سال لطف خداوند را اعلام نمایم»[٦]. روح خدا، در مسیح و به واسطه او در هماهنگی کامل با اراده قادر مطلق عمل کرد.

آیاتی که در قرآن بر عیسی به‌عنوان «روح‌الله» اشاره دارند: سورۀ نسأ (۴): آیۀ ۱٧۱؛ سورۀ انبیأ (٢۱): آیۀ ۹۱؛ سورۀ تحریم (٦٦): آیۀ ۱٢.


[] آیةالله (نشانه معجرآسای خدا)

مکاشفه قرآن اقرار بر این دارد که مسیح برای بشر و عالمیان یک نشانه معجزآسا از طرف الله می‌باشد. این امتیاز به تولد بی‌نظیر، زندگی عاری از گناه و صعود پیروزمندانه‌اش به آسمان اشاره دارد. پسر مریم حتی آزارندگان خود را دوست می‌داشت، نسبت به فقرا رحیم بود و هر مریضی را که به نزدش می‌آمد شفا می‌بخشید. او رازهای الله را بیان می‌فرمود، با بیان حقیقت، ریاکاری مذهبی را برملا می‌ساخت و حتی قاتلان خود را نیز بخشید. الله او را نشانه‌ای برای فرشتگان و مردمان مقرر فرمود تا آنان دروجود پسر مریم بتوانند بازتابی از صورت مشیت الهی را مشاهده کنند. همچنان که مسیح زیست نمود هرانسانی باید زندگی کند تا اراده خدا را به‌جا آورد.

آیات قرآن که بر آیت‌الله بودن عیسی اشاره دارند: سورۀ مریم (۱۹): آیۀ ٢۱؛ سورۀ انبیأ (٢۱): آیۀ ۹۱؛ سورۀ مؤمنون (٢٣): آیۀ ۵٠.


[] رحمة منا (لطفی از ما)

در سورۀ مریم (۱۹): آیۀ ٢۱، الله عیسی را «لطفی از ما» می‌خواند. پسر مریم تجسمی از لطف و رحمت خدای رحمان و رحیم بود. دلسوزی‌اش برای نیازمندان، و رحم او در حق بیماران؛ مهربانی و محبتش نسبت به مادرش، و بخشایش او در مورد دشمنان، اینها همه صحت این لقب عالی را ثابت می‌کنند. مسیح دارای همان طبیعتی است که الله و روح او دارد. در این آیه خدای رحمان به‌عنوان «من» یعنی مفرد سخن نمی‌گوید. او از ضمیر اول شخص جمع «ما» استفاده می‌کند، زیرا او می‌گوید که مسیح لطفی از ما است. کلمه «ما» عبارت است از یگانگی که الله را با کلمه و روحش متحد می‌سازد، و شبیه آن اتحادِ تفکیک‌ناپذیری است که در رحمت و محبت و صبر پسر مریم هویدا گردیده است. رحمت وی به‌هر کسی که آن را دریافت کند، به‌طور رایگان عطا می‌شود.


[] غلام زکی (پسری پاک و منزه)

جبرییل فرشته بر طبق نوشته قرآن در سوره مریم (۱۹): آیۀ ۱۹ به مریم باکره گفت که او پسری پاک و منزه به‌دنیا خواهد آورد. کلمه «پاک» بر طبق تفسیر بعضی از مفسران قرآن یعنی او بدون صدمه دیدن از دست شیطان، متولد خواهد شد. او محفوظ، بی‌لکه، پاکدامن و مقدس خواهد ماند. روح‌الله پسر مریم را تقدیس کرد و او را از بدو تولدش از قدرت پُر ساخت.


[] من الصالحین (یکی از درستکاران)

قرآن دو بار گواهی می‌دهد که پسر مریم یکی از درستکاران است (سورۀ آل عمران (٣): آیۀ ۴٦؛ سورۀ انعام (٦): آیۀ ٨۵). او خدا را با تمام دل و جان و نیرو دوست می‌داشت و همه مردم را محبت کرد. در ذات او هیچ‌گونه دروغگویی، حیله‌گری، فریب و گول‌زدن وجود نداشت. از وجودش هیچ‌گونه تکبر، نفرت، یا کینه صادر نمی‌شد، زیرا «خدا محبت است و کسی که در محبت ساکن است، در خدا ساکن است و خدا در او» (رساله اول یوحنا ۴: ۱٦). دلسوزی مسیح برای گناهکاران و کسانی که گمراه بودند دلیل اصلی بود که او را وادار کرد تا گناه جهان را بر دوش گیرد. خدا در ذات مسیح بود و دنیا را توسط کفاره جایگزین کننده‌اش که برای ما مهیا ساخت، با خود آشتی می‌‌داد (یوحنا ۱: ٢۹، ٣: ۱٦؛ رومیان ۵: ۱٠ وغیره). در طریق زندگیِ مسیح تعمق‌کنید تا برای آینده خود سرمشقی بیابید و در قلبتان صلحِ با خدا را پیدا کنید.


[] بارّ لأمه (نیکوکار نسبت به مادرش)

بر طبق قرآن، مریم مادر عیسی، مورد تحقیر قرار گرفت و او را تهدید به سنگسارشدن نمودند، زیرا قبل از ازدواج بچه‌دار شده بود. اما پسرش، الله و جبرییل همه با هم او را تبرئه کرده، ثابت کردند که او بی‌گناه است و تولد پسرش از روحِ الله بود (سورۀ مریم (۱۹): آیات ٢٦-٢۹، و ٣٢).

مسیح نسبت به مادرش فروتن و مهربان باقی ماند. چنان‌که حتی بعد از مرگ خود نیز عیسی به‌فکر مادرش بود و از یوحنا، جوانترین شاگردش، تقاضا کرد که مادرش را بپذیرد و همان‌گونه که فرزندِ نخست‌زاده از مادر خویش مراقبت می‌کند، یوحنا نیز از مریم نگهداری نماید (یوحنا ۱۹: ٢۵-٢٧).

مریم در بالاخانه‌ای که در اورشلیم قرار داشت دعا می‌کرد، جایی که شاگردان منتظر وعده پدر آسمانی بودند. مریم و همه رسولان بر طبق فرمایش پسر مریم، از روح‌القدس پُر شدند، به‌همان‌گونه که پسر مریم اعلام داشته بود که یاری‌دهنده الهی را خواهد فرستاد (اعمال رسولان ۱: ۱۴، ٢: ۱-۴؛ یوحنا ۱۴: ۱٦). مسیح بعد از مرگش که برای دیگران متحمل گردید، مادر و پیروان خویش را بی‌یار و یاور رها نکرد. او همه گناهکاران را با فرستادن روح قدوس خویش دلداری نمود.


[] لیس جبارا شقیا (او زورگوی بد رفتار نبود)

با ذکر این عنوان بی‌نظیر، قرآن ثابت می‌کند که عیسی قلباً مردی افتاده و متواضع بود (سوره مریم (۱۹): آیۀ ٣٢؛ متی ۱۱: ٢۹).

پسر مریم به‌دنبال جاه و مقام در مصاحبتِ پادشاهان و شاهزادگان نبود، بلکه نزد فقرا می‌رفت و در جستجوی نیازمندان بود. او در یورش‌ها و جنگ‌های خونین شرکت نکرد، و خواسته‌های خود را به زور تحمیل نمی‌کرد، بلکه اذعان می‌نمود که «خوراک مـن این است که اراده فرستنده خود را به‌جا آورم و کار او را به کمال رسانم» (یوحنا ۴: ٣۴).

پسر مریم شخصی ضعیف و ترسو نبود. او دارای قدرت روحانی نامحدود بود. او دیوها را از تنِ دیوزدگان بیرون می‌راند، توفانِ دریا را محض سخنی آرام کرد و پنج هزار شخص گرسنه را فقط با پنج نان و دو ماهی سیر کرد (یوحنا ٦: ۱-۱٣). پسر انسان از قدرت خویش برای نفع شخصی و کسب شهرت استفاده نکرد. او قدرت خود را برای کمک به‌دیگران و شفای عده بسیاری به‌کار برد. او هیچ‌ کس را رد نمی‌کند، بلکه هر که را که مشتاق نجات باشد رستگار می‌سازد (یوحنا ٣: ۱٧-۱۹).


[] مثل آدم (مانند آدم)

هم کتابمقدس و هم قرآن گواهی می‌دهند که مسیح یک انسان واقعی از نسل آدم بود. او از همه لحاظ مانند هر انسانی گردید، ولی بدون گناه زیست (فیلپیان ٢: ٧-٨؛ عبرانیان ٢: ۱٧).

در عین حال، بین آدم و مسیح تفاوت بسیاری را مشاهده می‌کنیم:

  • آدم از خاک سرشته شد، اما مسیح از روحِ خدا به‌دنیا آمد.

  • آدم مغرور بود و می‌خواست مثل خدا بشود، اما مسیح خود را فروتن ساخته، انکارِ نفس نمود و با اطاعت از پدر روحانی و آسمانی‌اش زندگی کرد.

  • آدم مرتکب گناه شد و مُرد و استخوان‌هایش پوسید - او هم اکنون مُرده است، اما مسیح گناه نکرد، او به‌جای ما مُرد و پیروزمندانه قیام نمود و بر قدرت مرگ غلبه یافت - او اکنون زنده است.

  • آدم از فردوس اخراج شد، دیگر حق نداشت به آنجا بازگردد و به زمین نزول کرد؛ ولی مسیح به‌سوی الله؛ یعنی پدر روحانی‌اش صعود نمود، و به‌جایی که قبلاً بود بازگشت و اکنون تا ابد با او به‌سر می‌بَرَد.

مسیح مانند آدم بود، ولی در عین حال، با وی قابل مقایسه نبود.

آیات قرآن که نشان می‌دهند مسیح مانند آدم بود: سورۀ آل عمران (٣): آیۀ ۵۹؛ سورۀ زخرف (۴٣): آیۀ ۵۹.


[] عبدالله (پرستشگر خدا)




[] نبی (پیشگو یا پیامبر)




[] مصدق لما بین یدیه من‌التورة (تصدیق کننده حقانیت تورات)




[] وجیه فی‌الدنیا و الآخرة (آبرومند در دنیا و آخرت)




[] من ‌المقرین (از نزدیکان خدا)




[] شهید (شاهد امین)




[] علم الساعة (دانشِ آخر زمان)




[] سلام (صلح و سلامتی)



[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]
[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط محمد محمدی و الهام محمدی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- متی، باب ۱، آیۀ ٢۱: «او پسری خواهد زاييد، و تو نام او را عيسی (يعنی نجات‌دهنده) خواهی نهاد، چون او قوم خود را از گناهانشان خواهد رهانيد.»
[٢]- رجوع شود به: سورۀ انبیأ (٢۱): آیۀ ۹۱ و سورۀ تحریم (٦٦): آیۀ ۱٢
[٣]- دوم سموییل، باب ٧، آیات ۱۱-۱۴ (وعدۀ خداوند به داود): «برای قوم خود سرزمينی انتخاب کردم تا در آن سر و سامان بگيرند. اين وطن آن‌ها خواهد بود و قوم‌های بت‌پرست، ديگر مثل سابق که قوم من تازه وارد اين سرزمين شده بودند، بر آن‌ها ظلم نخواهد کرد. تو را از شر تمام دشمنانت حفظ خواهم کرد. اين منم که خانۀ تو را می‌سازم. وقتی تو بميری و به اجدادت ملحق شوی، من يکی از پسرانت را وارث تاج و تخت تو می‌سازم و حکومت او را تثبيت می‌کنم. او همان کسی است که خانه‌ای برای من خواهد ساخت و من سلطنت او را تا به ابد پايدار خواهم کرد. من پدر او و او پسر من خواهد بود، اما اگر مرتکب گناه شود، او را سخت مجازات خواهم کرد.»
[۴]- یوحنا، باب ۱٧، آیۀ ٣: «و زندگی جاويد از اين راه به‌دست می‌آيد كه تو را كه خدای واقعی و بی‌نظير هستی و عيسی مسيح را كه به اين جهان فرستاده‌ای، بشناسند.»
[۵]- یوحنا، باب ۱، آیات ۱-۱۴
[٦]- لوقا، باب ۴: آیات ۱٨-۱۹
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها





پارا کلیتوس در انجیل‏ «برابر احمد در قرآن»

از: مراد اورنگ

پارا کلیتوس در انجیل

«برابر احمد در قرآن»


فهرست مندرجات

[قبل][بعد]


در مجلسی صحبت از توراة و انجیل و قرآن بود. رشته سخن به‌اینجا کشید که حضرت عیسی از آمدن پیامبری به‌نام احمد خبر داده ولی این نام‏ مقدس را در انجیل تغییر داده‏‌اند. شاهد گفت‏‌وگو هم این آیه از سورة الصف‏ بود که از قول حضرت عیسی می‌فرماید:

و اذ قال عیسی بن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول اللّه الیکم مصدقا لما بین‏ یدی من التوراة و مبشرا برسول یأتی من بعدی اسمه احمد فلما جائهم بالبینات‏ قالوا هذا سحر مبین

یعنی زمانی که گفت عیسی پسر مریم ای بنی‌اسرائیل به‌درستی‏ که من فرستادهء خدایم به‌سوی شما، تصدیق‏‌کننده‏‌ام به آنچه که میان دست‌های‏ من است از توراة و مژده‏‌دهنده‏‌ام به پیغمبری که می‌آید پس از من و نام او احمد است. پس چون آمد ایشان را با معجزات روشن، گفتند این‏ جادویی‏ است آشکار. در این‌باره گفت‏‌وگوهای زیاد شد. من هم با تحقیقاتی که قبلا در این باره کرده بودم مطالبی گفتم. گفته‏‌هایم تا اندازه‏‌یی به مذاق بعضی از دوستان‏ و آشنایان خوش آمد. پیشنهاد کردند نتیجۀ تحقیقاتم را با زبانی ساده قدری‏ مفصل بنویسم و در مجله چاپ کنم که زمینه‌‏یی باشد برای پژوهش‌های بیشتر نتیجه‌‏گیری‏‌های بهتر. اینک تحقیقات:


[] پارا کلیتوس در انجیل

چنان‌که خوانندگان گرامی آگاهی دارند، انجیل‌های اولیه به‌زبان‏ یونانی بوده و نام احمد که واژه عربی است نمی‌تواند در آن زبان سابقه داشته‏ باشد. از سوی دیگر معقول نیست ملتی که معتقد به انجیل هستند برای‏ مخالفت با نام پیغمبر اسلام آن را تغییر دهند. پس باید از طریق دانش به‌جستجو پرداخت و مفهوم آیۀ شریفه را در انجیل پیدا کرد. خوشبختانه وقتی که از راه علمی به پژوهش می‌پردازیم، خیلی زود نتیجه می‌گیریم و به‌عظمت مقام پیغمبر اسلام بهتر و بیشتر پی می‌بریم و در ایمان خود ثابت‏‌قدم‏‌تر می‌شویم. پس از این‏ مقدمه اکنون باید ببینیم در کجاها از انجیل به آمدن موعود آینده بشارت داده‏ و در نسخه قدیمی یونانی برای این موعود چه واژه‏‌یی را به‌کار برده و در انجیل‌های‏ کنونی به چه چیز ترجمه شده است.

برای اولین بار در انجیل یوحنا باب چهاردهم از آیه ۱۵ به بالا باین‏ واژه برمی‌خوریم که به تسلی‏‌دهنده برگردانده شده و برابر قاموس کتاب مقدس‏ به‌معنی‏‌های آموزگار و شفیع و راحت‏‌آور نیز می‌باشد. اینک ترجمهء بخش مزبور از انجیل یوحنا «و من از پدر سؤال می‌کنم و تسلی‏‌دهندۀ دیگر به‌شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند. یعنی روح راستی که جهان نمی‌تواند او را قبول‏ کند زیرا که او را نمی‌بینند و نمی‌شناسند و اما شما او را نمی‌شناسید زیرا که با شما می‌ماند و در شما خواهد بود»

پس از باب چهاردهم انجیل یوحنا به باب پانزدهم آن می‌رسیم که از آیه‏ ۱۵ به‌بالا مطلب را روشن‏‌تر بیان می‌کند و چنین می‌گوید: «لیکن چون تسلی‏‌دهنده‏ که او را از جانب پدر نزد شما می‌فرستم آید، یعنی روح راستی که از پدر صادر می‌گردد، او بر من شهادت خواهد داد.»

از این دو بخش که بگذریم، در بعضی جاهای دیگر نیز باین واژه برمی‌خوریم که درباره خود حضرت مسیح هم به‌کار رفته و در این‌جور جاها بیشتر به‌معنی شفیع‏ یاد شده است.

درباره واژه اصلی یونانی که به‌معنی‏‌های تسلی‏‌دهنده و شفیع و آمزگار و راحت‏‌آور و غیره می‌باشد، در چند سال قبل تحقیقاتی کرده بودم ولی همین‏ چند روز برای به‌دست آوردن اطلاعات بیشتر، به‌کلیسای مسیحی‏‌ها در خیابان‏ قوام‌السلطنه رفتم.

آقای دکتر ستو (Paul.s.seta) را که از دانشمندان مسیحی است‏ و به‌ویژه در زبان یونانی اطلاعات بیشتر دارد به‌من معرفی کردند.نزد ایشان‏ رفتم. با نهایت مهربانی پذیرایی کردند و برای پیدا کردن واژه اصلی یونانی‏ که به تسلی‏دهنده و شفیع برگردانده شده فرهنگ‌های یونانی را آوردند و آن‌ها را یکی‏‌یکی به‌من گفتند. گفته‏‌های ایشان از روی فرهنگ بدین ترتیب‏ بود.

۱- پارا کلیتوس (Para kLYTOS) به‌معنی‏‌های تسلی‏‌دهنده، شفیع‏ وکیل، میانجی، یاری‏‌دهنده، از دو ریشه ترکیب‏‌شده.

اولی (پره Para به‌فتح اول و دوم) برابر واژۀ (فرا) در فارسی دوم: (کلیو Kaleya) به‌فتح کاف و کسر لام به‌معنی خواندن و دعوت کردن - بنابر آنچه شد، این دو واژه به‌هم پیوسته به‌معنی فراخواننده و دعوت‏‌کننده نیز خواهد آمد.

٢- در فرهنگ یونانی به‌واژۀ (پره کلیتو Para Klytu) نیز بر می‌خوریم که سوریانی است. در عربی فاراقلیط شده برابر پارا کلیتوس - واژۀ دیگری از ریشۀ دیگر هم به‌صورت پری کلیتوس Pery Kelytos داریم که‏ به‌معنی ستوده است و مفهوم واژه احمد می‌دهد.

چون از گفته‏‌های آقای دکتر ستو (Seto) آگاه شدیم، اکنون به‌بخش‏ واژۀ (تسلی‏‌دهنده) در قاموس کتاب مقدس می‌پردازیم. اینک واژه نامبرده‏ و خلاصۀ معنی‌های آن (تسلی‌‏دهنده) که در یونانی فارقلیط گویند، به‌معنی‏ آموزگار و شفیع و راحت‏‌آور می‌باشد. این لقب از جمله القایی است که به‌منجی ما داده شده.

پس «شفیعی داریم نزد پدر عیسی مسیح عادل» رسالۀ اول یوحنا باب ٢، آیۀ ۱..،

لفظ تسلی‏‌دهنده تماماً توضیح معنای فاراقلیط نیست، چه که او نه فقط تسلی‌بخش، بلکه تقویت‌‏دهنده و هادی است به‌طوری که مسیح تقویت‏‌دهنده و هادی بود.»

اکنون که از اشارات و بشارات انجیل اطلاع به‌دست آوردیم، باید آن‏‌ها را در برابر واژه احمد بگذاریم و با معنی آن تطبیق کنیم.

خوب می‌دانم که احمد نام نام مخصوص پیغمبر اکرم نیست بلکه صفتی است‏ از صفت‌های او که به‌معنی ستوده یا ستوده‏‌تر می‌باشد و دربارۀ پیغمبر ما جای اسم‏ را هم می‌گیرد. مانند مصطفی که به‌معنی برگزیده است و در دنبال اسم رسول‏ اکرم می‌آید.

از صفت‌های او به واژه‌‏های معلم و شفیع و دیگر واژه‏‌ها نیز برمی‌خوریم‏ که با معنی‏‌های واژۀ یاد شده در انجیل به‌خوبی تطبیق می‌کند. زیرا پیغمبری‏ است ستوده و پسندیده و مورد توجه خدا. پیغمبری است که به پیروانش درس‏ دین و دانش یاد می‌دهد و بهترین معلم آسمانی می‌باشد.

هو الذی بعث فی الامیین‏ رسولا منهم،یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین

(سورة الجمعه). پیغمبری است شفیع گناهکاران توبه‏کننده از امت خود. هادی است به‌راه حق. تقویت‏‌کننده است با نیروی ایمان. به‌گفته باب چهاردهم انجیل یوحنا روح راستی است و همیشه با مؤمنین خواهد بود. زیرا که دینش جاودانی است. همان‌طوری که در باب پانزدهم انجیل یوحنا خبر داده، پیامبری عیسی علیه‌السلام را تصدیق کرده است. خلاصه این‌که معنی‌ها و مفهوم‌ها کاملا باهم مطابق و دلیل عظمت مقام قرآن است که در چهارده سده پیش‏ از چنین رازی خبر داده گرچه مطلب درخور بحث بیشتر می‌باشد ولی چون طول‏ کلام باعث خستگی خوانندگان گرامی می‌شود، ازاین‏‌رو گفتار خود را در همینجا پایان می‌دهم. درک جزئیات موضوع بسته به‌دقت خود خوانندگان است.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- مراد اورنگ، پاراکلیتوس در انجیل «برابر احمد در قرآن»، صص ۵٦۴-۵٦٧



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

مجلۀ وحید مرداد ۱٣۵٢ - شماره ۱۱٦



یوحنا


از: دانش‌نامه‌ی آريانا


فهرست مندرجات

[حواریون عیسی][انجیل یوحنا]


یوحنا معروف به یوحنای رسول (به یونانی: Ιωάννης) (زادۀ حدود ٦ پس از میلاد مسیح - درگذشتۀ حدود ۱٠٠ م)، از شمار حواریون و از دوازده رسول برگزیده عیسی بود که مسیحیت سنتی، او را نویسنده انجیل یوحنا و نیز نویسنده کتاب مکاشفه می‌داند[۱].


[] زندگی‌نامه

یوحنا، فرزند زبدی‌ و برادر کوچک­تر یعقوب حواری بود[٢]. به‌نظر می‌رسد كه‌ مادرش‌ سالومه‌ بوده‌ باشد[٣]، یعنی‌ همان‌ زنی‌ كه‌ با توجه‌ به‌ یوحنا ۱۹: ٢۵ احتمالاً خواهر مریم‌، مادر عیسی‌ است. در این‌صورت‌ یوحنا پسر خالۀ‌ عیسی‌ و تقریباً همسن‌ او بوده‌ است‌ و دوران‌ آشنایی‌ آنان‌ به‌ ایام‌ كودكی‌ باز می‌گردد[۴].

یوحنا فاقد تحصیلات و فردی بی­سواد بود[۵] و حرفه‌ی ماهیگیری داشت. او یكی‌ از ۵ نفری‌ بود كه‌ در شغل‌ ماهیگیری‌ شریك‌ بوده‌ و برای‌ خود «مزدوران‌» استخدام‌ می‌كردند[٦]. او علاوه‌ بر اشتغال‌ به‌ كار ماهیگیری‌ در كفرناحوم‌، منزلی‌ نیز در اورشلیم‌ داشت‌[٧] و از آشنایان‌ نزدیك‌ كاهن‌ اعظم‌ به‌حساب‌ می‌آمد[٨].

او یكی‌ از شاگردان‌ یحیی‌ تعمیددهنده‌ بود[۹]. اگر او پسر خالۀ‌ عیسی‌ بوده‌ باشد[۱٠]، می‌بایستی‌ با یحیی‌ تعمیددهنده‌ نیز مناسبتی‌ داشته‌ باشد[۱۱]. و در نتیجه‌ می‌بایستی‌ از آنچه‌ فرشته‌ در مورد عیسی‌ و یحیی‌ اعلام‌ كرده‌ بود[۱٢]، با خبر بوده‌ باشد. بنابراین‌ هنگامی كه‌ یحیی‌ تعمیددهنده‌ ظاهر شده‌ فریاد برآورد كه‌ ملكوت‌ آسمان‌ نزدیك‌ است‌، یوحنا پسر زبدی‌ آماده‌ بود تا با او همراه‌ شود.

در اثر شهادت‌ یحیی‌ تعمیددهنده‌، یوحنا بی‌درنگ‌ از پی‌ عیسی‌ روانه‌ شد[۱٣]. یوحنا یكی‌ از اولین‌ پنج‌ شاگرد عیسی‌ بود كه‌ به‌همراه‌ عیسی‌ به‌ جلیل‌ برگشت‌[۱۴]. سپس‌ به‌نظر می‌رسد كه‌ او به‌ شغل‌ ماهیگیری‌ خود بازگشته‌ باشد. احتمالاً قریب‌ به‌ یكسال‌ بعد، عیسی‌ او را دعوت‌ كرد تا شغل‌ خود را رها كرده‌، او را پیروی‌ كند. از آن‌ پس‌ او دائماً با عیسی‌ بود. به‌همین‌ دلیل‌ او شاهد عینی‌ تمام‌ آن‌ چیزی‌ است‌ كه‌ در انجیل‌ خود می‌نویسد.

عیسی‌ به‌ او لقب‌ «پسر رعد» داد[۱۵]، كه‌ ظاهراً دلالت‌ بر تند مزاجی‌ او دارد. ولی‌ او این‌ خلق‌ خشن‌ را تحت‌ كنترل‌ درآورد. ممانعت‌ نمودن‌ اشخاصی‌ كه‌ با نام‌ عیسی‌ دیوها را بیرون‌ می‌كردند[۱٦] و علاقه‌ برای‌ بارانیدن‌ آتش‌ بر سر سامریان‌[۱٧]، زمینه‌های‌ چشمگیر طبیعت‌ او می‌باشند.

او از جمله سه‌ شاگردی‌ بود كه‌ بیش‌ از دیگران‌ همراه‌ مسیح‌ دیده‌ می‌شدند و از بین‌ این‌ سه‌ نفر نیز به‌ عیسی‌ نزدیكتر بود. پنج‌ مرتبه‌ از او به‌عنوان‌ شاگردی‌ كه‌ «عیسی‌ او را محبت‌ می‌نمود» یاد شده‌ است‌[۱٨]. بالطبع‌ او می‌بایستی‌ شخصیت‌ بسیار برجسته‌ای‌ داشته‌ باشد كه‌ آنچنان‌ مصاحبت‌ عیسی‌ را به‌ خود جذب‌ كرده‌ است‌.

عیسـی مسـیح و یوحنـا در شـام آخـر - نقـاشـی توسـط والنتیـن د بولـونیـه (Valentin de Boulogne) (۱٦٢٦)

او و پطرس‌ به‌ عنوان‌ رهبران‌ آن‌ دوازده‌ شناخته‌ شدند. هر چند كه‌ از لحاظ‌ خو و مزاج‌ كاملاً متفاوت‌ بودند، لیكن‌ معمولاً همراه‌ یكدیگر بودند[۱۹].

به‌نظر می‌رسد كه‌ برای‌ چند سالی‌ اورشلیم‌ محل‌ سكونت‌ اصلی‌ او بوده‌ باشد. بر اساس‌ روایت‌ معتبری‌، او سالهای‌ آخر عمر خود را در افسس‌ گذرانید. در مورد فعالیت‌ها و خدمات‌ او در افسس‌، اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌. وی‌ دوران‌ كهنسالی‌ طولانی‌ خود را در افسس‌ گذرانید و در آنجا انجیل‌، سه‌ رساله‌ و كتاب‌ مكاشفۀ‌ خود را به‌رشتۀ‌ تحریر درآورده‌ است‌[٢٠].

در قرون اخیر، منتقدان نوگرا، این نظریه را مطرح کرده‌اند که کتاب مکاشفه در سال ۷۰ میلادی، به‌دست یوحنا پاتموس نوشته شده است، زیرا نویسنده کتاب مکاشفه بارها خود را به‌نام یوحنا خوانده؛ اما در انجیل یوحنا نامی از نویسنده به‌طور مستقیم نیامده است. یوستینیوس، در سال ۱۳۵ میلادی، نگاشتن کتاب مکاشفه را به یوحنا بن زبدی، نسبت داد؛ ولی ائوسیبیوس، در قرن چهارم، در اصالت آن تردید کرد[٢۱]. هم‌چنان، این اعتقاد كليسا كه «يوحنای حواری نويسندۀ انجيل یوحنا است»، در قرن نوزدهم زير سؤال رفت[٢٢]. از طرفی، به گفتۀ آرچيبالد رابرتسون هيچ منبع [مستقل] ديگری نيز او را نویسندۀ اين انجيل معرفی نكرده است[٢۳].

با این حال، نویسنده‌های قدیمی مانند ایرنیوس و ترتولیان می‌گویند که یوحنا این انجیل را نوشته و به گفتۀ دائرةالمعارف کتاب مقدس، دیگر مدارک نیز همگی با این نظر موافق هستند[٢۴].

غالباً تاریخ‌ نگارش‌ این‌ انجیل‌، حدود سال‌ ۹٠ میلادی‌ تعیین‌ شده‌ است‌. عده‌ای‌ بر این‌ عقیده‌اند كه‌ یوحنا اصلاً این‌ انجیل‌ را خیلی‌ زودتر، یعنی‌ به‌هنگام‌ سكونتش‌ در اورشلیم‌ و قدری‌ بعد از قیام‌، ابتدا به‌ زبان‌ عبری‌ نوشته‌ و سپس‌ سال‌ها بعد در افسس‌ آن‌ را به‌ زبان‌ یونانی‌ درآورده‌ است‌[٢۵].

احتمالا در سال ۹۵ میلادی، توسط دومتیانوس امپراتور، به جزیره پاتموس (Patmos) تبعید گردید.[٢٦] او خود می‌نویسد:

    من یوحنا، برادر شما، که در اتحاد با عیسی در رنج و در پادشاهی و در بردباری شریک شما هستم به‌خاطر موعظه کلام خدا و شهادت به عیسی در جزیره‌ای به‌نام پاتموس مقیم بودم. آن روز، روز خداوند بود و روح‌القدس مرا فرا گرفت، در آن حال از پشت‌سر خود صدای بلندی مثل صدای شیپور شنیدم، که به من گفت: «آنچه را که می‌بینی در کتابی بنویس و به این هفت کلیسا، یعنی کلیساهای: افسس، اسمیرنا، پرغامس، طیاتیرا، سارد، فیلادلفیا، و لاودیکیه بفرست.»[٢٧]

پس از مرگ دومتیانوس، یوحنا از این جزیره بازگشته، مجددا در افسس سکونت گزید و روزگار را در آن سامان، به‌سر گذراند.[٢٨] به‌طور کلی، تاریخ زندگی یوحنا مبهم است. به‌همین دلیل است که تاریخ درگذشت وی چندان روشن نیست. طبق شهادت ایرنئوس و کلمنت اسکندرانی، وی تا اوایل حکومت تروجان، هم‌چنان زنده بوده است.[٢۹] اپیفانوس تاریخ وفات وی را در سال سوم سلطنت تروجان یعنی سال ۱٠٠ میلادی می­‌داند و اظهار می­‌دارد که او در سن ۹۴ سالگی در افسس از دنیا رفته است.[٣٠]

در مورد محل دفن یوحنا نیز روایت معتبری وجود ندارد؛ اما پولیکراتس (Polycrates) که در اواخر قرن دوم میلادی در این شهر به‌عنوان اسقف مشغول فعالیت بوده، ادعا کرده است که قبر یوحنای حواری در افسوس قرار دارد.[٣۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی، محمد محمدی و الهام محمدی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- یوحنا، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[٢]- متی‌ ۴: ٢۱
[٣]- متی‌ ٢٧: ۵٦؛ مرقس‌ ۱۵: ۴٠
[۴]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۵٦۴
[۵]- New Catholic Encyclopedia, (Gale, 2003, 2nd ed.), vol.7, p.896
[٦]- مرقس‌ ۱: ۱٦-٢٠
[٧]- یوحنا ۱۹: ٢٧
[٨]- یوحنا ۱٨: ۱۵ و ۱٦
[۹]- یوحنا ۱: ٣۵ و ۴٠
[۱٠]- چنان‌كه‌ مقایسۀ‌ آیات‌ فوق‌الذكر بر این‌ امر دلالت‌ دارد
[۱۱]- لوقا ۱: ٣٦
[۱٢]- لوقا ۱: ۱٧ و ٣٢
[۱٣]- یوحنا ۱: ٣۵-۵۱
[۱۴]- یوحنا ٢: ٢ و ۱۱
[۱۵]- مرقس‌ ٣: ۱٧
[۱٦]- مرقس‌ ۹: ٣٨
[۱٧]- لوقا ۹: ۵۴
[۱٨]- یوحنا ۱٣: ٢٣، ۱۹: ٢٦، ٢٠: ٢، ٢۱: ٧ و ٢٠
[۱۹]- یوحنا ٢٠: ٢؛ اعمال‌ ٣: ۱ و ۱۱، ۴: ۱٣، ۱۴: ٨
[٢٠]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، صص ۵٦۴-۵٦۵
[٢۱]- یوحنا، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[٢٢]- فهيم عزيز، المدخل الی العهد الجديد، ص ۵۴٦
[٢٣]- آرچيبالد رابرتسون، عيسی اسطوره يا تاريخ (فصل اول)، ص ٢٧
[٢۴]- دائرةالمعارف کتاب مقدس، ص ٢٧٠
[٢۵]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۵٦۵
[٢٦]- Eusebius, Church History, 3.18.1, in: Nicene and Post-Nicene Fathers, Series II, Vol. I
[٢٧]- مکاشفه باب اول: آیات ۹-۱۱
[٢٨]- ibid, 3.20.11 and 3.23.1
[٢۹]- ibid, 3.23.2
[٣٠]- هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، ص ۹٦٦؛ هم چنین دانشنامۀ آزاد ویکی‌پدیا (به‌زبان انگلیسی) می‌نویسد: «یوحنا به‌سبب کهولت سن در حدود ۱٠٠ میلادی در نزدیکی افسس درگذشت.» رجوع شود به:
John the Apostle, From Wikipedia, the free encyclopedia
[٣۱]- Britannica Encyclopedia of World Religions, (Encyclopedia Britannica INC, 2006), p.577



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

کتاب مقدس (ترجمۀ تفسیرِ)، انجمن بین‌المللی کتاب مقدس، چاپ سوم - ٢٠٠٢ میلادی
دائرةالمعارف کتاب مقدس، ترجمۀ آلیس علیایی، مریم قبادی، کیانوش اخوین و بهرام محمدیان، تهران: سرخدار، چاپ اول - ۱٣٨۱ خورشیدی
هنری هلی، راهنمای کتاب مقدس، ترجمۀ: جسيکا باباخانيان، سابرينا بدليان و ادوارد عيسی بيک، زير نظر کشيش ساروخاچيکی، هلند: چاپ اول - ٢٠٠٠ ميلادی
جیمز هاکس، قاموس کتاب مقدس، تهران: نشر اساطیر، چاپ ۱٣٨٣ خورشیدی، شابک: ۹٦۴-۵۹٦٠-۹٨-٣
ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد (انگلیسی و فارسی)



[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]



چهارشنبه ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱

لوقا

از: دانش‌نامه‌ی آريانا


فهرست مندرجات

[شخصیت‌های کتاب مقدس][انجیل لوقا]


لوقا (به عبری: לוקא؛ به یونانی: Λουκᾶς) از نخستین مسیحیان بود که به گفتۀ پدران کلیسا مانند جروم (Jerome) و اوسبیوس (Eusebius) انجیل لوقا و نیز کتاب اعمال رسولان را نوشت[۱]. او پزشك بود و اغلب با پولس رسول همسفر می‌شد تا در رساندن پيام مسيح به مردم او را ياری دهد. در ضمن، تاريخ‌نويس هم بود و به‌همين جهت است كه در انجيل لوقا، سرگذشت عيسی مسيح را با رعايت دقيق ترتيب رويدادها بيان می‌كند[٢].


[] زندگی‌نامه

لوقا، احتمالاً غیر یهودی، تعلیم یافته، بافرهنگ و طبیب ماهری بود[٣] و به‌‌زبان‌ و فرهنگ‌ عبری‌ و يونانی‌ تسلط‌ داشت. تاريخ‌‌نگار معروف‌ كليسا، «يوسيبيوس‌» معتقد است‌ كه‌ لوقا اهل‌ انطاكيه‌ بوده‌: «رَمزی‌»، يكی‌ از دانشمندان‌ معاصر و متخصص‌ رسالات‌ پولس‌، عقيده‌ دارد كه‌ لوقا اهل‌ فيليپی‌ بوده‌ است‌.[۴] نام او تنها سه بار در کل عهد جدید ذکر شده است: در کولسیان از او به‌عنوان «طبیب حبیب»، و در فلیمون به‌عنوان «همکار پولس» یاد شده است، و در دوم تیموتائوس آمده که او در لحظات تاریک شهادت پولس با او همراه بود. نکتۀ جالب این است که در این سه مورد، مرقس نیز با لوقا همراه است[۵].

اولين‌ جايی‌ كه‌ در مورد او مطلبی‌ آمده‌، آنجاست‌ كه‌ او پولس‌ را از «تروآس‌» به‌ فيليپی‌ می‌آورد. لوقا به‌ مدت‌ ٦ سال‌ در كليسای‌ نوبنياد فيليپی‌ مقام‌ رهبری‌ داشته‌ است‌. از آن‌ پس‌ او پولس‌ را در سفرهايش‌ همراهی‌ می‌كرده‌ است‌[٦].

دائرةالمعارف کتاب مقدس می‌نویسد: «لوقا در زمان‌های مختلف، از دومین سفر بشارتی پولس تا اولین زندانی شدنش در روم همراه او و دوستی وفادار بود. پس از آن که دیگران، پولس را ترک کرده بودند، لوقا در کنار او باقی ماند (تیموتاؤس ۴: ۱۱)»[٧].

لوقا اگرچه‌ در زندان‌ نبود، اما همراه‌ پولس‌ در قیصریه‌ بود. به‌كار بردن‌ كلمۀ‌ «ما» نشانگر این‌ مطلب‌ است‌[٨]. به‌نظر می‌رسد كه لوقا در این‌ زمان‌ انجیل‌ خود را به‌رشتۀ‌ تحریر درآورده‌ است‌[۹]. اقامت‌ دو سالۀ‌ او در قیصریه‌ به‌ او این‌ فرصت‌ را داده‌ بود تا به‌ اندازۀ‌ كافی‌ در اورشلیم‌ و جلیل‌ با رسولان‌ و همراهان‌ دیگر عیسی‌ مصاحبت‌ داشته‌ باشد و اطلاعات‌ دست‌ اولی‌ از آن‌ها كسب‌ نماید. مریم‌، مادر عیسی‌ احتمالاً هنوز در قید حیات‌ بود و در این‌ فرصت‌ لوقا می‌توانست‌ از زبان‌ خود او، داستان‌ زایش و دوران‌ كودكی‌ و بسیاری‌ از وقایع‌ دیگر زندگی‌ عیسی‌ را بشنود.[۱٠]

در آخرين‌ بخش‌ كتاب‌ اعمال‌ رسولان‌، به‌كارگيری‌ لغاتی‌ از قبيل‌ «آنان‌» و «ما» نشانگر آن‌ است‌ كه‌ لوقا از ترواس‌ تا فيليپی‌ با پولس‌ همراه‌ بوده‌ است‌. يعنی‌ در واقع‌ در اوايل‌ سفر دوم‌ پولس‌، همچنين‌ تقريباً ٦ سال‌ بعد، اواخر سفر سوم‌ پولس‌ و در عين‌ حال‌ از زمان‌ زندانی‌ شدن‌ پولس‌ در قيصريه‌ و روم‌ تا زمان‌ شهادتش‌، لوقا با پولس‌ بود[۱۱].

انطاکیه، سوریه و فیلیپی مکان‌هایی هستند که به‌عنوان محل زندگی لوقا پیشنهاد شده‌اند.[۱٢] او هیچگاه ازدواج نکرد و فاقد زن و فرزند بود و در سن ۸۴ سالگی در یونان درگذشت.[۱٣]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی، محمد محمدی و الهام محمدی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- Luke the Evangelist, From Wikipedia, the free encyclopedia
[٢]- کتاب مقدس (ترجمۀ تفسیرِ)، مقدمۀ انجیل لوقا، ص ۹۵۹
[٣]- دائرةالمعارف کتاب مقدس، ص ٢٦٨؛ هنری هلی می‌نویسد: «چنين‌ به‌‌نظر می‌رسد كه‌ لوقا غيريهودی‌ باشد؛ كه‌ در اين‌ صورت‌ در بين‌ نويسندگان‌ كتاب ‌مقدس‌ او تنها نويسنده‌ای‌ خواهد بود كه‌ غير يهودی‌ بوده‌ است‌.» (رجوع شود به: راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۵۹٧)
اعتقاد بر این است که لوقا یک یونانی غیر یهودی بود و به گفتۀ «يوسيبيوس‌» (Eusebius)، تاريخ‌‌نگار معروف‌ كليسای اولیه «لوقا در انطاکیه در سوریه متولد شد.» (رجوع شود به: «Saint Luke»، سایت اینترنتی کاتولیک آنلاین)
[۴]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۵۹٧
[۵]- همان‌جا، ص ۵۱٢؛ رجوع شود به: کولسیان ۴: ۱۴، فلیمون ٢۴، و دوم تیموتائوس ۴: ۱۱
[٦]- اعمال‌ رسولان‌ ۱٦: ۱٠؛ ۱٦: ۴٠؛ ٢٠: ٦
[٧]- دائرةالمعارف کتاب مقدس، ص ٢٦٨
[٨]- لوقا ٢۱: ۱٧ و ۱٨؛ ٢٧: ۱
[۹]- لوقا ۱: ۱-٣
[۱٠]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، صص ٦٢٢-٦٢٣
[۱۱]- راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۵۱٢؛ جهت‌ اطلاعات‌ بيشتر به‌ بخش‌ لوقا در كتاب‌ اعمال‌ رسولان‌، مراجعه‌ شود.
[۱٢]- دائرةالمعارف کتاب مقدس، ص ٢٦٨
[۱٣]- Luke the Evangelist, From Wikipedia, the free encyclopedia



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

کتاب مقدس (ترجمۀ تفسیرِ)، انجمن بین‌المللی کتاب مقدس، چاپ سوم - ٢٠٠٢ میلادی
دائرةالمعارف کتاب مقدس، ترجمۀ آلیس علیایی، مریم قبادی، کیانوش اخوین و بهرام محمدیان، تهران: سرخدار، چاپ اول - ۱٣٨۱ خورشیدی
هنری هلی، راهنمای کتاب مقدس، ترجمۀ: جسيکا باباخانيان، سابرينا بدليان و ادوارد عيسی بيک، زير نظر کشيش ساروخاچيکی، هلند: چاپ اول - ٢٠٠٠ ميلادی
ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد (انگلیسی)



[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]